Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
individualization of punshment
U
شخصی کردن مجازاتها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
f.drss
U
جامه شخصی که باتفتن شخصی دوخته درمجلس رقص بپوشند
subscriber
U
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscribers
U
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
in one's hair
<idiom>
U
عصبانی کردن شخصی
talk shop
<idiom>
U
درموردکار شخصی صحبت کردن
get a grip of oneself
<idiom>
U
کنترل کردن احساسات شخصی
chew out (someone)
<idiom>
U
به شدت سرزنش کردن (شخصی)
clip someone's wings
<idiom>
U
محدود کردن فعالیت یاامکانات شخصی
have over
<idiom>
U
شخصی را به خانه خود دعوت کردن
make ends meet
<idiom>
U
باپول شخصی گذران روزگار کردن
whistle a different tune
<idiom>
U
عوض کردن میل شخصی ویاعقیده گذشته
Give the benefit of the doubt
<idiom>
U
[باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
head-hunting
<idiom>
U
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
talk into
<idiom>
U
موافقت شخصی برای انجام کاری راجلب کردن
zero in on
<idiom>
U
تمام توجه شخصی را جلب کردن(میخ کسی شدن)
cover one's tracks
<idiom>
U
پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
invisible hand
U
فرد در تعقیب منافع شخصی خود بطورخودکار به حداکثر کردن منافع جامعه کمک میکند
report program generator
U
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
privates
U
شخصی
persona
U
شخصی
civil
U
شخصی
personas
U
شخصی
private
U
شخصی
personae
U
شخصی
some one
U
شخصی
personal
U
شخصی
one
U
شخصی
civilian
U
شخصی
civilians
U
شخصی
informal
U
شخصی
personable
U
شخصی
ones
U
شخصی
personal staff
U
ستاد شخصی
personal right
U
حقوق شخصی
personal service
U
ابلاغ شخصی
personal requirment
U
حوائج شخصی
personal saving
U
پس انداز شخصی
personal service
U
خدمت شخصی
personal requirment
U
احتیاجات شخصی
personal remarks
U
انتقادات شخصی
personal interest
U
نفع شخصی
personal identity
U
هویت شخصی
personal motive
U
غرض شخصی
personal income
U
درامد شخصی
private motive
U
غرض شخصی
personal outlays
U
هزینههای شخصی
personal exemptions
U
معافیتهای شخصی
personal ownership
U
مالکیت شخصی
personal property
U
اموال شخصی
personal property
U
مایملک شخصی
personal influence
U
نفوذ شخصی
personalized form letter
U
فرم شخصی
personalty
U
اموال شخصی
A private car.
U
اتوموبیل شخصی
hire out
<idiom>
U
اجاره شخصی
on one's shoulders
<idiom>
U
مسئولیت شخصی
under one's belt
<idiom>
U
میل شخصی
under one's thumb
<idiom>
U
زیرنظر شخصی
self employed
U
کار شخصی
self-employed
U
کار شخصی
paraphernalia
U
اموال شخصی زن
bomb scare
U
اطلاعتلفنیازوجودبمبدرمکانیتوسط شخصی
whosoever
U
هر شخصی که باشد
whoso
U
هر شخصی که باشد
personalty
U
دارایی شخصی
private property
U
دارایی شخصی
proenomen
U
نام شخصی
self interest
U
نفع شخصی
self interest
U
غرض شخصی
self intrest
U
نفع شخصی
self will
U
اراده شخصی
separate estate
U
اموال شخصی زن
personal error
U
خطای شخصی
informal observations
U
مشاهدات شخصی
personal computer
U
کامپیوتر شخصی
personal computers
U
کامپیوتر شخصی
backcourt foul
U
خطای شخصی
individual foul
U
خطای شخصی
somebody
U
یک شخص شخصی
oomph
U
چاذبه شخصی
idiograph
U
نشان شخصی
by end
U
غرض شخصی
ibm personal computer
U
IBکامپیوتر شخصی
personal pronoun
U
ضمیر شخصی
ea state in severalty
U
ملک شخصی
personal pronouns
U
ضمائر شخصی
personal effects
U
لوازم شخصی
personal action
U
دعوی شخصی
personal computing
U
محاسبات شخصی
passanger car
U
اتومبیل شخصی
very own
<adj.>
U
خصوصی
[شخصی]
personal constructs
U
سازههای شخصی
particular good
U
عین شخصی
personal affairs
U
امور شخصی
idols of the cave
U
اوهام شخصی
who
U
چه شخصی چه اشخاصی
self-interest
U
نفع شخصی
to hold in d.
U
درتصرف شخصی داشتن
owned
U
شخصی مال خودم
own
U
شخصی مال خودم
owning
U
شخصی مال خودم
unbeknownst
U
خارج از معلومات شخصی
valor
U
ارزش شخصی واجتماعی
bunched income
U
درامد خدمات شخصی
With my own capital .
