Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
entail
U
شامل بودن فراهم کردن
entailed
U
شامل بودن فراهم کردن
entailing
U
شامل بودن فراهم کردن
entails
U
شامل بودن فراهم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
contains
U
شامل بودن خودداری کردن
contain
U
شامل بودن خودداری کردن
contained
U
شامل بودن خودداری کردن
applies
U
درخواست کردن شامل حال بودن
applying
U
درخواست کردن شامل حال بودن
apply
U
درخواست کردن شامل حال بودن
include
U
شامل بودن متضمن بودن
consists
U
شامل بودن عبارت بودن از
includes
U
شامل بودن متضمن بودن
consist
U
شامل بودن عبارت بودن از
consisted
U
شامل بودن عبارت بودن از
consisting
U
شامل بودن عبارت بودن از
engird
U
شامل بودن
engirdle
U
شامل بودن
avaiiability
U
فراهم بودن
embracing
U
شامل بودن
embraces
U
شامل بودن
embrace
U
شامل بودن
comprises
U
شامل بودن
comprise
U
شامل بودن
comprised
U
شامل بودن
embraced
U
شامل بودن
encompassed
U
شامل بودن دربرگرفتن
encompassing
U
شامل بودن دربرگرفتن
encompasses
U
شامل بودن دربرگرفتن
encompass
U
شامل بودن دربرگرفتن
subtend
U
در زیر چیزی بسط یافتن شامل بودن
desqview
U
نرم افزاری که برای سیستم DOS-MS امکان چند منظوره بودن را فراهم میکند و به بیش از یک برنامه اجازه اجرا همزمان میدهد
to bring about
U
فراهم کردن
work up
U
کم کم فراهم کردن
to bring a bout
U
فراهم کردن
procuring
U
فراهم کردن
procures
U
فراهم کردن
effecturate
U
فراهم کردن
accrete
U
فراهم کردن
procured
U
فراهم کردن
procure
U
فراهم کردن
to find in
U
فراهم کردن
arm
U
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
obtained
U
فراهم کردن گرفتن
To raise money.
U
پول فراهم کردن
raise money
U
فراهم کردن پول
jockey
U
با حیله فراهم کردن
provide
U
وسیله فراهم کردن
obtains
U
فراهم کردن گرفتن
to obtain something
U
فراهم کردن چیزی
provides
U
وسیله فراهم کردن
to get
[hold of]
something
U
فراهم کردن چیزی
to bring something
U
فراهم کردن چیزی
jockeys
U
با حیله فراهم کردن
obtain
U
فراهم کردن گرفتن
enhances
U
تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhance
U
تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhanced
U
تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhancing
U
تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
gag
U
مانع فراهم کردن برای
to gather together
U
جمع کردن فراهم اوردن
occasioned
U
موجب شدن فراهم کردن
obstructively
U
با قصد فراهم کردن مانع
gets
U
بدست اوردن فراهم کردن
gagging
U
مانع فراهم کردن برای
gagged
U
مانع فراهم کردن برای
gags
U
مانع فراهم کردن برای
occasions
U
موجب شدن فراهم کردن
getting
U
بدست اوردن فراهم کردن
occasioning
U
موجب شدن فراهم کردن
occasion
U
موجب شدن فراهم کردن
get
U
بدست اوردن فراهم کردن
enable
U
قادر ساختن وسیله فراهم کردن
enabled
U
قادر ساختن وسیله فراهم کردن
to bring a bout by intrigue
U
بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
enabling
U
قادر ساختن وسیله فراهم کردن
to mediate a result
U
وسیله گرفتن نتیجهای فراهم کردن
enables
U
قادر ساختن وسیله فراهم کردن
to raise the wind
U
پول برای مقصودی فراهم کردن
give (someone) a hard time
<idiom>
U
لحظات سختی برای کسی فراهم کردن
to reseat a theatre
U
صندلیهای تازه برای تماشاخانهای فراهم کردن
peregrinate
U
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
eudemonism
U
اخلاقیاتی که منظوران فراهم کردن خوشی وسعادت است
to turn the tables on any one
U
وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
contain
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to mind
U
مراقب بودن
[مواظب بودن]
[احتیاط کردن]
to make up
U
جبران کردن فراهم کردن
subsuming
U
شامل کردن استقراء کردن
subsume
U
شامل کردن استقراء کردن
provision
U
شرط کردن فراهم کردن
induced
U
فراهم کردن تحمیل کردن
inducing
U
فراهم کردن تحمیل کردن
induces
U
فراهم کردن تحمیل کردن
subsumed
U
شامل کردن استقراء کردن
induce
U
فراهم کردن تحمیل کردن
