Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
She is passionately fond of tennis .
U
شهوت تنیس باز ی کردن دارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
U
شهوت کلام دارد
voluptuous
U
شهوت پرست شهوت انگیز
to gratify ones passions
U
شهوت رانی کردن
he has a rage for money
U
برای گرد کردن پول شهوت
to pander any one's lust
U
وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
scalar
U
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
tennis
U
تنیس
tennis court
U
زمین تنیس
netman
U
تنیس باز
racket
U
راکت تنیس
tennist
U
بازیگر تنیس
racquet
U
راکت تنیس
racquets
U
راکت تنیس
pine pong
U
تنیس رومیزی
caddy
U
توپ تنیس
clay
U
زمین تنیس
pelota
U
بازی تنیس اسپانیولی
presses
U
قاب راکت تنیس
ping-pong
U
تنیس روی میز
press
U
قاب راکت تنیس
tennis shoe
U
تنیس کفش کتانی
service ace
U
امتیاز سرویس تنیس
tennis set
U
یک دور مسابقه تنیس
team tennis
U
بازیهای مختلف تنیس
lawn tennis
U
تنیس روی چمن
backboard
U
دیوار تمرین تنیس
court tennis
U
تنیس داخل سالن
baselines
U
خط انتهای زمین تنیس
baseline
U
خط انتهای زمین تنیس
seniors
U
تنیس باز سالمند
table tennis
U
تنیس روی میز
senior
U
تنیس باز سالمند
ad court
U
زمین سرویس سمت چپ تنیس
tennis grip
U
طرز گرفتن راکت تنیس
center strop
U
نوار پهن تور تنیس
center strap
U
نوار پهن تور تنیس
lawn tennis
U
بازی تنیس روی چمن
half court
U
قسمت سرویس زمین تنیس
baseline game
U
بازی در انتهای زمین تنیس
forties
U
سومین امتیاز در یک گیم تنیس
forty
U
سومین امتیاز در یک گیم تنیس
badminton
U
نوعی بازی تنیس باتوپ پردار
We mark out the tennis court.
U
زمین تنیس راعلامت گذاری کردیم
wimbledon
U
جام بین المللی تنیس ویمبلدون
deuce court
U
زمین سرویس سمت راست تنیس
ground stroke
U
ضربه پس از تماس توپ تنیس با زمین
up and back
U
بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
backswing
U
تاب اولیه راکت تنیس بسمت عقب
hacks
U
ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
hacked
U
ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
hack
U
ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
carnality
U
شهوت
conoupiscence
U
شهوت
appetite
U
شهوت
appetites
U
شهوت
concupiscence
U
شهوت
lust
U
شهوت
passion
U
شهوت
desire
U
شهوت
desires
U
شهوت
eros
U
شهوت
rut
U
شهوت
ruts
U
شهوت
desiring
U
شهوت
pop up
U
ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
pop-up
U
ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
anaphrodisia
U
کاهش شهوت
liking
U
شهوت ومیل
satyriasis
U
شهوت پرستی
anaphrodisiac
U
کاهنده شهوت
voluptuousness
U
شهوت رانی
salacious
U
شهوت پرست
flesh
U
جسم شهوت
voluptuate
U
شهوت انگیزکردن
salacity
U
شهوت رانی
lustfully
U
از روی شهوت
lecherous
U
شهوت پرست
alloerotism
U
شهوت دگرگرا
alloeroticism
U
شهوت دگرگرا
anal eroticism
U
شهوت مقعدی
urethral erotism
U
شهوت میزراهی
anality
U
شهوت مقعدی
red-hot
<adj.>
U
شهوت انگیز
urolagnia
U
شهوت ادراری
juicy
<adj.>
U
شهوت انگیز
eroticism
U
شهوت گرایی
oral eroticism
U
شهوت دهانی
graphomania
U
شهوت نوشتن
organ eroticism
U
شهوت اندامی
erotism
U
شهوت گرایی
orality
U
شهوت دهانی
sensuality
U
شهوت پرستی
lewdness
U
شهوت پرستی
sexiness
U
شهوت انگیزی
tasty
<adj.>
U
شهوت انگیز
anal erotism
U
شهوت مقعدی
obscene
U
شهوت انگیز
salaciousness
U
شهوت رانی
genital eroticism
U
شهوت تناسلی
lascivious
U
شهوت انگیز
compressive strength
U
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
libidinal
U
وابسته به شهوت جنسی
libidinously
U
از روی شهوت رانی
ruts
U
مست شهوت شدن
voyeurism
U
اطفاء شهوت با نگاه
voluptuously
U
از روی شهوت پرستی
impassion
U
برسر شهوت اوردن
libidinous
U
وابسته به شهوت جنسی
salaciously
U
از روی شهوت رانی
libidos
U
شهوت جنسی هوس
rut
U
مست شهوت شدن
Lust for power and riches.
