Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
target aquisition
U
سیستم هدف یابی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
ES IS
U
امکان مکان یابی router سیستم میانی بدهند
sofar
U
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
Other Matches
involution
U
توان یابی قوه یابی
crash conversion
U
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
market socialism
U
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
runs
U
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
run
U
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
blessed folder
U
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
sysgen
U
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
peripheral
U
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated
U
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
standbys
U
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby
U
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
desk accessory
U
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
bifuel propulsion
U
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
policonic projection
U
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
coupling
U
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
natives
U
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
download
U
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
native
U
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
chcp
U
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
design phase
U
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
ES IS
U
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
tar
U
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
demands
U
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded
U
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demand
U
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
diabatic process
U
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
building block principle
U
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
automatic levelling
U
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
system diagnostics
U
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
standbys
U
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
standby
U
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
three phase four wire system
U
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
bridge
U
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
mttf
U
متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
bridges
U
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridged
U
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
failure
U
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
failures
U
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
off load
U
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
desktop
U
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
lambert projection
U
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
achievement
U
دست یابی
survey
U
زمینه یابی
interpolations
U
میان یابی
interpolations
U
درون یابی
surveyed
U
زمینه یابی
interpolation
U
میان یابی
matchmaking
U
زوج یابی
surveys
U
زمینه یابی
interpolation
U
درون یابی
achievements
U
دست یابی
attainment
U
دست یابی
cost finding
U
ارزش یابی
troubleshooting
U
عیب یابی
troubleshooting
U
اشکال یابی
location
U
مکان یابی
attainments
U
دست یابی
knowledge acquisition
آگاهی یابی
positioning
U
موقع یابی
debugger
U
اشکال یابی
orientation
U
جهت یابی
obstacle sense
U
حس مانع یابی
acquisition
U
هدف یابی
localization
U
موضع یابی
calibration
U
خصلت یابی
acquisitions
U
هدف یابی
castaway
U
عمق یابی
locations
U
مکان یابی
edgings
U
حاشیه یابی
castaways
U
عمق یابی
i. and evdevolution
U
توان یابی
range finding
U
مسافت یابی
termination
U
پایان یابی
goniometry
U
زاویه یابی
accessed
U
دست یابی
fringing
U
ریشه یابی
ranging
U
مسافت یابی
fault finding
U
عیب یابی
fault diagnosis
U
عیب یابی
fault detection
U
عیب یابی
quadricycle
U
چهارچرخه یابی
patterning
U
طرح یابی
levelling
U
ارتفاع یابی
edging
U
حاشیه یابی
extrapolations
U
برون یابی
extrapolation
U
برون یابی
trapping
U
غلط یابی
factoring
U
عامل یابی
signal detection
U
علامت یابی
addressing
U
نشانی یابی
insinuation
U
رخنه یابی
access
U
دست یابی
orientates
U
جهت یابی
orientate
U
جهت یابی
accesses
U
دست یابی
orientating
U
جهت یابی
mark sensing
U
نشان یابی
accessing
U
دست یابی
marketing
U
بازار یابی
sourcing
U
منابع یابی
summation
U
مجموع یابی
direction finding
U
جهت یابی
position finding
U
موقعیت یابی
error detection
U
خطا یابی
warm boot
U
شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند
expansion card
U
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
link encryption
U
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
survey tests
U
ازمونهای زمینه یابی
continuous levelling
U
تراز یابی پیوسته
spots
U
مسافت یابی کردن
parallel access
U
با دست یابی موازی
localization of function
U
موضع یابی کارکرد
spot
U
مسافت یابی کردن
direction finding aerial
U
انتن جهت یابی
direction finding
U
جهت یابی کردن
locate mode
U
باب مکان یابی
direction finding
U
سمت یابی کردن
excitor
U
عصب یابی محرک
item scaling
U
مقیاس یابی پرسشها
performance evaluation
U
ارز یابی کارایی
detail
U
یات و مسیر یابی
sound ranging
U
مسافت یابی صوتی
detailing
U
یات و مسیر یابی
frigid manners
U
اطوارخنک یابی مزه
space orientation
U
موقعیت یابی فضایی
spatial orientation
U
موقعیت یابی فضایی
ranging pole
U
شاخصهای مسافت یابی
random processing
U
با دست یابی تصادفی
flash ranging
U
مسافت یابی نوری
cost unit
U
واحد هزینه یابی
radio direction finding
U
جهت یابی بی سیم
quick access
U
با دست یابی تند
cost centre
U
مرکز هزینه یابی
direction finding station
U
پست جهت یابی
extender board
U
وسیله عیب یابی
ranging
U
مسافت یابی کردن
three dimensional direction finding
U
جهت یابی فضایی
maximum direction finding
U
جهت یابی حداکثر
absurdities test
U
ازمون مهمل یابی
marginal costing
U
هزینه یابی نهائی
marginal costing
U
هزینه یابی نهایی
sound
U
عمق یابی کردن
attitude survey
U
زمینه یابی نگرش
traces
U
رد یابی کردن نشان
traced
U
رد یابی کردن نشان
extrapolating
U
برون یابی کردن
trace
U
رد یابی کردن نشان
interpolated
U
درون یابی کردن
acoustic minehunting
U
مین یابی صوتی
job costing
U
هزینه یابی کار
aerial target aquisition
U
هدف یابی هوایی
sounds
U
عمق یابی کردن
interpolates
U
درون یابی کردن
interpolating
U
درون یابی کردن
sounded
U
عمق یابی کردن
extrapolate
U
برون یابی کردن
extrapolated
U
برون یابی کردن
plumb
U
ژرف یابی کردن
soundest
U
عمق یابی کردن
extrapolates
U
برون یابی کردن
interpolate
U
درون یابی کردن
slice
U
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices
U
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
opens
U
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opened
U
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
open
U
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
teleran system
U
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
designation system
U
سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب
system flowchart
U
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
stramline flow
U
جریان موازی یابی ممانعت
tomnoddy
U
ادم خرف یابی کله
costing and pricing
U
هزینه یابی و قیمت گذاری
knotty pate
U
ادم خرف یابی کله
paramorphic
U
دارای خاصیت تغییر یابی
snipped
U
ادم کوچک یابی اهمیت
paramorphous
U
دارای خاصیت تغییر یابی
eventration
U
جنین بی شکم یابی روده
snipping
U
ادم کوچک یابی اهمیت
an unerring aim
U
نشان درست یابی خطا
echo sounding
U
عمق یابی انعکاس صوت
inelegantly
U
ازروی بی فرافتی یابی ذوقی
dumb barge
U
کرجی بی بادبان یابی موتور
disinterestedly
U
ازروی بی طرفی یابی علاقگی
snip
U
ادم کوچک یابی اهمیت
masters
U
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master
U
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered
U
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
compatibility
U
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
in suspense
U
درحال تعطیل یابی تکلیفی معلق
contumeliously
U
ازروی اهانت یابی حرمتی مغرورانه
locates
U
مستقر ساختن مکان یابی کردن
high frequency radio direction finding
U
جهت یابی رادیویی فرکانس بالا
locate
U
مستقر ساختن مکان یابی کردن
quadrantal
U
مربوط به اشتباه در دستگاه جهت یابی
locating
U
مستقر ساختن مکان یابی کردن
located
U
مستقر ساختن مکان یابی کردن
range sensing
U
تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
quadrantal points
U
نقاط یا قطبهای دستگاه جهت یابی هواپیما
flash ranging location
U
تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
environment
U
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com