English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
genealogize U شجره نامه نوشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
pedigree U شجره نامه
genealogical tree U شجره نامه
gender tree U شجره نامه
pedigrees U شجره نامه
genealogical U شجره نامه
family tree U شجره نامه
family trees U شجره نامه
genealogy U شجره نامه نسب
genealogically U موافق شجره نامه
genealogies U شجره نامه نسب
geneatlogic U وابسته به شجره نامه
protocol U مقاوله نامه نوشتن
paean U پیروزی نامه نوشتن
protocols U مقاوله نامه نوشتن
paeans U پیروزی نامه نوشتن
send away for something <idiom> U تقاضا نامه نوشتن
dissertate U پایان نامه تحصیلی نوشتن
spellchecker U لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spelling checker U لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
photodigital memory U سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
scrawled U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
familytree U شجره
family tree U شجره
family trees U شجره
stemma U شجره
write protect U غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
stipes U شجره النسب
job's tears U شجره التسبیح
genealogies U شجره النسب
geneologist U شجره نویس
genealogist U شجره شناس
genealogies U شجره نسب
genealogy U شجره النسب
genealogy U شجره نسب
pedigreed U شجره دار
laburnum U قصاص شجره النحل
laburnums U قصاص شجره النحل
genealogize U شجره کسی را پیدا کردن
tree U شجره النسب درخت کاشتن
post script U مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent U تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts U بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
encipher U برمز نوشتن رمز نوشتن
libel U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels U هجو نامه یا توهین نامه افترا
credential U گواهی نامه اعتبار نامه
certificates U رضایت نامه شهادت نامه
written agreement U موافقت نامه پیمان نامه
affidavits U شهادت نامه قسم نامه
certificate U رضایت نامه شهادت نامه
DVD U درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
erasable U قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
testacy U دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
he dose not know how to write U نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
to reduce to writing U نوشتن
to set down U نوشتن
scrawl U بد نوشتن
indite U نوشتن
scrawled U بد نوشتن
put down <idiom> U نوشتن
to put down U نوشتن
write head U هد نوشتن
set down U نوشتن
superscrible U نوشتن
pt down U نوشتن
to drive a pen or quill U نوشتن
pens U نوشتن
penning U نوشتن
penned U نوشتن
pen U نوشتن
scrawls U بد نوشتن
scrawling U بد نوشتن
scribbled U بد نوشتن
scribbles U بد نوشتن
scribbling U بد نوشتن
writes U نوشتن
inscribing U نوشتن
write U نوشتن
inscribes U نوشتن
scribble U بد نوشتن
inscribed U نوشتن
inscribe U نوشتن
rewrite U باز نوشتن
rewrite U دوباره نوشتن
circumscribing U نوشتن در دور
pen U خامه نوشتن
penned U خامه نوشتن
circumscribes U نوشتن در دور
penning U خامه نوشتن
autograph U دستخط نوشتن
autographed U دستخط نوشتن
tired of writing U خسته از نوشتن
to dip ones pen in gall U سخت نوشتن
autographing U دستخط نوشتن
autographs U دستخط نوشتن
circumscribe U نوشتن در دور
pens U خامه نوشتن
circumscribed U نوشتن در دور
rewrites U دوباره نوشتن
to write off U به اسانی نوشتن
rewritten U باز نوشتن
enlisting U درفهرست نوشتن
enlists U درفهرست نوشتن
rewrote U دوباره نوشتن
rewrote U باز نوشتن
engross U درشت نوشتن
elegize U قصیده نوشتن
double space U یک خط درمیان نوشتن
enlist U درفهرست نوشتن
rewritten U دوباره نوشتن
tablet U بر لوح نوشتن
to write out U بتفضیل نوشتن
wirte only U تنها نوشتن
rewrites U باز نوشتن
write head U نوک نوشتن
write out U به تفصیل نوشتن
rewriting U دوباره نوشتن
tablets U بر لوح نوشتن
rewriting U باز نوشتن
demythologize U تفسیر نوشتن
overwrite U دومرتبه نوشتن
itemized U به اقلام نوشتن
itemizes U به اقلام نوشتن
precis U خلاصه نوشتن
itemizing U به اقلام نوشتن
tabling U در فهرست نوشتن
editorialised U سرمقاله نوشتن
r/w U خواندن- نوشتن
editorialises U سرمقاله نوشتن
i am weary of writing U از نوشتن خسته
read/write U خواندن- نوشتن
inscroll U در طومار نوشتن
itemize U به اقلام نوشتن
poetize U شعر نوشتن
penmanship U طرز نوشتن
overwrite U زیاد نوشتن
overwrite U جای نوشتن
prose U نثر نوشتن
itemised U به اقلام نوشتن
over write U جای نوشتن
itemises U به اقلام نوشتن
miswrite U اشتباه نوشتن
itemising U به اقلام نوشتن
impanel U در صورت نوشتن
read/write head U هدخواندن- نوشتن
hyphenate U با خط پیوند نوشتن
write off U زود نوشتن
note U نت موسیقی نوشتن
write-off U زود نوشتن
write-offs U زود نوشتن
commentate U تقریظ نوشتن
notes U نت موسیقی نوشتن
commentated U تقریظ نوشتن
poeticize U شعر نوشتن
commentates U تقریظ نوشتن
noting U نت موسیقی نوشتن
write-ups U به تفصیل نوشتن
write-up U به تفصیل نوشتن
write up U به تفصیل نوشتن
editorialising U سرمقاله نوشتن
editorialize U سرمقاله نوشتن
handwrite U بادست نوشتن
editorialized U سرمقاله نوشتن
editorializes U سرمقاله نوشتن
editorializing U سرمقاله نوشتن
tables U در فهرست نوشتن
graphomania U شهوت نوشتن
tabled U در فهرست نوشتن
table U در فهرست نوشتن
commentating U تقریظ نوشتن
annotates U یادداشت نوشتن
program U برنامه نوشتن
preamble U مقدمه نوشتن
list U در فهرست نوشتن
annotates U تفسیر نوشتن
annotating U یادداشت نوشتن
annotating U تفسیر نوشتن
scroll U کتیبه نوشتن
scrolls U کتیبه نوشتن
jots U با شتاب نوشتن
scribbling U باشتاب نوشتن
scribbles U باشتاب نوشتن
preambles U مقدمه نوشتن
programs U برنامه نوشتن
annotates U حاشیه نوشتن
annotated U تفسیر نوشتن
annotated U یادداشت نوشتن
annotated U حاشیه نوشتن
annotate U تفسیر نوشتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com