Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
front
U
سمت دشمن
fronting
U
سمت دشمن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
unfriendly
U
دشمن ناشناس
strike
U
حمله ضربه زدن به دشمن
strikes
U
حمله ضربه زدن به دشمن
meet
U
تصادم کردن با دشمن درخور بودن درخور
meets
U
تصادم کردن با دشمن درخور بودن درخور
scramble
U
درگیر شدن باهواپیمای دشمن
scrambled
U
درگیر شدن باهواپیمای دشمن
scrambles
U
درگیر شدن باهواپیمای دشمن
scrambling
U
درگیر شدن باهواپیمای دشمن
hit
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
contact
U
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacted
U
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacting
U
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacts
U
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
sweep
U
تجسس هوایی سریع منطقه دشمن
quail
U
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails
U
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
capitulation
U
تسلیم شدن به دشمن قرارداد کاپیتولاسیون قراردادی که به موجب ان امتیازات خاصی به یک دولت خارجی و اتباع ان داده میشود
bogey
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogeys
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogies
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
coalition
U
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalitions
U
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
merged
U
باهواپیمای دشمن برخورد کرددر رهگیری هوایی
merged
U
دشمن فاهر شد
splashed
U
در پدافند هوایی یعنی هواپیمای دشمن زده شد
guerillas
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerrilla
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerrillas
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
threat
U
دشمن تهدید کردن
threats
U
دشمن تهدید کردن
squawk
U
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked
U
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawks
U
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
hostile
U
دشمن
hostile
U
متعلق به دشمن خصومت امیز
blocking
U
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
ace
رتبه اول خلبانی که حداقل پنج هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد
aces
U
رتبهء اول خ-لبانی که حداقل 5هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد
punch
U
در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punched
U
در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punches
U
در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
ferret
U
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferrets
U
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
early warning
U
اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
early-warning
U
اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
plot
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
gall
U
حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
galls
U
حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
hunting
U
شکار دشمن یا زیردریایی
enemies
U
دشمن
enemies
U
دشمن کردن
enemy
U
دشمن
enemy
U
دشمن کردن
adversaries
U
دشمن
adversary
U
دشمن
decoy
U
هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
decoyed
U
هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
decoying
U
هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
decoys
U
هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
penetration
U
نفوذ در جبهه دشمن داخل شدن درصفوف دشمن نفوذ در شبکه اطلاعات یااداری
wane
U
جنگ دشمن
waned
U
جنگ دشمن
wanes
U
جنگ دشمن
waning
U
جنگ دشمن
distract
U
گیج کردن حواس دشمن را پرت کردن
distracts
U
گیج کردن حواس دشمن را پرت کردن
snipe
U
ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
snipe
U
از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniped
U
ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
sniped
U
از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
snipes
U
ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
snipes
U
از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniping
U
ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
sniping
U
از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
neutralised
U
خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralised
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralises
U
خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralises
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralising
U
خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralising
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralize
U
خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralize
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizes
U
خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralizes
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizing
U
خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralizing
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
disorganised
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganises
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganising
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganize
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganizes
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganizing
U
به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
betray
U
تسلیم دشمن کردن
betrayed
U
تسلیم دشمن کردن
betraying
U
تسلیم دشمن کردن
Other Matches
radio deception
U
گول زدن دشمن با بی سیم فریب رادیویی دشمن
to triumph over the enemy
U
برشکست دشمن شادی کردن بر دشمن پیروز شدن
radio countermeasures
U
اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
rejects
U
عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
rejecting
U
عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
rejected
U
عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
reject
U
عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
enemy alien
U
طرفداران دشمن در خاک خودی هواداران دشمن
close with
U
اخذتماس با دشمن درگیر شدن با دشمن
close-ups
U
نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
close up
U
نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
close-up
U
نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
roll back
U
به عقب راندن تدریجی مواضع دفاعی دشمن در هم نوردیدن تدریجی دفاع دشمن
breaching
U
رخنه درمیدان مین رخنه نفوذی مواجه شدن با دشمن درگیری با دشمن
shadower
U
یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
espionage
U
جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
close in security
U
برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
counter force
U
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
evasion
U
اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
evasions
U
اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
identification friendly or foe
U
سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
breach
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
hostile track
U
تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
end on
U
سینه به سینه شدن با دشمن روبرو شدن با دشمن یاچیزی
approach march
U
راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
out flank
U
دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
repel
U
پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repelled
U
پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repelling
U
پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repels
U
پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
shelling report
U
گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
adversarial
U
دشمن
at d.
