Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
star network topology
U
شبکهای از چندین ماشین که هر گره آن به hub مرکزی وصل است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
multidrop circuit
U
شبکهای که ارتباط بین چندین ترمینال و کامپیوتر مرکزی را فراهم میکند ولی نه مستقیما بین ترمینالها
decentralized computer network
U
شبکهای که کنترل بین چندین کامپیوتر تقسیم شده است
universal
U
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
enterprise network
U
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
processor
U
استفاده از چندین کامپیوتر کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
statement
U
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statements
U
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
rollover
U
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
campus environment
U
محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان
communication
U
پردازندهای که شامل چندین تابع handshaking وتشخیص خطا برای چندین اتصال بین وسایل است
cpu time
U
مقدار زمانی که توسط پردازش مرکزی به اجرای دستورالعملهای برنامه اختصاص داده میشود زمان واحد پردازشگر مرکزی
key
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
central
U
متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
multivalent
U
دارای چندین قدر چندین بنیانی
polygenetic
U
دارای چندین نیا یا چندین تخم
headquarters
U
شعبه مرکزی اداره مرکزی
paching central
U
سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
retiary
U
شبکهای
reticular
U
شبکهای
lattice bridge
U
پل شبکهای
lacy
U
شبکهای
grillage foundation
U
پی شبکهای
reticular formation
U
ساخت شبکهای
grid chart
U
نمودار شبکهای
grid
U
سیخ شبکهای
grids
U
سیخ شبکهای
grill
U
سیخ شبکهای
grilling
U
سیخ شبکهای
grills
U
سیخ شبکهای
network structure
U
ساختار شبکهای
plexiform
U
شبکهای شبیه رگ
formatio reticularis
U
ساخت شبکهای
cellular structure
U
ساختار شبکهای
reticular membrane
U
غشاء شبکهای
interstitial
U
درون شبکهای
raster image processor
U
پردازشگر تصویر شبکهای
raster display
U
صفحه نمایش شبکهای
interstitial hydride
U
هیدرید درون شبکهای
parallel trussed girder
U
تیر شبکهای موازی
interstitial atom
U
اتم درون شبکهای
centralized network configuration
U
ساختار شبکهای متمرکز
interstitial compound
U
ترکیب درون شبکهای
self binder
U
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
The letter is well typed .
U
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
reticular activating system
U
دستگاه فعال ساز شبکهای
character map
U
شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
despotic network
U
شبکهای که بایک ساعت یکنواخت و کنترل میشود
reticulum
U
شیردان جانور نشخوار کننده ساختمان شبکهای
ascending reticular activating system
U
دستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
grillage
U
شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
machinists
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
central postal directory
U
دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
accross the slope system
U
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
lan
U
شبکهای که ترمینالها و قط عات مختلف آن در فاصله کمی از هم قرار دارند.
aras
U
system reticularactivating ascendingدستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
local area network
U
شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
campus network
U
شبکهای که شبکههای محلی کوچکتر را به هم وصل میکند در هر سازمان یا سایت دانشگاهی
grillage
U
شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
synchronous
U
شبکهای که تمام اتصالات آن با یک سیگنال زمان بندی همان شده است
OCE
U
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک شی و فایل میدهد
cybernetics
U
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
U
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
U
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machine
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machine
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
distributes
U
شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
distribute
U
شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
open
U
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
opened
U
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
opens
U
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
homogeneous computer network
U
شبکهای که از ماشینهای مشابه ساخته شده است که با هم سازگارند یا از یک تولید کننده هستند
distributing
U
شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
hierarchical communications system
U
روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
capacitor intel filter
U
شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
rollover
U
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
faxes
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler
U
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
fax
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
platforms
U
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
isochronous network
U
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
wide area network
U
شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
gert
U
technique review &evaluation graphicalروشی برای فرموله کردن وارزیابی سیستمها با استفاده از یک مشی شبکهای
platform
U
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
disassembler
U
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill
U
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
assembles
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
hierarchical communications system
U
شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
focal
U
مرکزی
central
U
مرکزی
central pumping station
U
مرکزی
cl
U
خط مرکزی
focal line
U
خط مرکزی
core
U
مرکزی
axial
U
مرکزی
centrical
U
مرکزی
cores
U
مرکزی
centerline
U
خط مرکزی
centre pocket
U
مرکزی
digital computer
U
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
the machine is in operation
U
ماشین در گردش است ماشین دایر است
automated teller machine
U
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
Several persons ( people ).