U
شهوت قدرت وثروت
libido
U
شهوت جنسی هوس
lustier
U
قوی شهوت انگیز
oestrum
U
شهوت ومستی جانوران
lustiest
U
قوی شهوت انگیز
to provoke passion
U
شهوت انگیز بودن
burn
U
دراتش شهوت سوختن
lusty
U
قوی شهوت انگیز
burns
U
دراتش شهوت سوختن
luscious
U
دلپذیر شهوت انگیز
voluptuously
U
بطور شهوت انگیز
passionately
U
بطور شهوت امیز
pornography
U
نوشته شهوت انگیز
lasciviously
U
از روی شهوت پرستی
alley
U
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways
U
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys
U
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
. The car is gathering momentum.
U
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
lesbianism
U
دفع شهوت زنی با زن دیگر
to g. with passion
U
دراتش شهوت یاعشق سوختن
bawdry
U
شهوت پرستی
[غیر مصطلح]
satyriasis
U
نعوظ یا شدت حس شهوت درمرد
lust
U
حرص واز شهوت داشتن
voyeurs
U
اطفا کننده شهوت بانگاه
lesbian
U
وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
lesbians
U
وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
She is blinded by passion .
U
شهوت او را کور کرده است
lewd
U
ناشی از هرزگی شهوت پرست
venery
U
شهوت پرستی خوشگذرانی جنسی
voyeur
U
اطفا کننده شهوت بانگاه
sexy
U
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
pornographic
U
وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
sexiest
U
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexier
U
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
pornographer
U
نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
sapphic vice
U
شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
metrist
U
کسی که در متر کردن مهارت دارد
It is written for our benefit
U
نوشته کردن برای ما فایده دارد
peeping Tom
U
اطفا کننده شهوت بانگاه
[اصطلاح روزمره]
peeper
U
اطفا کننده شهوت بانگاه
[اصطلاح روزمره]
residents
U
ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
resident
U
ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
hooker
U
مهاجمی که وسط خط جلو درتجمع است و حق رد کردن توپ را با پا دارد
hookers
U
مهاجمی که وسط خط جلو درتجمع است و حق رد کردن توپ را با پا دارد
poeeping tom
U
ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
Walls have ears
<idiom>
U
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
nympholept
U
کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
resident
U
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
residents
U
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
Pronoia
U
واژه ای جدید: حسی که گویا از طرف دنیا برای کمک کردن وجود دارد
self compiling compiler
U
کامپایلری که به زبان اصلی خودش نوشته شده و قابلیت کامپایل کردن خود را نیز دارد
enclave economices
U
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
U
دیوار موش دارد موش گوش دارد
routing
U
مشخص کردن یک مسیر مناسب برای پیام از شبکه , روش جدید مسیریابی داده به کامپیوتر مرکزی وجود دارد
HyperTerminal
U
برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
failed
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
service
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
chain
U
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chains
U
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
gig
U
ماشین خارزنی
[این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
butt
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
chain
U
دارد.
hast
U
او دارد
he has worms
U
دارد
chains
U
دارد.
he has a rage for money
U
دارد
there is a time for everything
U
دارد
he is ill with fever
U
تب دارد
heavy fighting is in progress
U
دارد
are there any remarks?
U
دارد
has
U
دارد
walls have ears
U
گوش دارد
multungulate
U
که بیش از دو سم دارد
He has a day off.
U
او مرخصی دارد.
he has a spite against me
U
بامن لج دارد
the reason is two fold
U
دودلیل دارد
god is
U
خداوجود دارد
there is a rumour that
U
شهرت دارد که
it depends
[on]
U
بستگی دارد
[به]
Windows GDI
U
بیتی دارد
our library is well stocked
U
خوبی دارد
he has a maggot in his head
U
وسواس دارد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com