English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
record U صورت جلسه سابقه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
minute U صورت جلسه
minutes U صورت جلسه
protocol U صورت جلسه ازمایش
protocol U صورت جلسه کنفرانس
protocols U صورت جلسه کنفرانس
protocols U صورت جلسه ازمایش
proces verbal U صورت جلسه نشست نامه
the rules of protocol U قوانین قرارداد [صورت جلسه کنفرانس]
minute U خلاصه ساختن صورت جلسه نوشتن
It is quite unprecedented. U بی سابقه است ( سابقه ندارد )
sederunt U جلسه روحانیان کلیسا اعضای جلسه روحانی شورای روحانی
for two weeks U جلسه دوهفته پس افتاد جلسه را به دوهفته بعدموکول کردند
inventory U از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
track record U سابقه
past U سابقه
track records U سابقه
antecedents U سابقه
antecedent U سابقه
precedential U سابقه شو
record U سابقه
shaft U سابقه
shafts U سابقه
acquaintance U سابقه
scape U سابقه
scape U سابقه پر
acquaintances U سابقه
unprecedentedly U بی سابقه
unprecedented U بی سابقه
context U سابقه
contexts U سابقه
precedent U سابقه
backgrounds U سابقه
ensample U سابقه
intellects U سابقه
precedents U سابقه
it served as a precedent U سابقه شد
background U سابقه
intellect U سابقه
prehistory U سابقه
precedential U سابقه درست کن
record of service U سابقه خدمت
precedented U سابقه دار
infamy U افتضاح سابقه بد
precedence U امتیاز سابقه
record U سابقه مدرک
stock record U سابقه موجودی
stare decisis U قاعده سابقه
precedent U سابقه داشتن
histories U سابقه پیشینه
precedents U سابقه داشتن
history U سابقه پیشینه
precedency U امتیاز سابقه
as much as never before <adv.> U به اندازه بی سابقه
as never before <adv.> U بطور بی سابقه
bad record U سوء سابقه
histogram U سابقه نما
grey headed U سابقه دار
freedom from evil record U عدم سو سابقه
unheard of U بی سابقه کس نشنیده
locals U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
squall U باد بی سابقه وشدید
squalls U باد بی سابقه وشدید
record U مدرک کتبی سابقه
case histories U سابقه مرض ودرمان
seeded U بازیکن سابقه دار
case history U سابقه مرض ودرمان
form U سابقه فعالیت اسب
forms U سابقه فعالیت اسب
old hand U ادم با سابقه و مجرب
To set(create,establish)a precedent. U ایجاد سابقه کردن
formed U سابقه فعالیت اسب
known to the police U دارای سابقه در شهربانی
It is base on a precedent. U مسبوق به سابقه است
unheard U بی سابقه توجه نشده
old hands U ادم با سابقه و مجرب
printers U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
there is no precedent for this U این چیز سابقه ندارد
To be an old hand at something. U درکاری سابقه وتجربه داشتن
perpetual stock record U سابقه دائمی موجودی انبار
honorable discharge U ترخیص با سابقه خدمت مجدانه
plastic bubble keyboard U صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
He has a poor service record in this company. U دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
packet U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
meeting U جلسه
meetings U جلسه
session U جلسه
sitting U جلسه
meets U : جلسه
meet U : جلسه
sessions U جلسه
sittings U جلسه
seance U جلسه
vendor rating U رده بندی فروشندگان براساس سابقه انها
we cannot trace the petitioner U نمیتوانم سابقه عرضحال دهنده را پیدا کنم
stare decisis U قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
numeric U که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
agendas U دستور جلسه
order of the day U دستور جلسه
nonresident U غیرحاضر در جلسه
chairman U رئیس جلسه
special session U جلسه مخصوص
reunion U تجدید جلسه
reunions U تجدید جلسه
chairmen U رئیس جلسه
general meeting U جلسه عمومی
court session U جلسه دادگاه
in the meeting of d may U در جلسه سوم می
public session U جلسه علنی
agenda U دستور جلسه
meetings U انجمن جلسه
meeting U انجمن جلسه
chairperson U رئیس جلسه
chairpersons U رئیس جلسه
cabinet council U جلسه هیات وزیران
seance U جلسه احضار روح
bull session U جلسه محاوره ومرور
spectators U مستمعین جلسه دادگاه
sitting in camera U جلسه خصوصی دادگاه
the house went into secret session U مجلس جلسه سری
convene U تشکیل جلسه دادن
special session U جلسه فوق العاده
sitting in camera U جلسه غیر علنی
seance U جلسه احضارارواح وغیره
rehearing U جلسه دادرسی مجدد
convocations U جلسه عمومی دانشجویان
