English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
main nozzle U شیپوره یا نازل اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blast nozzle U شیپوره دم
blowing nozzle U شیپوره دم
nozzles U شیپوره
nozzle U شیپوره
turbine nozzle U شیپوره توربین
pouring nozzle U شیپوره ریزش
sand blast nozzle U شیپوره ماسه پاشی
burner nozzle U شیپوره یاافشانک سوخت پاش
nozzles U نازل
nozzle U نازل
exhaust nozzle U نازل خروجی
reduced price U بهای نازل
secondary nozzle U نازل ثانویه
at a low price U بقیمت نازل
nozzle diaphragm U دیافراگم نازل
nozzle efficiency U کارایی نازل
nozzle efficiency U راندمان نازل
de leval nozzle U نازل همگرا
nozzle throat U گلوگاه نازل
supersonic nozzle U نازل مافوق صوت
injector nozzle U نازل سوخت پاش
nozzle contraction U نسبت همگرایی نازل
burner nozzle U نازل سوخت پاش
nozzle tester U دستگاه ازمایش نازل
nozzle expasion ratio U نسبت واگرایی نازل
VL bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
plummets U نازل شدن سرنگون وارافتادن
plummeting U نازل شدن سرنگون وارافتادن
plummet U نازل شدن سرنگون وارافتادن
con di nozzle U نازل موتورجت با مقطع همگرا
plummeted U نازل شدن سرنگون وارافتادن
jetevator U فلپ یا رینگ کوچکی روی نازل خروجی راکت برای کنترل بردار تراست
omni axial nozzle U نازل موتور راکت که میتوانددر دامنه تعیین شده درراستاهای مختلف تنظیم شود
master U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file U پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
mastered U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura U نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board U که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
initial reserves U ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
staple U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard U نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
first generation computer U کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generations U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypal U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generation U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypic U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapling U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis U [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file U فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit U یکای اصلی واحد اصلی
base unit U یکای اصلی واحد اصلی
base camp U پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots U شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM U سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
variable area nozzle U نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
externals U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP U پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel U تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
bodies U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document U اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
source U 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standbys U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass U قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output U فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
masters U اصلی
majoring U اصلی
quintessential U اصلی
radicals U اصلی
main lines U خط اصلی
majored U اصلی
seminal U اصلی
main stem U خط اصلی
major U اصلی
texts U اصلی
radical U اصلی
text U اصلی
main line U خط اصلی
inherent U اصلی
isogeny U هم اصلی
line link U خط اصلی
main attack U تک اصلی
principle U اصلی
primary U اصلی
ingrown U اصلی
immanent U اصلی
initialling U اصلی
head U اصلی
elementarily U اصلی
arches U اصلی
arch- U اصلی
arch U اصلی
firsthand U اصلی
organic U اصلی
fundametal U اصلی
main deck U پل اصلی
parent U اصلی
main door U در اصلی
cardinal U اصلی
mastered U اصلی
normative U اصلی
cardinals U اصلی
germinal U اصلی
aboriginals U اصلی
aboriginal U اصلی
primarily U اصلی
master U اصلی
genuine U اصلی
primitive U اصلی
basics U اصلی
basic U اصلی
rudimental U اصلی
initialled U اصلی
initialing U اصلی
initialed U اصلی
mainline U خط اصلی
original U اصلی
proto U اصلی
originals U اصلی
initials U اصلی
mainline U اصلی
mainlined U خط اصلی
initial U اصلی
principals U اصلی
principal U اصلی
essential <adj.> U اصلی
major <adj.> U اصلی
quintessential <adj.> U اصلی
substantive [essential] <adj.> U اصلی
vital <adj.> U اصلی
mainlines U خط اصلی
mainlines U اصلی
mainlining U خط اصلی
mainlining U اصلی
trunks U خط اصلی
trunk U خط اصلی
essential U اصلی
main <adj.> U اصلی
prime U اصلی
primed U اصلی
primes U اصلی
essentials U اصلی
fundamental U اصلی
primal U اصلی
functional U اصلی
intrinsic U اصلی
elementary U اصلی
main U خط اصلی
first-hand U اصلی
primordial U اصلی
elemental U اصلی
mainlined U اصلی
native code U کد اصلی
basic size U اندازه اصلی
basic ration U جیره اصلی
basic shaft U محور اصلی
hardware U دستگاههای اصلی
basic pay U حقوق اصلی
prime movers U محرک اصلی
base piece U توپ اصلی
trunks U سیم اصلی
main line U نهر اصلی
main line U کانال اصلی
base of origin U مبداء اصلی
initial U اصلی اغازی
trunk U سیم اصلی
basic variable U متغیر اصلی
prime mover U محرک اصلی
principals U شرکت اصلی
cardinal headings U جهات اصلی
cardinal numbers U عدد اصلی
cardinal number U عدد اصلی
cardinal points U جهات اصلی
collector drain U زهکش اصلی
principal U مجرم اصلی
master switch U کلید اصلی
inessentials U غیر اصلی
bottom hole U سوراخ اصلی
essentials U بسیارلازم اصلی
principals U مجرم اصلی
inessential U غیر اصلی
principal U شرکت اصلی
master switches U کلید اصلی
busbar U شین اصلی
essential U بسیارلازم اصلی
main road U جاده اصلی
initials U اصلی اغازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com