U
چندین تن
multiple
U
چندین
multipoint
U
با چندین خط وط
multifold
U
چندین
ten
U
چندین
several
U
چندین
lot
U
چندین
centralism
U
مرکزی نگری
central canal
U
مجرای مرکزی
central government
U
حکومت مرکزی
central sulcus
U
شیار مرکزی
central head
U
فشار مرکزی
central fissure
U
شیار مرکزی
central focusing wheel
U
چرخهزوم مرکزی
central
U
کامپیوتر مرکزی
central city
U
شهر مرکزی
central control desk
U
میزفرمان مرکزی
three centred curve
U
منحنی سه مرکزی
central position
U
قرارگاه مرکزی
central convolution
U
شکنج مرکزی
central gyrus
U
شکنج مرکزی
central terminal
U
پایانه مرکزی
central limit theorem
U
قضیه حد مرکزی
centrically
U
بطور مرکزی
centrifugal
U
گریز از مرکزی
centripetal
U
جانب مرکزی
centrosymmetric
U
متقارن مرکزی
nuclei
U
لب هسته مرکزی
nucleus
U
لب هسته مرکزی
centrum
U
جسم مرکزی
central heating
U
گرمایش مرکزی
central heating
U
حرارت مرکزی
centralist
U
مرکزی نگر
centralists
U
مرکزی نگر
directrix
U
خط تیر مرکزی
mainframe
U
پردازنده مرکزی
mainframes
U
پردازنده مرکزی
fore and aft center line
U
خط مرکزی سراسری
head office
U
اداره مرکزی
centre game
U
بازی مرکزی
central load
U
بار مرکزی
three center bonding
U
پیوند سه مرکزی
central office
U
دفتر مرکزی
eccentricity
U
برون مرکزی
central position
U
وضعیت مرکزی
subcentral
U
زیر مرکزی
central processing unit
U
واحدپردازنده مرکزی
central processor
U
پردازنده مرکزی
central processor
U
پردازشگر مرکزی
central site
U
سایت مرکزی
state government
U
دولت مرکزی
eccentricities
U
برون مرکزی
central station
U
نیروگاه مرکزی
spherical angle
U
زاویه مرکزی
holding company
U
شرکت مرکزی
head office
U
دفتر مرکزی
fovea centralis
U
فرورفتگی مرکزی
central
U
تلفن چی مرکزی
central bank
U
بانک مرکزی
center
U
گروه مرکزی
center base
U
میدان مرکزی
axial pressure
U
فشار مرکزی
concourse
U
تالار مرکزی
centralized plan
U
پلان مرکزی
center distance
U
فاصله مرکزی
boost coil
U
کوئل مرکزی
asynchronous
U
کامپیوتری که به شبکهای وصل است تا شماره گیری مودم ها را کنترل کند و به کاربران در فاصله دور اجازه استفاده از اتصال مودم و دستیابی به شبکه بدهد
alternate
U
چندین بار
alternated
U
چندین بار
alternates
U
چندین بار
several thousands
U
چندین هزار
a lot of times
<adv.>
U
چندین بار
multicolour
U
با چندین رنگ
manyfold
U
چندین مرتبه
over and over again
U
چندین بار
for reasons
U
به چندین دلیل
dozens of times
U
چندین بار
over again
U
چندین بار
time and again
U
چندین بار
manifold copies
U
چندین نسخه
many a time
U
چندین بار
many books
U
چندین کتاب
many times
U
چندین بار
frequently
<adv.>
U
چندین بار
on several occasions
U
در چندین وهله
many
U
چندین بسا
multivincular
U
چندین پیوندی
on any number of occasions
<adv.>
U
چندین بار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com