Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
schedule
U
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
scheduled
U
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
schedules
U
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the a invoice
U
صورت حساب ضمیمه
annexes
U
ضمیمه کردن ضمیمه
annex
U
ضمیمه کردن ضمیمه
annexing
U
ضمیمه کردن ضمیمه
pull down menu
U
فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
tabular
U
فهرستی
indexical
U
فهرستی
menu driven
U
فهرستی
excursus
U
مقالهء ضمیمه ضمیمه تشریحی
inventorial
U
مربوط به دفتر دارایی فهرستی
attaching
U
ضمیمه کردن
attaches
U
ضمیمه کردن
accompanies
U
ضمیمه کردن
tag
U
ضمیمه کردن
accompanied
U
ضمیمه کردن
enclosing
U
ضمیمه کردن
tags
U
ضمیمه کردن
encloses
U
ضمیمه کردن
enclose
U
ضمیمه کردن
tacks
U
ضمیمه کردن
add
U
ضمیمه کردن
affix
U
ضمیمه کردن
tack
U
ضمیمه کردن
affixed
U
ضمیمه کردن
affixes
U
ضمیمه کردن
tacked
U
ضمیمه کردن
affixing
U
ضمیمه کردن
accompany
U
ضمیمه کردن
adject
U
ضمیمه کردن
append
U
ضمیمه کردن
subjoin
U
ضمیمه کردن
tacking
U
ضمیمه کردن
attach
U
ضمیمه کردن
attachment
U
توقیف کردن ضمیمه
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
supplements
U
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplemented
U
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplementing
U
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplement
U
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
attachable
U
قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
attaches
U
پیوست کردن ضمیمه کردن
attach
U
پیوست کردن ضمیمه کردن
attaching
U
پیوست کردن ضمیمه کردن
list price
U
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
local
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
U
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
invoiced
U
صورت کردن
list
U
صورت کردن
invoices
U
صورت کردن
invoicing
U
صورت کردن
invoice
U
صورت کردن
complementing
U
ضمیمه
addendum
U
ضمیمه
complements
U
ضمیمه
addenda
U
ضمیمه
attachment
U
ضمیمه
complemented
U
ضمیمه
complement
U
ضمیمه
apendix
U
ضمیمه
appendant
U
ضمیمه
appendixes
U
ضمیمه
appurtenance
U
ضمیمه
appendix
U
ضمیمه
appendage
U
ضمیمه
comprising
<prep.>
U
به ضمیمه
including
<prep.>
U
به ضمیمه
amendment
U
ضمیمه
amendments
U
ضمیمه
enclosures
U
ضمیمه
enclosure
U
ضمیمه
appurtenence
U
ضمیمه
accompanying
U
ضمیمه
including
U
به ضمیمه
attached
U
ضمیمه
inclusive of
<prep.>
U
به ضمیمه
thereto attached
U
ضمیمه به ان
supplement
U
ضمیمه
supplemented
U
ضمیمه
insertion
U
ضمیمه
exhibited
U
ضمیمه
supplements
U
ضمیمه
accompaniments
U
ضمیمه
exhibit
U
ضمیمه
supplementing
U
ضمیمه
appendages
U
ضمیمه
appendices
U
ضمیمه
exhibiting
U
ضمیمه
annexing
U
ضمیمه
annexes
U
ضمیمه
annex
U
ضمیمه
exhibits
U
ضمیمه
accompaniment
U
ضمیمه
rosters
U
وارد صورت کردن
to strike off the rolls
U
از صورت حذف کردن
roster
U
وارد صورت کردن
arrangement
U
ضمیمه قرارداد
appendixes
U
ضمیمه ذیل
extrinsic
U
جزئی ضمیمه
enclosed
<adj.>
<past-p.>
U
ضمیمه شده
attributed
<adj.>
<past-p.>
U
ضمیمه شده
attached
<adj.>
<past-p.>
U
ضمیمه شده
annexed
<adj.>
<past-p.>
U
ضمیمه شده
affixed
<adj.>
<past-p.>
U
ضمیمه شده
cirrus
U
اویز ضمیمه
vermiform appendix
U
ضمیمه اعور
postscripts
U
ضمیمه کتاب
enclosed
U
ضمیمه شده
affected
[added]
<adj.>
<past-p.>
U
ضمیمه شده
arrangements
U
ضمیمه قرارداد
appendix
U
ضمیمه ذیل
tag
U
ضمیمه شدن به
tags
U
ضمیمه شدن به
annexed
U
ضمیمه منضم
codicil
U
ضمیمه وصیتنامه
codicils
U
ضمیمه وصیتنامه
postscript
U
ضمیمه کتاب
adjoint
U
مشوق ضمیمه
attachment
U
ضمیمه الصاق
attachment
U
ضبط ضمیمه
adjuncts
U
ملازم ضمیمه
adjunct
U
ملازم ضمیمه
an a to a dictionary
U
ضمیمه فرهنگ
given in
U
ضمیمه شده
strike off the rolls
U
از صورت وکلا خارج کردن
mine action
U
عمل کردن به صورت مین
adjunction
U
ضمیمه مشاع سازی
additions
U
اسم اضافی ضمیمه
annexing
U
پیوستن ضمیمه سازی
cirrate
U
دارای زائده و ضمیمه
pendants
U
بی تکلیف ضمیمه شده
annexation
U
ضمیمه سازی انضمام
annexes
U
پیوستن ضمیمه سازی
addition
U
اسم اضافی ضمیمه
annex
U
پیوستن ضمیمه سازی
pendant
U
بی تکلیف ضمیمه شده
barrage jamming
U
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
skews
U
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
To take an invevtory.
U
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
to e. figures upon astone
U
صورت هایی بر سنگ نقش کردن
skewing
U
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
skew
U
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
take something to heart
<idiom>
U
به صورت جدی تصمیم گیری کردن
watt
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
glossary
U
واژه نامه ضمیمه کتاب
attachment
U
ضمیمه اثاث جمع اوری
tagged
U
بر چسب زده ضمیمه دار
glossaries
U
واژه نامه ضمیمه کتاب
copy of his letter is here with enclosed
U
رونوشت نامه وی ضمیمه است
discretionary
U
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
to stare at person in the face
U
توی صورت کسی خیره یابربرنگاه کردن
administrative landing
U
پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
hasty sling
U
حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجیلی
figure eight fake
U
ارایش کردن طنابهای ناو به صورت چلیپایی
return account
U
صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
denationalizing
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
mercury delay line
U
روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
to save ones face
U
ابروی خودراحفظ کردن صورت خودرابسیلی سرخ نگاه داشتن
to marshal one's creditors
U
صورت بستانکاران خود را ازلحاظ تقدم و تاخر منظم کردن
attachment
U
توقیف و ضبط شخص یا مال به دلایل قانونی ضمیمه
check register
U
بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
lotions
U
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotion
U
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
chyron
[American E]
U
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
aston
[British E]
U
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
Lower third
U
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
rom
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions
U
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern
U
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
WAV file
U
روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
format
U
مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
selects
U
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
formats
U
مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
WAVE file
U
روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
selected
U
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
index
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
select
U
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
declarative statement
U
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration
U
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations
U
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
mined
U
مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mine
U
مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mines
U
مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
hotspot
U
فضای خاص در تصویر یا نمایش که در صورت حرکت کردن نمایشگر روی آن کار خاصی میکند
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
texts
U
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com