Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (27 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
slot
U
سوراخ کردن شکاف کوچک
slots
U
سوراخ کردن شکاف کوچک
slotting
U
سوراخ کردن شکاف کوچک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
notches
U
شکاف چوبخط سوراخ کردن
notch
U
شکاف چوبخط سوراخ کردن
judas
U
شکاف کوچک
water hole
U
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
ostiole
U
سوراخ یا دهانه کوچک
duckpin
U
بولینگ با گویهای کوچک بی سوراخ
ant hills
U
تپهی کوچک دور سوراخ مورچه
ant hill
U
تپهی کوچک دور سوراخ مورچه
candlepins
U
بازی بولینگ با گویهای کوچک بی سوراخ
pinned
U
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
pin
U
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
pinning
U
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
to pink out leather
U
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
perforation
U
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
breach
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
pilloried
U
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillories
U
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillory
U
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillorying
U
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pinker
U
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink
U
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest
U
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
thirl
U
سوراخ سوراخ کردن دریدن
helmzhold resonator
U
محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
cancellate
U
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
sprocket holes
U
مجموعه سوراخ کوچک در هر لبه مجموعهای کاغذ که امکان چرخیدن و قرار گرفتن کاغذ در چاپگر میدهد
expansion slots
U
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
gill slit
U
شکاف دستگاه تنفس ماهی شکاف برانشی
riddle
U
سوراخ سوراخ کردن
riddles
U
سوراخ سوراخ کردن
compacting
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compacted
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compact
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compacts
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
centers
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
U
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag
U
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
gash
U
شکاف دار کردن
gashed
U
شکاف دار کردن
gashing
U
شکاف دار کردن
breached
U
ایجاد شکاف کردن
breach
U
ایجاد شکاف کردن
gashes
U
شکاف دار کردن
breaches
U
ایجاد شکاف کردن
float stone
U
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
sight
U
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights
U
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
fenestration
U
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
crevasse
U
شکاف زدن رخنه کردن
chap
U
انتخاب کردن شکاف دادن
shear
U
شکاف دادن قیچی کردن
crevasses
U
شکاف زدن رخنه کردن
dispart
U
شکاف مگسک هدف گیری کردن تفنگ
gruyere cheese
U
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
foraminate
U
ثقبه دار سوراخ سوراخ
wear a hole in
U
سوراخ کردن
goring
U
سوراخ کردن
scuttle
U
سوراخ کردن
scuttled
U
سوراخ کردن
bores
U
سوراخ کردن
scuttles
U
سوراخ کردن
punched
U
سوراخ کردن
to drill through
U
سوراخ کردن
punches
U
سوراخ کردن
to burn a hole
U
سوراخ کردن
punch
U
سوراخ کردن
to set abroach
U
سوراخ کردن
stab
U
سوراخ کردن
transfix
U
سوراخ کردن
stabbed
U
سوراخ کردن
scuttling
U
سوراخ کردن
to pick a hole in
U
سوراخ کردن
broaching
U
سوراخ کردن
stabs
U
سوراخ کردن
incising
U
سوراخ کردن
foraminate
U
سوراخ کردن
to punch a hole in
U
سوراخ کردن
to poke a hole in any thing
U
سوراخ کردن
gores
U
سوراخ کردن
pooled
U
سوراخ کردن
boring
U
سوراخ کردن
drills
U
سوراخ کردن
pierce
U
سوراخ کردن
gore
U
سوراخ کردن
broached
U
سوراخ کردن
steek
U
سوراخ کردن
pools
U
سوراخ کردن
pool
U
