Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
platen
U
صفحه پهن فلز قالب ریزی و ریخته گری نورد ماشین تحریر و غیره
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
platen
U
نگهدارنده کاغذ در چاپگر نورد ماشین تحریر
qwerty keyboard
U
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی
keyboard terminal
U
صفحه کلیدی شبیه به دستگاه ماشین تحریر که اجازه میدهد تا اطلاعات به درون یک سیستم کامپیوتری وارد شود
The letter is well typed .
U
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
type writer
U
ماشین تحریر
typewriters
U
ماشین تحریر
typewriter
U
ماشین تحریر
types
U
با ماشین تحریر نوشتن
teleprinters
U
ماشین تحریر تلگرافی
teleprinter
U
ماشین تحریر تلگرافی
types
U
باسمه ماشین تحریر
typed
U
با ماشین تحریر نوشتن
ribbon
U
نوار ماشین تحریر
typed
U
باسمه ماشین تحریر
type
U
با ماشین تحریر نوشتن
type bar
U
میله ماشین تحریر
type
U
باسمه ماشین تحریر
electric typewriter
U
ماشین تحریر برقی
type write
U
با ماشین تحریر نوشتن
stroke
U
ضربه
[ماشین تحریر]
ribbons
U
نوار ماشین تحریر
stationed
U
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند
station
U
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند
stations
U
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند
teletypewriter
U
ماشین تحریر راه دور
console type writer
U
ماشین تحریر میز فرمان
tty
U
ماشین تحریر راه دور
moulds
U
قالب ریخته گری
mould
U
قالب ریخته گری
molds
U
قالب ریخته گری
pig
U
قالب ریخته گری
pigs
U
قالب ریخته گری
molded
U
قالب ریخته گری
moulded
U
قالب ریخته گری
mold
U
قالب ریخته گری
teletypewriter
U
دورنگاره ماشین تحریر راه دور
diecasting
U
ریخته گری با قالب فلزی
Teletypes
U
ماشین تحریر راه دور تله تایپ
Teletype
U
ماشین تحریر راه دور تله تایپ
tvt
U
Writer Type Television ماشین تحریر تلویزیونی
shell molding type foundry
U
ریخته گری نوع قالب گیری پوستهای
green sand molding
U
قالب ریزی تر
couriers
U
نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
Teletypes
U
ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
courier
U
نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
Teletype
U
ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
transfer molding
U
قالب ریزی انتقالی
molded
U
قالب ریزی کردن
mold
U
قالب ریزی کردن
moulds
U
قالب ریزی کردن
mould
U
قالب ریزی کردن
swage
U
قالب ریزی کردن
found
U
قالب ریزی کردن
founds
U
قالب ریزی کردن
moulded
U
قالب ریزی کردن
molds
U
قالب ریزی کردن
plate mill
U
غستگاه نورد صفحه
plate roll
U
غستگاه نورد صفحه
canned routine
U
روال قالب ریزی شده
typeball
U
یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
yoke
U
پشت بند قالب در موقع بتن ریزی
at
U
قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
group teaming plate
U
صفحه ریخته گری گروهی
malfunction
U
[ اندام یا ماشین و غیره ]
درست کار نکردن
brick moulding
U
ماشین قالب زنی
typograph
U
ماشین حروف ریزی وحروف چینی
bottom pouring plate
U
صفحه سری ریزی
page frame
U
قالب صفحه
cursor
U
نمایشگری که موقعیت آن در صفحه قابل برنامه ریزی است
cursors
U
نمایشگری که موقعیت آن در صفحه قابل برنامه ریزی است
pilot model
U
مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
potter wheel
U
صفحه افقی گردنده که کوزه گر گل بران قالب میکند
planer machine
U
ماشین صفحه تراش
Babbage
U
nelrhC Babbage مخترع انگلیسی اولین ماشین حساب خودکار و قالب اصلی کامپیوترهای دیجیتالی امروز
format
U
قالب فرم خالی یا صفحه مکرر ذخیره شده در یک ترمینال تا مکررا ارسال شود
formats
U
قالب فرم خالی یا صفحه مکرر ذخیره شده در یک ترمینال تا مکررا ارسال شود
facsimile
U
روش نمایش حروف روی صفحه کامپیوتر با کپی کردن تصاویر برنامه ریزی شده از حافظه
facsimiles
U
روش نمایش حروف روی صفحه کامپیوتر با کپی کردن تصاویر برنامه ریزی شده از حافظه
saddled
U
صفحه رنده بند ماشین تراش
saddles
U
صفحه رنده بند ماشین تراش
saddle
U
صفحه رنده بند ماشین تراش
Linotype
U
ماشین حروف ریزی که سطرسطر حروف را میریزد وسطرسطر برای چاپ اماده میکند
sidekicks
U
برنامه مشهور که یک ماشین حساب کامپیوتری صفحه یادداشت
sidekick
U
برنامه مشهور که یک ماشین حساب کامپیوتری صفحه یادداشت
Jacquard loom
U
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
planer
U
دستگاه رنده نجاری میزی ماشین صفحه تراش دروازهای
key
ماشین پانچ داده در کارت پانج به وسیله یک صفحه کلید
monotype
U
ماشین حروف ریزی و حروف چینی
rehyphenation
U
تغییرنوشتاروکد گزاری کلمات متن پس ازقرارگرفتن در قالب صفحه جدید یا درخط جدید
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
key
کلیدی که نشانه گر یا نوک چاپ را به ابتدای خط بعد روی صفحه یا ماشین تایپ یا چاپگر می برد
qwerty
U
صفحه کلید زبان انگلیسی برای ماشین تایپ کامپیوتر که خط اول حروف شامل QWGRTY است
graphics
U
شکل برنامه ریزی شده که روی صفحه غیرگرافیکی بجای حرف قابل نمایش است که در سیستمهای ویدیویی برای نمایش تصاویر ساده به کار می رود
liquid crystal display
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid crystal displays
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
linear programming
U
برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
basic type single tier formwork
U
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
plater
U
صفحه فلزی ساز ماشین غلتک کاغذ سازی اسب مخصوص مسابقه اسب دوانی
upper case
U
حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
import
