Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
simple leg ride
U
شگک خراب کردن حریف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
underhook
U
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
loop
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
side sweep and over under
U
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
fault
U
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
faults
U
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
faulted
U
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
head and arm
U
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
dud
U
ترقه خراب هرچیز خراب
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
muddles
U
خراب کردن
destroying
U
خراب کردن
demolished
U
خراب کردن
muddle
U
خراب کردن
unbuild
U
خراب کردن
demolishes
U
خراب کردن
botching
U
خراب کردن
to lay in ruin
U
خراب کردن
botched
U
خراب کردن
destroy
U
خراب کردن
botches
U
خراب کردن
make havoc with
U
خراب کردن
muddled
U
خراب کردن
botch
U
خراب کردن
muddling
U
خراب کردن
corrupt
U
خراب کردن
amortize
U
خراب کردن
demonish
U
خراب کردن
impair
U
خراب کردن
pull down
U
خراب کردن
demolitions
U
خراب کردن
disfigure
U
خراب کردن
corrupted
U
خراب کردن
disfigured
U
خراب کردن
demolition
U
خراب کردن
disfigures
U
خراب کردن
disfiguring
U
خراب کردن
corrupting
U
خراب کردن
destroys
U
خراب کردن
demolish
U
خراب کردن
cut up
U
خراب کردن
demolishing
U
خراب کردن
to bring to nought
U
خراب کردن
bungling
U
خراب کردن
bungles
U
خراب کردن
vitiates
U
خراب کردن
to cut up
U
خراب کردن
to break down
U
خراب کردن
vitiated
U
خراب کردن
corrupts
U
خراب کردن
bungled
U
خراب کردن
to do for
U
خراب کردن
dilapidate
U
خراب کردن
to play the deuce with
U
خراب کردن
mar
U
خراب کردن
marred
U
خراب کردن
marring
U
خراب کردن
undo
U
خراب کردن
vitiating
U
خراب کردن
go to pot
<idiom>
U
خراب کردن
undoes
U
خراب کردن
to take down
U
خراب کردن
bungle
U
خراب کردن
impaired
U
خراب کردن
overtumble
U
خراب کردن
take down
U
خراب کردن
impairing
U
خراب کردن
vitiate
U
خراب کردن
to make a hash of
U
خراب کردن
impairs
U
خراب کردن
to mull a mull of
U
خراب کردن
wrack
U
خراب کردن
to bring to ruin
U
خانه خراب کردن
side out
U
خراب کردن سرویس
To spoilt things . To mess thing up .
U
کارها را خراب کردن
over run
U
خراب کردن در هم نوردیدن
to wreck
U
کاملا خراب کردن
batters
U
خراب کردن خمیر
to crock up
U
خراب کردن یاشدن
undermined
U
از زیر خراب کردن
to do up
U
خانه خراب کردن
undermine
U
از زیر خراب کردن
double foult
U
خراب کردن پی در پی دوسرویس
undermines
U
از زیر خراب کردن
raze or rase
U
بکلی خراب کردن
to tear down a building
U
خراب کردن ساختمانی
batter
U
خراب کردن خمیر
to pull down a building
U
خراب کردن ساختمانی
to demolish a building
U
خراب کردن ساختمانی
To get damaged . To become defective .
U
عیب کردن ( خراب شدن )
deteriorates
U
خراب کردن روبزوال گذاشتن
deteriorate
U
خراب کردن روبزوال گذاشتن
frustrating
U
فکر کسی را خراب کردن
frustrates
U
فکر کسی را خراب کردن
deteriorating
U
خراب کردن روبزوال گذاشتن
frustrate
U
فکر کسی را خراب کردن
hand out
U
خراب کردن سرویس اسکواش
muck
U
خراب کردن زحمت کشیدن
unmake
U
بهم زدن خراب کردن
to torpedo
U
خراب کردن
[برنامه یا نقشه]
deteriorated
U
خراب کردن روبزوال گذاشتن
to break aset
U
خراب یا ناقص کردن یک دستگاه
rammed
U
سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
rams
U
سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
ram
U
سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
boot
U
خراب کردن توپ هنگام گرفتن ان
clinches
U
بغل کردن حریف
dribbles
U
رد کردن توپ از حریف
marks
U
نشانه کردن حریف
put the ball on the floor
U
رد کردن توپ از حریف
dribbled
U
رد کردن توپ از حریف
dribbling
U
رد کردن توپ از حریف
dribble
U
رد کردن توپ از حریف
clinch
U
بغل کردن حریف
clinched
U
بغل کردن حریف
clinching
U
بغل کردن حریف
mark
U
نشانه کردن حریف
overwrite
U
و خراب کردن هر داده دیگر در این محل
wreck
U
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
lay waste
<idiom>
U
خراب کردن وویران نگه داشتن ،شکستن
wrecks
U
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
foul up
<idiom>
U
با یک اشتباه احمقانه همه چیز را خراب کردن
wrecking
U
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
hooking
U
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
parry
U
دفع کردن حمله حریف
parries
U
دفع کردن حمله حریف
parried
U
دفع کردن حمله حریف
shoulder block
U
سد کردن حریف با ضربه شانه
squeezed
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
interference
U
سد کردن غیرمجاز راه حریف
squeezes
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
finger hold
U
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
squeeze
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
to overcrow one's rival
U
از پیروزی بر حریف شادی کردن
squeezing
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
parrying
U
دفع کردن حمله حریف
overplayed
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
wraparound check
U
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
hip check
U
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
triple team
U
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
change of engagement
U
وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
sweat out
U
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
hook check
U
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
kneeing
U
خطای سد کردن راه حریف بازانو
near all
U
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
to row back
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
overplaying
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplay
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
ruinate
U
خراب کردن منهدم کردن
devastates
U
خراب کردن تاراج کردن
devastate
U
خراب کردن تاراج کردن
destroys
U
خراب کردن معدوم کردن
ruin
U
خراب کردن فنا کردن
destroying
U
خراب کردن معدوم کردن
destroy
U
خراب کردن معدوم کردن
ruins
U
خراب کردن فنا کردن
ruining
U
خراب کردن فنا کردن
to pull down
U
خراب کردن بی بنیه کردن
sickest
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
sick
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
flea flicker
U
پاس اشفته برای گیج کردن حریف
jab
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengages
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengaging
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
jabbed
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengage
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
jabs
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
corrupting
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupted
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupt
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
spear
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clips
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clippings
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
spears
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clip
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
spearing
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
angle block
U
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
to turn the tables on any one
U
وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
straight arm
U
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
speared
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
ceding parry
U
کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
langridge
U
اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrel
U
اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrage
U
اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
poke check
U
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
high leg attack and shoulder control
U
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
double leg pick up
U
زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
stunt
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com