English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pudding face U صورت بزرگ و فربه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pans U حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan- U حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan U حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
overlays U بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlaying U بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlay U بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
modules U بخش کوچک برنامه بزرگ که در صورت لزوم میتواند مستقل به عنوان یک برنامه کار کند
module U بخش کوچک برنامه بزرگ که در صورت لزوم میتواند مستقل به عنوان یک برنامه کار کند
inventory U از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
democratic party U یکی از دو حزب بزرگ سیاسی ایالات متحده امریکا که به صورت فعلیش از 8281 تاسیس شده لیکن از 7871 عملا" موجود بوده است
shift key U که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
shift keys U که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
databases U مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
database U مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
fats U فربه
plumpy U فربه
fat U فربه
fatter U فربه
in pride of grease U فربه
tubby U فربه
well-fed U فربه
hammy U فربه
fattest U فربه
in grease U فربه
plumpest U فربه
plump U فربه
fleshier U فربه
beefy U فربه
heavy-set U فربه
corpulent U فربه
obese U فربه
fat heart U دل فربه
heavyweight U فربه
pursy U فربه
heavyweights U فربه
fleshy U فربه
fleshiest U فربه
fatten U فربه کردن
fattens U فربه کردن
pyknic type U سنخ فربه تن
to grow fat U فربه شدن
to fil out U فربه شدن
fattened U فربه کردن
endomorphy U فربه تنی
fulsome U فربه شهوانی
fat guts U ادم فربه وگوشتالو
plump U چاق وچله فربه ساختن
plumper U فربه کننده دروغ محض
plumpest U چاق وچله فربه ساختن
My grandparents are six feet under. <idiom> U پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania U مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
museum piece U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
fossil U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
macropterous U دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
locals U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard U صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
grandam U مادر بزرگ ننه بزرگ
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparents U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
numeric U که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
cray U نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
fats U چربی دار کردن فربه یا پرواری کردن
fattest U چربی دار کردن فربه یا پرواری کردن
fat U چربی دار کردن فربه یا پرواری کردن
fatter U چربی دار کردن فربه یا پرواری کردن
barrage jamming U تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary U آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom U دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions U استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern U صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
dat U سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basic U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation U صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming U روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
nonus U بزرگ
great- U بزرگ
gates U در بزرگ
megapod U بزرگ پا
greatest U بزرگ
mighty U بزرگ
great U بزرگ
magacephalic U بزرگ سر
gate U در بزرگ
grossed U بزرگ
majuscular U بزرگ
adults U بزرگ
adult U بزرگ
majuscule U بزرگ
mightier U بزرگ
macrocephalic U بزرگ سر
macro U بزرگ
mightiest U بزرگ
long ton U تن بزرگ
dignified U بزرگ
majestic U بزرگ
vast U بزرگ
considerably large U بس بزرگ
bandog U سگ بزرگ
enormous U بزرگ
largest U بزرگ
larger U بزرگ
large U بزرگ
hugeous U بزرگ
massive U بزرگ
massively U بزرگ
canis major U سگ بزرگ
canis majoris U سگ بزرگ
egregious U بزرگ
extra U بزرگ
extra- U بزرگ
extras U بزرگ
decuman U بزرگ
grossing U بزرگ
grossest U بزرگ
grosses U بزرگ
grosser U بزرگ
gross U بزرگ
immane U بزرگ
bulkiest U بزرگ
bulky U بزرگ
king size U بزرگ
large sized U بزرگ
large sized a U بزرگ
of a large size U بزرگ
highs U بزرگ
highest U بزرگ
bulkier U بزرگ
full bottomed U بزرگ
swingeing U بزرگ
wallopings U بزرگ
walloping U بزرگ
headmen U بزرگ
majoring U بزرگ
headman U بزرگ
majored U بزرگ
major U بزرگ
high U بزرگ
doyennes U زن بزرگ
eminent U بزرگ
spanking U بزرگ
smallest U بزرگ نه
stour U بزرگ
grave U بزرگ
gravest U بزرگ
smaller U بزرگ نه
doyenne U زن بزرگ
spankings U بزرگ
big U بزرگ
propylon U در بزرگ
biggest U بزرگ
jumbo U بزرگ
extensive U بزرگ
jumbos U بزرگ
graves U بزرگ
voluminous U بزرگ
bigger U بزرگ
paternal grandmother U نه نه بزرگ
small U بزرگ نه
vasty U بزرگ
swith U بزرگ
capital letter U حرف بزرگ
high-minded U بزرگ منش
grand father U پدر بزرگ
avous U پدر بزرگ
alcove U طاقچه بزرگ
swelled U بزرگ شدن
case knife U چاقوی بزرگ
maximised U بزرگ کردن
caldron U کتری بزرگ
maximising U بزرگ کردن
bass drum U طبل بزرگ
bass fiddle U ویلن سل بزرگ
big bang U انفجار بزرگ
maximises U بزرگ کردن
big league U لیگ بزرگ
bonefire U اتش بزرگ
bronchocele U بزرگ شدگی
maximize U بزرگ کردن
maximized U بزرگ کردن
distending U بزرگ کردن
distends U بزرگ کردن
billow U موج بزرگ اب
billowed U موج بزرگ اب
billowing U موج بزرگ اب
billows U موج بزرگ اب
bulldogs U نوعی سگ بزرگ
galactic U بی نهایت بزرگ
aggrandize U بزرگ کردن
aggrandise U بزرگ شدن
cataract U ابشار بزرگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com