U
دشمن
foes
U
دشمن
xenophobe
U
دشمن
abhorrer
U
دشمن
foe
U
دشمن
foeman
U
دشمن
evades
U
گریز از دشمن
evaded
U
گریز از دشمن
evade
U
گریز از دشمن
xenophobe
U
دشمن بیگانه
antagonist
U
رقیب دشمن
contains
U
احاطه دشمن
engagements
U
درگیری با دشمن
engagement
U
درگیری با دشمن
contained
U
احاطه دشمن
contain
U
احاطه دشمن
evading
U
گریز از دشمن
antagonizes
U
دشمن کردن
antagonized
U
دشمن کردن
antagonize
U
دشمن کردن
antagonising
U
دشمن کردن
antagonises
U
دشمن کردن
antagonised
U
دشمن کردن
nemesis
U
دشمن بزرگ
antagonists
U
رقیب دشمن
man hater
U
دشمن ادم
the enemy
U
کشتی دشمن
the enemy
U
نیروی دشمن
feudist
U
متحد دشمن
potential enemy
U
دشمن اصلی
enemy forces
U
نیروهای دشمن
enemy state
U
دولت دشمن
potential enemy
U
دشمن حتمی
hostile artillery
U
توپخانه دشمن
hostile battery
U
اتشبار دشمن
alien enemy
U
دشمن خارجی
enemy state
U
حکومت دشمن
antagonizing
U
دشمن کردن
antichrst
U
دشمن مسیح
hateable
U
دشمن داشتنی
arch enemy
U
دشمن بزرگ
archenemy
U
دشمن بزرگ
To the envy of our enemies .
U
به کوری چشم دشمن
close in
U
نزدیک شدن به دشمن
action station
U
پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
break through
U
نفوذکردن در مواضع دشمن
harassing
U
به هم زدن کارایی دشمن
flank crossing
U
عبوراز جناح دشمن
anti air
U
ضد برتری هوایی دشمن
close with
U
نزدیک شدن به دشمن
enemy in liken of friend
U
دشمن در لباس دوست
trophy of war
U
غنیمت جنگی از دشمن
to roll up the enemy line
U
بخط دشمن کردن
break off
U
قطع تماس با دشمن
One enemy is one too many.
U
یک دشمن هم زیاد است
He gave the inemy no respite .
U
به دشمن مهلت نداد
betrayment
U
تسلیم به دشمن کردن
to pierce the enemy's line
U
دشمن رخنه کردن
line of approach
U
راه تقرب به دشمن
repulsing
U
پس زدن دشمن وازدن
repulsed
U
پس زدن دشمن وازدن
suspect battery
U
اتشبار مشکوک دشمن
betrays
U
تسلیم دشمن کردن
repulses
U
پس زدن دشمن وازدن
harasses
U
ناراحت کردن دشمن
harasses
U
ایذا کردن دشمن
harass
U
ناراحت کردن دشمن
harass
U
ایذا کردن دشمن
repulse
U
پس زدن دشمن وازدن
people sniffer
U
رادار کشف افراد دشمن
limited objective
U
هدف نزدیک به جبهه دشمن
antisocial
U
مخل اجتماع دشمن جامعه
search and clear
U
جستجو و پاک کردن دشمن
strategic reconnaissance
U
بررسی مقدماتی وضع دشمن
contact report
U
گزارش تماس با هواپیمای دشمن
threat study
U
بررسی امکانات رزمی دشمن
threat study
U
بررسی توسعه تهدید دشمن
captured material
U
وسایل گرفته شده از دشمن
catalytic
U
ترغیب کننده دشمن به درگیری
identification zone
U
منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
direct pressure
U
تعاقب کردن مستقیم دشمن
denial measures
U
تدابیر ممانعت ازنفوذ دشمن
counter surveillance
U
عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
counter fire
U
اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
evader
U
گمشده جنگی در منطقه دشمن
confirmed location
U
محل تایید شده دشمن
confusion agent
U
عامل گیج کردن دشمن
combat jump
U
پرش با چتر درمنطقه دشمن
electromagnetic intrusion
U
نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
flank crossing
U
دور زدن جناح دشمن
evasion and scape
U
گریز و فراراز دست دشمن
diversionary attack
U
تک منحرف کننده توجه دشمن
infiltrating
U
در خطوط دشمن نفوذ کردن
One enemy is too many, a hundred friend are too few.
<proverb>
U
یک دشمن زیاد است صد دوست کم .
