Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 247 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
vertical recording
U
ضبق عمودی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
stringer
U
تراورس عمودی
stringers
U
تراورس عمودی
loft
U
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
lofts
U
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
profile
U
نیمرخ برش عمودی
profile
U
برش عمودی
profile
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiled
U
نیمرخ برش عمودی
profiled
U
برش عمودی
profiled
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiles
U
نیمرخ برش عمودی
profiles
U
برش عمودی
profiles
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiling
U
نیمرخ برش عمودی
profiling
U
برش عمودی
profiling
U
برش عمودی تصویر جانبی
pitch
U
چرخش عمودی وعرضی ناو
pitches
U
چرخش عمودی وعرضی ناو
decimal
U
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal
U
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals
U
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals
U
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
orientation
U
جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی
hemstitch
U
رشتههای نخ رابطورموازی قرار دادن ورشتههای عمودی را ازلای انهاگذراندن
two-dimensional
U
آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند
risers
U
انشعابات عمومی چتر نجات ستونها یا طنابهای عمودی ناو طنابهای شانهای چترنجات
portrait
U
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
portraits
U
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
stump
U
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumped
U
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumping
U
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumps
U
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
cliff
U
صخره عمودی
cliffs
U
صخره عمودی
jamb
U
تیر عمودی چارچوپ
jambs
U
تیر عمودی چارچوپ
size
U
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes
U
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
right
U
حق عمودی
righted
U
حق عمودی
righting
U
حق عمودی
tracing
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracings
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
perpendicular
U
عمودی
masse
U
ضربه عمودی به یک طرف گوی بیلیارد
vertical
U
عمودی
vertical
U
بخشی از سیستم کنترلی چاپگر که قالب عمودی متن چاپ شده را کنترل میکند
stick
U
هریک از سه میله عمودی کریکت چوبدست اسکی
stile
U
باهو چوب عمودی چهارچوب درب
stiles
U
باهو چوب عمودی چهارچوب درب
column
U
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
columns
U
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
aplomb
U
حالت عمودی
paper
U
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papered
U
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papering
U
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papers
U
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
square
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
rocket
U
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketed
U
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketing
U
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rockets
U
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rudder
U
مکان عمودی متحرک
rudders
U
مکان عمودی متحرک
boom
U
ستون عمودی
boomed
U
ستون عمودی
booming
U
ستون عمودی
booms
U
ستون عمودی
pit
U
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pits
U
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
plumb line
U
خط عمودی
plumb lines
U
خط عمودی
mouse
U
توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
mouses
U
توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
straight
U
عمودی
straighter
U
عمودی
straightest
U
عمودی
pole
U
چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
poles
U
چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
chart
U
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
charted
U
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
charting
U
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
charts
U
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
erect
U
عمودی
erected
U
عمودی
erecting
U
عمودی
erects
U
عمودی
standard
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
stairwell
U
پله کان عمودی
stairwells
U
پله کان عمودی
lineal
U
عمودی اجدادی
lineal
U
عمودی
bollard
U
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
bollards
U
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
hoop
U
میله عمودی کروکه
hoops
U
میله عمودی کروکه
Other Matches
vertical redundancy check
U
بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
upright
U
عمودی
on end
U
عمودی
othogonal
U
عمودی
perpendecular
U
عمودی
vertical scrolling
U
چرخش عمودی
vertical axis
U
محور عمودی
vertical mobility
U
تحرک عمودی
vertical growth
U
رشد عمودی
vertical justification
U
تطابق عمودی
vertical justification
U
تنظیم عمودی
vertical interval
U
فاصله عمودی
vertical merger
U
ادغام عمودی
vertical integration
U
ادغام عمودی
nosedive
U
فرود عمودی
erectness
U
حالت عمودی
perpendicularity
U
حالت عمودی
perpendecular
U
خط عمودی یا قائم
out of the perpendicular
U
غیر عمودی
joint drain
U
زهکش عمودی
orthotropism
U
رویش عمودی
linal descent
U
وارث خط عمودی
orthogonality
U
حالت عمودی
orthogonal rotation
U
چرخش عمودی
out of plumb
U
غیر عمودی
normal acceleration
U
شتاب عمودی
normal axis
U
محور عمودی
normal force
U
تلاش عمودی
normal force
U
نیروی عمودی
plumbness
U
حالت عمودی
portraint orientation
U
تمایل عمودی
tap root
U
ریشه عمودی
vertical force
U
نیروی عمودی
vertical expansion
U
گسترش عمودی
vertical equity
U
برابرسازی عمودی
plumb
U
شاقول عمودی
