English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
x site U سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
field storage U انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
dump U انبار موقتی زاغه مهمات انبار
magazines U انبار مهمات
ammunition dump U انبار مهمات
ammunition depot U انبار مهمات
magazine U انبار مهمات
arsenal U انبار مهمات جنگی
shell room U انبار مهمات ناو
arsenals U انبار مهمات جنگی
inventory lot U نوبه مهمات ذخیره شده در انبار
magazine space U زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
magazine flooding system U سیستم اب فشان انبار مهمات ناو
caged storage U قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
y site U نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
assignment of space U تخصیص جا برای انبار کردن اماد
bacteriolysis U مواد شیمایی جهت جلوگیری از رشد باکتری خصوصا برای انبار کردن فرش بیش از سه ما ه
pallets U چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
pallet U چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
stockpile U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
safety island U سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
pallet U سکوی چوبی یا پلاستیکی برای حمل کالا
ready rack U قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
stockpiles U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpile U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
tumbrel or bril U ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
blockhouse U ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
refire time U زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
antimateriel ammunition U مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
bin storage U انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
sponson U جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
half area U محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
ammunition loading line U صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
referral order U درخواست برای اماد غیرموجود یا جایگزین در انبار
bay U یک بخش برای کار ویژه [مانند سرویس یا انبار یا هواپیما وغیره]
stock control program U نرم افزاری که برای کمک به مدیریت انبار در تجارت طراحی شده است
cook off U گل کردن مهمات
color codig U علامت گذاری کردن مهمات
horizontal loading U پر کردن مهمات به طور افقی
atomic demolition munition U خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
epos U سیستمی که از یک ترمینال کامپیوتر به عنوان سایت فروش برای محصولهای الکتریکی یا کنترل انبار و نیز مشخصات محصول به کارمی رود
lazar housek U عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
lot integrity U دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
wet stowage U نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
rearming U تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
ramp U سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
ramps U سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
lay up U دچار تاخیر کردن یا شدن انبار یاجمع کردن
warehouses U انبار کردن
stashing U انبار کردن
yard U انبار کردن
yards U انبار کردن
build-ups U پر کردن انبار
build up U پر کردن انبار
stashed U انبار کردن
imburse U انبار کردن
stash U انبار کردن
build-up U پر کردن انبار
ensile U انبار کردن
reservedness U انبار کردن
stashes U انبار کردن
storage U انبار کردن
warehouse U انبار کردن
stock piling U انبار کردن
deep freeze U انبار کردن
deep freezes U انبار کردن
store room U جای انبار کردن
tendering U لطیف کردن انبار
warehouses U انبار کردن مخزن
storing U اندوختن انبار کردن
store-rooms U جای انبار کردن
dump U مخزن انبار کردن
store-room U جای انبار کردن
warehouse U انبار کردن مخزن
garnered U انبار کردن انباشتن
garners U انبار کردن انباشتن
ware room U انبار کردن مخزن
stock piling U ذخیره کردن در انبار
hoardings U انبار کردن پول
hoarding U انبار کردن پول
tendered U لطیف کردن انبار
tender U لطیف کردن انبار
store U اندوختن انبار کردن
garnering U انبار کردن انباشتن
tenderest U لطیف کردن انبار
garner U انبار کردن انباشتن
administrative storage U انبار کردن به طریق اداری
block storing U انبار کردن بارهای قوال
to lay down wine U شراب را انبار کردن یا جادادن
caged storage U انبار کردن به طریقه محصور
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
stowage U حق انبارداری انبار کردن کالا در کشتی
snake out U خارج کردن کالا از انبار ناو
warehousing system U روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
water displacement U زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
externals U مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
external U مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
stows U انبار کردن بار کردن
stow U انبار کردن بار کردن
stowed U انبار کردن بار کردن
stowing U انبار کردن بار کردن
inventory fraction U نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
bin storage space U فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
honey combing U روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
back berm U سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
inhibiting U اغشتن سطوح داخلی دستگاه یاماشین با ماده ضدخوردگی قبل از انبار کردن ان
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
pedestal U سکوی اتش
pedestals U سکوی تیر
pedestals U سکوی اتش
central reserve U سکوی وسط
platform 3 U سکوی شماره 3
testing stand U سکوی ازمایش
platforms U سکوی شیرجه
bema U سکوی خطابه
launcher U سکوی پرتاب
pallet U سکوی بار
deck U سکوی موتور
board U سکوی شیرجه
pedestal U سکوی تیر
jumping hill U سکوی پرش
starting block U سکوی شروع
boarded U سکوی شیرجه
channelising island U سکوی جداساز
decked U سکوی موتور
flight platform U سکوی پرواز
stanchion U سکوی استقرار
decks U سکوی موتور
back berm U سکوی پایه
central reserve U سکوی میانی
projectile flat U سکوی گلوله
cavalier U سکوی نگهبانی
shelf U سکوی کوهستانی
starting platform U سکوی شروع
loading site U سکوی بارگیری
benches U سکوی کوهستانی
artillery mount U سکوی توپخانه
soft missile base U سکوی بی حفاظ
entablement U سکوی مجسمه
median U سکوی میانی
loading rack U سکوی بارگیری
berm U سکوی شیب بر
median U سکوی وسط
military platform U سکوی نظامی
platform U سکوی شیرجه
quays U سکوی بارگیری
bench U سکوی کوهستانی
seat U سکوی استقرار
artillery mount U سکوی نصب
pallets U سکوی بار
staging U سکوی کار
seats U سکوی استقرار
quay U سکوی بارگیری
seated U سکوی استقرار
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ammo U مهمات
ammunition U مهمات
munitions U مهمات
ordnance U مهمات
munition U مهمات
ordnace U مهمات
gate operating deck U سکوی مانور دریچه ها
gate operating platform U سکوی مانور دریچه ها
high board U سکوی شیرجه 3 متری
low board U سکوی یک متری شیرجه
helipad U سکوی فرود هلیکوپتر
airdrop platform U سکوی بارریزی هوایی
decks U سکوی جلوی تانک
channelising island U سکوی هدایت کننده
pad U سکوی پرتاب رسانگر
launching pads U سکوی پرتاب موشک
ambo U میز [سکوی] خطابه
decked U سکوی جلوی تانک
launching pad U سکوی پرتاب موشک
blast U برخاستن از سکوی پرتاب
deck U سکوی جلوی تانک
rocket launchers U سکوی پرتاب موشک
torpedo tube U سکوی پرتاب اژدر
where is the platform 3? U سکوی شماره 3 کجاست؟
railway end U پل سکوی راه اهن
air defense artillery fire unit U سکوی توپخانه پدافندهوایی
thwarts U سکوی نشیمن قایق
launching site U سکوی پرتاب موشک
pads U سکوی پرتاب رسانگر
rocket launcher U سکوی پرتاب موشک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com