English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
interference U سد کردن غیرمجاز راه حریف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hooking U سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
finger hold U خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
Other Matches
blocks U سدکردن غیرمجاز حریف
blocked U سدکردن غیرمجاز حریف
block U سدکردن غیرمجاز حریف
jab checking U فروبردن غیرمجاز مستقیم چوب لاکراس به بدن حریف
hold U گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds U گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
underhook U گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
looped U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
side sweep and over under U گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
interferes U سد کردن غیرمجاز
obstructions U سد کردن غیرمجاز
interfere U سد کردن غیرمجاز
interfered U سد کردن غیرمجاز
obstruction U سد کردن غیرمجاز
crackback U نوعی سد کردن غیرمجاز
false starts U حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
false start U حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
head and arm U هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground U ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
clinching U بغل کردن حریف
dribbles U رد کردن توپ از حریف
dribble U رد کردن توپ از حریف
put the ball on the floor U رد کردن توپ از حریف
dribbled U رد کردن توپ از حریف
dribbling U رد کردن توپ از حریف
marks U نشانه کردن حریف
mark U نشانه کردن حریف
clinch U بغل کردن حریف
clinched U بغل کردن حریف
clinches U بغل کردن حریف
shoulder block U سد کردن حریف با ضربه شانه
simple leg ride U شگک خراب کردن حریف
parrying U دفع کردن حمله حریف
squeeze U سد کردن مدافع حریف با دونفر
parries U دفع کردن حمله حریف
squeezed U سد کردن مدافع حریف با دونفر
parried U دفع کردن حمله حریف
parry U دفع کردن حمله حریف
squeezing U سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes U سد کردن مدافع حریف با دونفر
to overcrow one's rival U از پیروزی بر حریف شادی کردن
to backtrack <idiom> <verb> U نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
to row back <idiom> <verb> U نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
overplaying U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
hook check U سد کردن راه چوب حریف ازعقب
overplayed U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
change of engagement U وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
kneeing U خطای سد کردن راه حریف بازانو
hip check U سد کردن راه حریف با کمر وباسن
triple team U سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
overplay U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
sweat out U بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
wraparound check U سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
near all U نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
hits U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off U رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
disengaging U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
jabbing U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengage U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
jabs U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengages U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
flea flicker U پاس اشفته برای گیج کردن حریف
jab U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
wildcats U غیرمجاز
unauthorized U غیرمجاز
unlicensed U غیرمجاز
wildcat U غیرمجاز
unallowable U غیرمجاز
illicit U غیرمجاز
spears U سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
angle block U سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
clips U سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
ceding parry U کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
clippings U سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
spearing U سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spear U سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
straight arm U حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
to turn the tables on any one U وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
clip U سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped U سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
speared U سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
contraband U کالای غیرمجاز
gavel U بهره غیرمجاز
gavels U بهره غیرمجاز
double hit U دو ضربه غیرمجاز پی در پی
interference U ممانعت غیرمجاز
illegal U حرام غیرمجاز
stunts U حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunt U حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
high leg attack and shoulder control U زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
double leg pick up U زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
stunting U حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
poke check U فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
hold U گرفتن غیرمجاز توپ
elbowing U ضربه غیرمجاز با ارنج
holds U گرفتن غیرمجاز توپ
carried U حمل غیرمجاز توپ
carries U حمل غیرمجاز توپ
carry U حمل غیرمجاز توپ
carrying U حمل غیرمجاز توپ
protection U سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
water bailiffs U مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
exclusion area U منطقه غیرمجاز از نظر دسترسی
high stick U بالا بردن غیرمجاز چوب
throw forward U بردن غیرمجاز توپ به جلو
skate off U حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
washed U حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
face hold U گرفتن غیرمجاز دهان و چشم و بینی
washes U حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
ooch U حرکت غیرمجاز قایق بدون باد
wash U حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
clinching U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
encroaching U قرار دادن غیرمجاز بدن جلوتراز خط تجمع
vital point U حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
fast pill U ماده محرک غیرمجاز برای افزایش سرعت اسب
leg before wicket U حرکت غیرمجاز توپزن در سدکردن راه توپ با پا یا بدن
burn U کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
burns U کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
jerk U پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerks U پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerking U پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerked U پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
touch football U نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
doubled up U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
indian check U سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
double U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
holding U گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
stacks U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
jacklight U ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
croquet U بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
challenger U حریف
foe U حریف
foes U حریف
d. cut d. U حریف
rivaled U حریف
opponent U حریف
rivaling U حریف
competitor U حریف
competitors U حریف
adversarial U حریف
adversaries U حریف
match U حریف
rivalled U حریف
matches U حریف
rivalling U حریف
challengers U حریف
rival U حریف
rivals U حریف
adversary U حریف
opponents U حریف
charges U حمله به حریف
charge U حمله به حریف
targetted U سینه حریف
away U زمین حریف
shadows U چسبیدن به حریف
targetting U سینه حریف
targeting U سینه حریف
targeted U سینه حریف
copings U حریف شدن
target U سینه حریف
ends U زمین حریف
shadowing U چسبیدن به حریف
targets U سینه حریف
shadow U چسبیدن به حریف
shadowed U چسبیدن به حریف
jacks of all trades U همه فن حریف
downfield U زمین حریف
copes U حریف شدن
victims U حریف ضعیف
head butt U با سر به حریف زدن
victim U حریف ضعیف
jack of all trades U همه فن حریف
end U زمین حریف
sell a dummy U فریفتن حریف
adversary U حریف کشتی
ended U زمین حریف
i cannot manage him U حریف او نمیشوم
coped U حریف شدن
opponents U حریف طرف
drop U جاگذاشتن حریف
swingman U همه فن حریف
playing the man U بازی با حریف
razzle dazzle U فریفتن حریف
drops U جاگذاشتن حریف
adversaries U حریف کشتی
dropping U جاگذاشتن حریف
deliver a series of blows U بمباران حریف
opponent U حریف طرف
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com