vertical equity
U
عدالت عمودی
vertical combines
U
ترکیب عمودی
riser
U
سیم عمودی
vertical antenna
U
انتن عمودی
angle socket
سرپیچ عمودی
vertical adjustment
U
تنظیم عمودی
apeak
U
عمودی قائم
apeak
U
بحالت عمودی
off plmb
U
غیر عمودی
hammer-post
U
تیر عمودی
brise-soleil
U
پرده عمودی
brise-soleil
U
کرکره عمودی
crown-post
U
تیرک عمودی
door-post
U
[تیر عمودی در]
near vertical
U
تقریبا عمودی
y axis
U
محور عمودی
vertical synchronizing
U
همزمانساز عمودی
verticality
U
حالت عمودی
whip stall
U
حرکت عمودی
vertical
U
عمودی
[ریاضی]
nosediving
U
فرود عمودی
nosedives
U
فرود عمودی
nosedived
U
فرود عمودی
Y direction
U
حرکت عمودی
serrated vertical pulse
U
ضربه عمودی دندانهای
stanchion
U
میلههای عمودی ناو
taproot
U
ریشه عمودی اصلی
erectly
U
بطور ایستاده یا عمودی
munting
U
الت عمودی پنجره
gules
U
خطوط موازی عمودی
lucarne
U
پنجره عمودی خوابگاه
vertical cliffs
U
صخره های عمودی
anchor at short stay
U
لنگر طولی عمودی
Y coordinate
U
مختصات بردار عمودی
y axis
U
بردار عمودی گراف
vrc
U
بررسی افزایش عمودی
vertically adjustable
قابلیت تنظیم عمودی
vertical tab
U
جدول بندی عمودی
vertical stabilizer
U
تیغه یا باله عمودی
vertical application
U
برنامه کاربردی عمودی
goalposts
U
تیرک عمودی دروازه
goalpost
U
تیرک عمودی دروازه
upright
U
تیرک عمودی دروازه
door-jamb
U
[تیر عمودی چارچوب در]
crown-strut
U
[شمع پشتبند عمودی]
plumb
U
: راست بطور عمودی
flute
U
[شیار عمودی روی ستون]
vertical speed
U
سرعت صعود عمودی هواپیما
king-pendant
U
[تیر عمودی در خرپای میانی]
sternpost
U
تیر عمودی عقب کشتی
adjustment for vertical-circle image
تنظیم عمودی مرکز تصویر
slash pocket
U
جیب عمودی درجهت درزلباس
escoinson
U
[گوشه تیر عمودی چارچوب]
orthotropic
U
دارای محور اصلی عمودی
chimney-jamb
U
[تیر عمودی چارچوب دودکش]
vertical events numbering
U
شماره گذاری عمودی وقایع
bulkhead
U
دیواره عمودی روی قایق
bulkheads
U
دیواره عمودی روی قایق
axis
U
برای مختصات عمودی در گراف
uprights
U
تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
lubber line
U
خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
simple shear
U
دراین برش تنش عمودی وجودندارد
y axis
U
محور عمودی روی یک صفحه مختصات
hanging-post
U
[تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
plumb
U
عمق پیمودن عمودی قرار دادن
y amplifier
U
تقویت کننده با سیستم انحراف عمودی
mullion
U
جرز یا الت عمودی میان قسمتهای پنجره
intertie
U
تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
high tailed aircraft
U
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
munnion
U
جرز الت عمودی در میان قسمتهای پنجره
springing teal
U
تیراندازی به هدفهایی که بطور عمودی بالا می ایند
durn
U
[تیر عمودی در ساخته شده از چوب بائو]
capriole
U
پرش عمودی اسب با پاهای کشیده به عقب
vertical replenishment
U
تجدید تدارکات از راه هوا صعود و فرود عمودی
escapement
U
تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
rimrock
U
صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
X Y
U
مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
cross-window
U
[پنجره ای با جرز عمودی میان قسمت هایش به شکل صلیب]
long-and-short work
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
lanternpinion
U
چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
keystone distortion
U
تغییر شکل تصویر که خط وط عمودی در لبههای افقی صفحه نمایش خم می شوند
columnar
U
گرافی که مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی نمایش داده می شوند
bar graph
U
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده میشود
over the shoulder bombing
U
نوعی بمباران عمودی که پس از عبور از خط قایم هدف بمب رها میشود
bar chart
U
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده شده اند
histogram
U
گرافی که روی آن مقادیر به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده می شوند
tabbing
U
تنظیم یک ستون از اعداد به طوری که نقاط دهدهی عمودی قرار گرفته اند
t stop
U
روش توقف با گذاشتن پای ازاد بطور عمودی پشت اسکیت دیگر
trapezoidal distortion
U
اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
hard spun
U
[نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
laced window
U
[مجموعه ای از پنجره های عمودی که در قرن هجده میلادی در انگلستان متداول بوده است.]
compound bending
U
خمشی که دران لنگر پیچشی صفر بوده وتنشهای عمودی کششی وفشاری فاهر میشوند
association croquet
U
مسابقه بین دو تیم یا دو نفر در زمینی بطول 53 متر و عرض 62متر با 6 دروازه و یک میله عمودی
anti collision light
U
چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
mechanical mouse
U
mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
angle-post
U
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
drop height
U
ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
post and rail
U
مانع در پرش اسب 4 تیر افقی و 2 تیر عمودی
compound compression
U
فشار مرکب حالت فشاری که دران لنگرپیچشی صفربوده وتمام تنشهای عمودی فشاری میباشند
fret
U
[نقشه پیچ در پیچ در حاشیه با استفاده از خطوط افقی و عمودی با زوایای ۹۰ درجه و مربوط به کشور چین]
king post
U
تیر بزرگ عمودی شیروانی شاه تیر
erection of loom
U
بر پا کردن دار قالی
[خصوصا در دار عمودی]
scrolls
U
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
scroll
U
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
square wave
U
باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
kepse motife
U
[ریشه کلمه ترکی است و به معنی بسته یا دسته می باشد. این نگاره بصورت بوته ای افقی با شاخه های عمودی بافته می شود و جلوه ای از برگ های دن دادنه دار را نشانمیدهد.]
quadrature encoding
U
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
scarp
U
بریدن عمودی بریدن
goalposts
U
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
goalpost
U
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com