U
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing
U
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
imported
U
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize
U
قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
mis run casting
U
ریخته گری ناقص ریخته گری نادرست
flexowriter
U
علامت تجارتی نوعی ماشین ابتدایی که برای تولید نوارکاغذی منگنه شده از داده هایی که از یک صفحه کلیدوارد شده اند استفاده می کرده است
rollover
U
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
key
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
blow up
U
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up
U
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups
U
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
ladle crane
U
جراثقال پاتیل ریخته گری جراثقال چمچه ریخته گری
affranchisement
U
تحریر
whiting
U
گچ تحریر
tremulant
U
تحریر
tremulously
U
با تحریر
roulade
U
تحریر
moulting
U
پر ریزی موی ریزی
trill
U
با تحریر خواندن
write
U
تحریر کردن
trills
U
با تحریر خواندن
trilled
U
با تحریر خواندن
desk
U
میز تحریر
desks
U
میز تحریر
writing desk
U
میز تحریر
writing desks
U
میز تحریر
tremulous
U
تحریر دار
writes
U
تحریر کردن
secretaire
U
میز تحریر
penning
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
penned
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
pens
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
pen
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
typewrite
U
باماشین تحریر نوشتن
tremolo
U
لرزش صدا تحریر
self binder
U
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
planning factor
U
معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning comission
U
هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
planning directive
U
دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
universal
U
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
clatter
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatters
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattering
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
quavers
U
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
ingross
U
تحریر کردن جمع اوری نیروها
rolltop desk
U
میز تحریر دارای رویه کشودار
quavering
U
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quaver
U
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavered
U
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
simplex method
U
روش سیمپلکس در برنامه ریزی خطی روش سیستماتیک و منظم برای حل مسائل برنامه ریزی خطی
machinists
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
paper white monitor
U
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
elite type
U
یک اندازه تحریر که دوازده کاراکتر را در هر اینچ تحریرقرار میدهد
scanned
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scans
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
consol
U
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
plasma display
U
صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
ksr
U
ترمینالی که صفحه کلید و صفحه نمایش دارد و به CPU متصل است
raster
U
گرافیکی که تصاویر آن روی خط وطی در صفحه نمایش یا صفحه ساخته می شوند
autos
U
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد
con
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
multiviewports
U
صفحه نمایشی که دو یاچندین صفحه قابل دید رانمایش میدهد
conned
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
tabling
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
portrait
U
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
tables
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
conning
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
lead in page
U
صفحه ویدیویی که کاربر را به صفحه مورد نظر هدایت میکند
table
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
tabled
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
portraits
U
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
cons
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
auto
U
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد
routing
U
صفحه ویدیو متنی که مسیر سایر صفحه ها را شرح میدهد
raster
U
یک حرکت افقی اشعه روی صفحه در مقابل صفحه CRT
flat
U
صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد
glare
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
data tablet
U
یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
flattest
U
صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد
glares
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glared
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
notebook computer
U
که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد
roll
U
نورد
rolled copper strips
U
مس نورد
beams
U
نورد
rollers
U
نورد
beam
U
نورد
rolls
U
نورد
roller
U
نورد
carriage
U
نورد
drum
U
نورد
carriages
U
نورد
drummed
U
نورد
rolled
U
نورد
inking roller
U
نورد
backlight
U
چراغ پشت صفحه کریستال مایع که شدت حروف صفحه را بهبود می بخشد وآنها را خوانا تر میکند
hyperlink
U
کلمه یا تصویر یا دگمهای در صفحه وب یا عنوان چند رسانهای که در صورت انتخاب کاربر را به صفحه دیگری می برد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com