U
با سرمایه شخصی خودم
fill (someone) in
<idiom>
U
جزئیات را به شخصی گفتن
in one's best interest
U
به صلاح خود شخصی
mannerism
U
اطوار واخلاق شخصی
mannerisms
U
اطوار واخلاق شخصی
mend one's ways
<idiom>
U
اثبات عادت شخصی
author
U
شخصی که برنامه می نویسد
turn (someone) on
<idiom>
U
به هیجان آوردن شخصی
toe the line
<idiom>
U
انجام وفایف شخصی
put in one's two cents
<idiom>
U
به شخصی نظریه دادن
play (someone) for something
<idiom>
U
به بازی گرفتن شخصی
leave alone
<idiom>
U
راحت گذاشتن (شخصی)
owns
U
شخصی مال خودم
pocket expenses
U
هزینه مختصر شخصی
pinned
U
شماره شناسایی شخصی
self regard
U
حفظ منافع شخصی
pinning
U
شماره شناسایی شخصی
onother's money
U
پول شخصی دیگر
self intrested
U
دربند نفع شخصی
duffle bag
U
کیسه لوازم شخصی
home use entry
U
اعلامیه مصرف شخصی
personal chattels
U
دارایی شخصی منقول
ibm personal computer at
U
کامپیوتر شخصی ای بی ام مدل AT
ibm personal computer system/
U
کامپیوتر ای بی ام سیستم شخصی 2
personal income tax
U
مالیات بر درامد شخصی
personalize
U
جنبه شخصی دادن به
individual income tax
U
مالیات بر درامد شخصی
pin
U
شماره شناسایی شخصی
privy seal
U
مهر شخصی پادشاه
private property
U
دارایی شخصی بلامعارض
personal property
U
دارایی شخصی منقول
paraphernal
U
وابسته به دارایی شخصی زن
personal identification number
U
شماره شناسایی شخصی
self interested
U
در بند نفع شخصی
ibm personal computer xt
U
کامپیوتر شخصی ای بی ام مدل XT
valour
U
ارزش شخصی واجتماعی
self-interested
U
در بند نفع شخصی
unbeknown
U
خارج از معلومات شخصی
theatergoer
U
شخصی که مکرر به تئاترمیرود
bye end
U
غرض شخصی قصدپنهان
senders
U
شخصی که پیام ارسال میکند
sender
U
شخصی که پیام ارسال میکند
pim
U
برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
musical chairs
<idiom>
U
هر روز شخصی را سریککار گذاشتن
It's for my personal use.
برای استفاده شخصی است.
crackpot
<idiom>
U
شخصی خنثی وبی اهمیت
lightplane
U
هواپیمای شخصی کوچک وسبک
pc 00
U
IBریزکامپیوتر سازگار باکامپیوتر شخصی XT
personal information manager
U
برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
operators
U
شخصی که با کامپیوتر کار میکند
personal computing
U
استفاده ازیک کامپیوتر شخصی
self help
U
اعاشه از راه کار شخصی
self-help
U
اعاشه از راه کار شخصی
operator
U
شخصی که با کامپیوتر کار میکند
consulting
U
شخصی که نصیحات تخصصی میدهد
lowerclassman
U
شخصی که از طبقه پایین است
chattel
U
مال منقول دارایی شخصی
wear down
<idiom>
U
زوار شخصی ازخستگی در رفتن
self revelation
U
افشاء افکار واحساسات شخصی
close to home
<idiom>
U
به احساسات شخصی نزدیک شدن
commercial type vehicle
U
خودروی تجارتی خودروهای شخصی
To have selfish motives . to have an axe to grind.
U
غرض شخصی ( خصوصی ) داشتن
stentor
U
شخصی که صدای بلندی دارد
analyst
U
شخصی مسئلهای را بررسی میکند
tandy model 000hl
U
IBکامپیوتر شخصی سازگار باریزکامپیوتر XT
ex-directory
U
شخصی که چنین شمارهای را دارد
messages
U
اطلاع تارسالی از شخصی به دیگری
woodworth personal data sheet
U
پرسشنامه اطلاعات شخصی وودورث
analysts
U
شخصی مسئلهای را بررسی میکند
vectra pc tm
U
IBریزکامپیوتر سازگار باکامپیوتر شخصی AT
commercial water movement
U
حمل و نقل با کشتیهای شخصی
fair-weather friend
<idiom>
U
شخصی که تنها دوست است
disposable income
U
درامد شخصی پس از مالیات و بیمه
ex gratia
U
به خاطر میل یا علاقهی شخصی
lifeguard
U
نجات غریق محافظ شخصی
lifeguards
U
نجات غریق محافظ شخصی
accessor
U
شخصی که به داده دسترسی دارد
take to the cleaners
<idiom>
U
همه پولهای شخصی رابردن
take for
<idiom>
U
اشتباه شخصی برای چیزی
stand up and be counted
<idiom>
U
گفتن نظر شخصی درجمع
square peg in a round hole
<idiom>
U
شخصی که مناسب کاری نباشد
put one's own house in order
<idiom>
U
سروسامان دادن کار شخصی
personal disposable income
U
درامد قابل تصرف شخصی
pull the rug out from under
<idiom>
U
بهم ریختن نقشه شخصی
pin down
<idiom>
U
اجبار شخصی دربیان واقعیت
let (someone) have it
<idiom>
U
شخصی را به سختی صدمه زدن
ibm pc compatible computer
U
کامپیوتر شخصی سازگار باای بی ام
message
U
اطلاع تارسالی از شخصی به دیگری
caller
U
شخصی که تقاضای تماس دارد
copy for private use
U
نسخه برای استفاده شخصی
name
U
کلمه فراخوانی شخصی یا چیزی
names
U
کلمه فراخوانی شخصی یا چیزی
callers
U
شخصی که تقاضای تماس دارد
authorized
U
شخصی که مجاز است به دستیابی به یک سیستم
butt of a joke
U
هدف یا علت جوکی
[مانند شخصی]
expert
U
شخصی که درباره موضوعی بسیار می داند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com