subsumes
U
شامل کردن استقراء کردن
eudaemonism
U
اخلاقیاتی که منظور ان فراهم کردن خوشی و سعادت است اخلاقیات ارسطو
eudaimonism
U
اخلاقیاتی که منظور ان فراهم کردن خوشی و سعادت است اخلاقیات ارسطو
recreated
U
تفریح دادن وسیله تفریح را فراهم کردن تمدد اعصاب کردن
recreate
U
تفریح دادن وسیله تفریح را فراهم کردن تمدد اعصاب کردن
recreates
U
تفریح دادن وسیله تفریح را فراهم کردن تمدد اعصاب کردن
recreating
U
تفریح دادن وسیله تفریح را فراهم کردن تمدد اعصاب کردن
word star
U
یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
extend
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
monitored
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
personal
U
محدوده سیستمهای بی سیم ارتباطی که امکان رد و بدل کردن داده کامپیوتر با وسایل دیگر مثل چاپگر یا PDA را فراهم میکند
keypad
U
مجموعه ده کلید با طرح . شامل شده در بیشتر صفحه کلیدها به صورت کلیدهای جداگانه برای وارد کردن حجم زیاد داده عددی
report program generator
U
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
live up to
<idiom>
U
طبق خواسته کسی عمل کردن ،موافق بودن با ،سازش کردن با
parallelled
U
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleling
U
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallel
U
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleled
U
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelling
U
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallels
U
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
including
U
شامل
to the fore
U
فراهم
far-reaching
U
شامل
whorls
U
فراهم
Inc
U
شامل
containing
U
شامل
whorl
U
فراهم
self inclusive
U
شامل
covering
U
شامل
in
U
شامل
sweeping
U
شامل
in-
U
شامل
comprising
U
شامل
inclusive
U
شامل
accrete
U
فراهم شدن
excluding
U
شامل نشدن
get together
U
فراهم اوردن
get-together
U
فراهم اوردن
retrospect
U
شامل گذشته
to call together
U
فراهم اوردن
ineligible
U
شامل نشدنی
procurance
U
فراهم سازی
to d. on
U
فراهم اوردن
to come about
U
فراهم شدن
caters
U
فراهم نمودن
to get together
U
فراهم اوردن
get-togethers
U
فراهم اوردن
collectors
U
فراهم اورنده
apply
U
شامل شدن
includible
U
شامل کردنی
inclusive or
U
یای شامل
assembled
U
فراهم اوردن
butyraceous
U
شامل کره
catered
U
فراهم نمودن
bimillenary
U
شامل دوهزار
congestion
U
فراهم امدگی
catering
U
فراهم نمودن
applies
U
شامل شدن
assemble
U
فراهم اوردن
ingathering
U
فراهم اوری
exterminatory
U
فراهم کننده
unaccommodated
U
فراهم نشده
available
U
دردسترس فراهم
do with
<idiom>
U
شامل شدن
butyric
U
شامل کره
cater
U
فراهم نمودن
includable
U
شامل کردنی
applying
U
شامل شدن
forgather
U
فراهم امدن
collector
U
فراهم اورنده
trooping
U
فراهم امدن
trooped
U
فراهم امدن
trinomial
U
شامل سه نام
foregather
U
فراهم امدن
troop
U
فراهم امدن
assembles
U
فراهم اوردن
modem
U
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
excludes
U
شامل نشدن یا جداشدن
echaustive
U
شامل همهء جزئیات
procurer
U
فراهم سازنده جاکش
plenary
U
شامل تمام اعضاء
retroact
U
شامل گذشته شدن
plenaries
U
شامل تمام اعضاء
accru
U
اجتماع فراهم شدگی
ex post facto
U
شامل اصول گذشته
exclusion
U
عمل شامل نشدن
intraspecific
U
شامل گروه بخصوصی
exclude
U
شامل نشدن یا جداشدن
ready money
U
پول فراهم شده
across the board
U
شامل تمام طبقات
over all
U
شامل همه چیز
means are not a
U
وسایل فراهم نیست
terraqueous
U
شامل خشکی ودریا
inclusive or gate
U
دریچه یای شامل
exclusive
U
آنچه شامل نمیشود
intraspecies
U
شامل گروه بخصوصی
exhaustive
U
شامل تمام جرئیات
thetic
U
وابسته به یا شامل پایان نامه
with average
U
شامل خسارات خصوصی وجزئی
fullest
U
کامل یا شامل همه چیز
thetical
U
وابسته به یا شامل پایان نامه
defensive
U
منطقه دفاعی شامل دروازه
interface
U
که شامل : کانال ورودی /خروجی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com