سوراخ کردن
broach
U
سوراخ کردن
pierces
U
سوراخ کردن
bore
U
سوراخ کردن
broaches
U
سوراخ کردن
perforating
U
سوراخ کردن
delving
U
سوراخ کردن
to break open
U
سوراخ کردن
delves
U
سوراخ کردن
gored
U
سوراخ کردن
delved
U
سوراخ کردن
delve
U
سوراخ کردن
perforates
U
سوراخ کردن
drill
U
سوراخ کردن
perforate
U
سوراخ کردن
drilled
U
سوراخ کردن
maneuvering vent
U
شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
puncture
U
سوراخ کردن شکست
precision bore
U
سوراخ کردن دقیق
punched
U
سوراخ ایجاد کردن
punches
U
مهر کردن سوراخ
transfixion
U
عمل سوراخ کردن
puncturing
U
سوراخ کردن شکست
punctured
U
سوراخ کردن شکست
punched
U
مهر کردن سوراخ
prong
U
باچنگ ک سوراخ کردن
broach
U
سوراخ کردن قایق
broaches
U
سوراخ کردن قایق
burred
U
بامته سوراخ کردن
burrs
U
بامته سوراخ کردن
to peck a hole in
U
با نوک سوراخ کردن
punch
U
مهر کردن سوراخ
burr
U
بامته سوراخ کردن
punch
U
سوراخ ایجاد کردن
broaching
U
سوراخ کردن قایق
lack vt
U
با گلوله سوراخ کردن
broached
U
سوراخ کردن قایق
tusk
U
سوراخ کردن یا کندن
tusks
U
سوراخ کردن یا کندن
punctures
U
سوراخ کردن شکست
to tear a hole in
U
سوراخ یا پاره کردن
punches
U
سوراخ ایجاد کردن
pecked
U
بانوک سوراخ کردن
back drill
U
از پشت سوراخ کردن
lancinate
U
بانیزه سوراخ کردن
prongs
U
باچنگ ک سوراخ کردن
pecking
U
بانوک سوراخ کردن
spits
U
سوراخ کردن تف انداختن
spit
U
سوراخ کردن تف انداختن
To bark up the wrong tree.
<idiom>
[سوراخ دعا را گم کردن]
hollow forge
U
سوراخ کردن گرم
peck
U
بانوک سوراخ کردن
gride
U
سوراخ کردن فرورفتن
pecks
U
بانوک سوراخ کردن
burring
U
بامته سوراخ کردن
pertusion
U
عمل سوراخ کردن
peep
U
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped
U
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
U
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
U
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
jab
U
خنجر زدن سوراخ کردن
jabbing
U
خنجر زدن سوراخ کردن
jabbed
U
خنجر زدن سوراخ کردن
puncturing
U
سوراخ کردن پنچر شدن
drills
U
سوراخ کردن چاه کندن
drill
U
سوراخ کردن چاه کندن
puncture
U
سوراخ کردن پنچر شدن
jabs
U
خنجر زدن سوراخ کردن
drilled
U
سوراخ کردن چاه کندن
punctured
U
سوراخ کردن پنچر شدن
punctures
U
سوراخ کردن پنچر شدن
unkennel
U
از سوراخ یا لانه بیرون کردن
back drilling attachment
U
تجهیزات سوراخ کردن از پشت
karatonyxis
U
عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
bores
U
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
fraise
U
گشادتر کردن سوراخ اره مدور
loopholes
U
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
stave
U
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
ruptures
U
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
pinhole
U
سوراخ کردن برای گوشی یاز
rupturing
U
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
borer
U
هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
loophole
U
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
rupture
U
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
bore
U
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
jackhammer
U
مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
lanciation
U
سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
concrete coring drill
U
مته برای سوراخ کردن هسته بتن
punch
U
منگنه کردن سوراخ کردن
thrusts
U
سوراخ کردن رخنه کردن در
perforates
U
سوراخ کردن نفوذ کردن
penetract
U
رخنه کردن سوراخ کردن
penetrates
U
رخنه کردن سوراخ کردن
impaled
U
سوراخ کردن احاطه کردن
impales
U
سوراخ کردن احاطه کردن
punches
U
منگنه کردن سوراخ کردن
perforate
U
سوراخ کردن نفوذ کردن
thrust
U
سوراخ کردن رخنه کردن در
impaling
U
سوراخ کردن احاطه کردن
gimlets
U
سوراخ کردن مته کردن
punched
U
منگنه کردن سوراخ کردن
thrusting
U
سوراخ کردن رخنه کردن در
penetrate
U
رخنه کردن سوراخ کردن
penetrated
U
رخنه کردن سوراخ کردن
gimlet
U
سوراخ کردن مته کردن
perforating
U
سوراخ کردن نفوذ کردن
stick
U
سوراخ کردن نصب کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com