Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
kick off
U
ضربه اغاز بازی
kickoff
U
ضربه اغاز بازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
greenie
U
ضربه در اغاز هر بخش بارسیدن به هدف
upfield
U
نقطه اغاز بازی
hole in one
U
گوی ضربه خورده از نقطه اغاز که به سوراخ میافتد
drive the green
U
با یک ضربه گوی را از نقطه اغاز به چمن نرم رساندن
free position
U
روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
mats
U
زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
mat
U
زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
grossest
U
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
gross
U
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
grossed
U
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
grosser
U
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
grosses
U
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
mulligan
U
ضربه ازاد در بازی غیررسمی گلف
grossing
U
تعداد ضربه ها در هر بخش از بازی گلف
tee shot
U
ضربه از نقطه شروع بازی گلف
netball
U
بازی شبیه به والیبال با گرفتن و انداختن توپ بجای ضربه زدن
tee
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teed
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
tees
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teeing
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
away
U
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
dawning
U
اغاز اغاز شدن
dawned
U
اغاز اغاز شدن
dawn
U
اغاز اغاز شدن
dawns
U
اغاز اغاز شدن
croquet
U
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
shinny
U
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
punt
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
U
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
harlequinade
U
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
U
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship
U
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay
U
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat
U
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game
U
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring
U
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
to make a trick
U
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
shinney
U
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
dib
U
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight
U
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
crossest
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
inning
U
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
sclaff
U
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
harlepuinade
U
نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic
U
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game
U
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
Bureaucracy . Red tape .
U
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
shank
U
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
kick off
U
اغاز
terminus a que
U
اغاز
origins
U
اغاز
outset
U
اغاز
initation
U
اغاز
inchoation
U
اغاز
inception
U
اغاز
incipience or ency
U
اغاز
initio
U
در اغاز
jump off
U
اغاز
origin
U
اغاز
kick-off
U
اغاز
kick-offs
U
اغاز
originationu
U
اغاز
abinitio
U
از اغاز
venue
U
اغاز
venues
U
اغاز
getaway
U
اغاز
getaways
U
اغاز
onset
U
اغاز
beginnings
U
اغاز
beginning
U
اغاز
entrancing
U
اغاز
insteps
U
اغاز
instep
U
اغاز
primordium
U
اغاز
initiation
U
اغاز
get away
U
اغاز
entrance
U
اغاز
entrances
U
اغاز
commencement
U
اغاز
scratch line
U
خط اغاز
authorship
U
اغاز
entranced
U
اغاز
exordium
U
اغاز
alphas
U
اغاز شروع
begin
U
اغاز کردن
begins
U
اغاز شدن
incipit
U
شروع و اغاز
incept
U
اغاز کردن
begins
U
اغاز کردن
inaugurator
U
اغاز کننده
begin
U
اغاز شدن
wire to wire
U
از اغاز تا فرجام
initial
U
واقع در اغاز
initialing
U
واقع در اغاز
alpha
U
اغاز شروع
initialled
U
واقع در اغاز
initialling
U
واقع در اغاز
initials
U
واقع در اغاز
uppermost
U
از اغاز از ابتدا
births
U
اغاز کردن
birth
U
اغاز کردن
birth
U
اغاز زاد
births
U
اغاز زاد
from a to izzard
U
از اغاز تا انجام
initialed
U
واقع در اغاز
push off
U
اغاز کردن
initiate
U
اغاز کردن
initiated
U
اغاز کردن
initiates
U
اغاز کردن
initiating
U
اغاز کردن
alpha and omega
U
اغاز و فرجام
inaugurate
U
اغاز کردن
inaugurated
U
اغاز کردن
inaugurates
U
اغاز کردن
inaugurating
U
اغاز کردن
leadoff
U
اغاز ضربت
nodal point
U
نقطه اغاز
start of taxt
U
اغاز متن
start of message
U
اغاز پیام
at first
U
در اغاز کار
at the start
U
در اغاز کار
self initiated
U
خود اغاز
thru
U
از اغاز تاانتها
inchoate
U
اغاز کردن
takeoffs
U
اغاز پرش
takeoff
U
اغاز پرش
soft start
U
اغاز نرم
som
U
اغاز پیام
start bit
U
بیت اغاز
lead off
U
اغاز کردن
debut
U
اغاز کار
debuts
U
اغاز کار
jump off
U
اغاز حمله
launches
U
اغاز کردن
commence
U
اغاز کردن
commenced
U
اغاز کردن
primes
U
درجه یک اغاز
launch
U
اغاز کردن
primed
U
درجه یک اغاز
prime
U
درجه یک اغاز
launching
U
اغاز کردن
start of heading
U
اغاز سرفصل
commences
U
اغاز کردن
to push off
U
اغاز کردن
revivals
U
اغاز رونق
revival
U
اغاز رونق
commencing
U
اغاز کردن
to take to
U
اغاز نهادن
initial point
U
نقطه اغاز
introductive
U
اغاز کننده
launched
U
اغاز کردن
placekick
U
ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
start bit
U
ذرهء اغاز نما
originate
U
اغاز شدن یاکردن
pullulate
U
اغاز توسعه نهادن
reoccupy
U
دوباره اغاز کردن
wires
U
خط اغاز یا پایان مسابقه
stages
U
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
set position
U
اماده در نقطه اغاز
decadence
U
فساد اغاز ویرانی
originating
U
اغاز شدن یاکردن
originates
U
اغاز شدن یاکردن
originated
U
اغاز شدن یاکردن
wire
U
خط اغاز یا پایان مسابقه
multilaunching
U
اغاز بکار چندتایی
initial boiling point
U
نقطه اغاز جوشش
stage
U
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
staggers
U
خط اغاز مسیر هر دونده
staggering
U
خط اغاز مسیر هر دونده
stagger
U
خط اغاز مسیر هر دونده
new departure
U
اغاز رویه تازه
era
U
اغاز تاریخ عصر
eras
U
اغاز تاریخ عصر
jump the gum
U
خطا در اغاز پرش
to take arms
U
جنگ اغاز کردن
christmas tide
U
هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
eolithic
U
متعلق به اغاز عصرسنگ
aurora
U
سرخی شفق اغاز
exordial
U
مربوط به اغاز یا مقدمه
through
U
از اغاز تا انتها کاملا
grid start
U
حرکت اتومبیلها با هم در اغاز
prefacing
U
اغاز پیش گفتار
prefaces
U
اغاز پیش گفتار
flagman
U
پرچم دار خط اغاز
guard line
U
خط اغاز مسابقه شمشیربازی
preface
U
اغاز پیش گفتار
prefaced
U
اغاز پیش گفتار
hajime
U
اغاز مبارزه کاراته
corrosive attack
U
اغاز و توسعه خورندگی
initials
U
پاراف در اغاز قرار دادن
begin
U
اغاز نهادن شروع کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com