convocation U جلسه عمومی دانشجویان
stags U جلسه یا مهمانی مردانه
stag U جلسه یا مهمانی مردانه
to hold a meeting U جلسه منعقد کردن
The meeting was postponed. U جلسه را عقب انداختند
walkouts U اعتصاب ,ترک جلسه
walkout U اعتصاب ,ترک جلسه
work out U برنامه یک جلسه تمرین
convening U تشکیل جلسه دادن
private session U جلسه غیر علنی
convenes U تشکیل جلسه دادن
convened U تشکیل جلسه دادن
marathon U جلسه گروهی طولانی
marathons U جلسه گروهی طولانی
to hold a session U جلسه منعقد کردن
critic report U گزارش نتیجه جلسه انتقاد
critiques U جلسه انتقاد بعد ازعملیات
presides U ریاست جلسه را بعهده داشتن
presiding U ریاست جلسه را بعهده داشتن
preside U ریاست جلسه را بعهده داشتن
presided U ریاست جلسه را بعهده داشتن
Those who attended the meeting. U کسانیکه در جلسه حاضر بودند
open the meeting U رسمیت جلسه را اعلام کردن
critique U جلسه انتقاد بعد ازعملیات
adjournment U احاله رسیدگی به جلسه بعد
adjournments U احاله رسیدگی به جلسه بعد
to sit U درباره موضوعی جلسه کردن
barrage jamming U تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
masters of ceremonies U متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
seminar U جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
The date of the meeting has been advanced. U تاریخ جلسه جلو افتاده است
call a metting U تعیین وقت و دعوت برای جلسه
seminars U جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
master of ceremonies U متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
committees U هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
committee U هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
watts U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary U آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
hansardize U متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
briefings U جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
convoke U برای تشکیل جلسه وشورایاکمیسیون دعوت کردن
briefing U جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
quorum U حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه
agendas U لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
agenda U لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting. U من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
to call a meeting of the board of directors U برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
To conduct a meeting in an orderly manner. U جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
national educational computing conferenc U جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
peremptory undertaking U تعهد خواهان باارائه دلیل در اولین جلسه بعدی دادگاه
rom U دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern U صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions U استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
walkthrough U جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
dat U سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
skull practice U کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
pourparley U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
briefing direction U دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
dye analysis U [آنالیز کردن رنگینه های بکار رفته در فرش جهت تعیین طول عمر فرش و سابقه تاریخی نوع رنگینه]
Ushak medallion U ترنج عشاق [این ترنج مربوط به شهری به همین نام در ترکیه است که دارای سابقه پانصد ساله در بافت فرش است.]
basic U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation U صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming U روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
Khotan rug U فرش ختن [این شهر در جنوب ترکستان چین واقع می باشد و سابقه سیصد ساله در فرش بافی دارد. اکثر لچک های ترنجی را منسوب به این منطقه می دانند و از پودهای پشمی و گاه نخ های زربفت در طرح ها استفاده می شود.]
Tibet U تبت [این ناحیه با کشورهای چین، هند و نپال همسایه بوده و فرش آن بیشتر تحت تاثیر چین قرار داشته است.سابقه فرش بافی در آن حدود سیصد سال می باشد. نقش ببر از طرح های اصلی فرش تبت است.]
conformational isomers U هم صورت
faces U صورت
invoice U صورت
images U صورت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com