We were surrounded ( encircled ) by the enemy forces .
U
درمحاصره نیروهای دشمن بودیم
infiltrates
U
در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrated
U
در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrate
U
در خطوط دشمن نفوذ کردن
To break down the enemys resistance.
U
مقاومت دشمن رادرهم شکستن
siege mentality
U
دشمن پنداری همه جانبه
liberated
U
مناطق ازاد شده ازاشغال دشمن
blockade runner
U
شخصی یا ناوی که ازمحاصره دشمن میگذرد
crossing the t
U
قطع کردن راه ستون دشمن
communication deception
U
گول زدن دشمن در ارتباط و مخابرات
countermeasures
U
اقدامات ضد عملیات دشمن عمل متقابل
sniperscope
U
دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
escaped
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
engagement control
U
کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
envelopment
U
دور زدن یکی از جناحین دشمن
no enemy is insignificant
U
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
escapes
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escape
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
snooperscope
U
دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
seadata
U
اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
radio direction finding
U
پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
escaping
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
barrier combat air patrol
U
گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
attrition sweeping
U
مین روبی ضد عملیات فرسایشی دشمن
orange forces
U
علامت نیروهای دشمن درتمرینات جنگی
penetration aids
U
وسایل تولید رخنه در صفوف دشمن
survivability
U
قابلیت مقاومت در مقابل دشمن توان زندگی
transponder tango
U
دستگاه تشخیص دشمن وخودی مدل اولیه
transponder sierra
U
دستگاه تشخیص دشمن وخودی مدل پیشرفته
shock action
U
غافلگیری حمله ناگهانی غافلگیر کردن دشمن
rehabilitation training center
U
مرکز اموزش بازاموزی زندانیان جنگی دشمن
Enemy troops poured into the city.
U
سربا زان دشمن ریختند داخل شهر
Our heavy guns pounded ( away at ) the enemy positions .
U
توپخانه سنگین ما مواضع دشمن رادرهم کوبید
follow up
U
رده پشتیبان دنباله دنبال کردن دشمن
mopping up
U
پاک کردن منطقه ازوجود بقایای دشمن
approach line
U
خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
parroted
U
وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
mix up, caution
U
موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
vor
U
وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
parroting
U
وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parrots
U
وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
stay behind
U
باقی گذاشته شده نیروی باقیمانده در منطقه دشمن
interception
U
رهگیری هوایی جلوگیری از ورودهواپیماهای دشمن استراق سمع
interrogator responder
U
دستگاه تماس یا مکالمه سیستم شناسایی دشمن وخودی
overlap tell
U
رله اطلاعات مربوط به هدف یا دشمن به ایستگاههای مجاور
We cloced in on the enemy .
U
حلقه محاصره خودمان را روی دشمن تنگ تر کردیم
parrot
U
وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
intruder operation
U
تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
snake in the grass
<idiom>
U
دشمنی که وانمود به دوستی میکند (دشمن دوست نما)
The planes pin- pointed the enemy targets .
U
هواپیما ها گشتند تا هدفهای دشمن را دقیق پیدا کردند
internee
U
فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
exfiltration
U
خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
internees
U
فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
radio fix
U
تعیین محل فرستنده دشمن یاخودی بااستفاده از دو یا چندایستگاه به گوش
evades
U
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evading
U
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
catches
U
ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
evaded
U
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
american civilian internee information
U
قسمت اطلاعات مربوط به غیرنظامیان بازگشته ازسرزمین دشمن به امریکا
plotting
U
رسم مسیر ناوبری هواپیمایا کشتی محل هدف یا دشمن
evade
U
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
to sweep the seas
U
همه جای دریاراعبورکردن دریاهارا ازوجود دشمن پاک کردن
target array
U
نمودار گرافیک نیروها و تاسیسات و وضعیت دشمن در منطقه هدف
many
U
اعلام تعداد 8 یا بیشترهواپیمای دشمن دیده میشود در رهگیری هوایی
evasion and scape
U
تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
mural crown
U
ناجی که به نخستین بالارونده ازدیوار شهر دشمن داده میشد
people sniffer
U
رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
stop squawk
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را خاموش کنید
squawk flash
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روشن کنید
disengagement
U
جدا شدن ازدشمن عقب نشینی اختیاری قطع تماس با دشمن
collision course interception
U
تقاطع مسیر رهگیری باهواپیمای دشمن مسیربرخورد هواپیمای رهگیر بادشمن
jus postliminii
U
هرگاه اموال کسی در جنگ توسط دشمن اخذ و متعاقبا" پس گرفته شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com