Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
interference
U
سد کردن غیرمجاز راه حریف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hooking
U
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
finger hold
U
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
Other Matches
block
U
سدکردن غیرمجاز حریف
blocked
U
سدکردن غیرمجاز حریف
blocks
U
سدکردن غیرمجاز حریف
jab checking
U
فروبردن غیرمجاز مستقیم چوب لاکراس به بدن حریف
hold
U
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds
U
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
underhook
U
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
loops
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
side sweep and over under
U
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
interferes
U
سد کردن غیرمجاز
obstructions
U
سد کردن غیرمجاز
interfere
U
سد کردن غیرمجاز
interfered
U
سد کردن غیرمجاز
obstruction
U
سد کردن غیرمجاز
crackback
U
نوعی سد کردن غیرمجاز
false start
U
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
false starts
U
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
head and arm
U
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
marks
U
نشانه کردن حریف
mark
U
نشانه کردن حریف
clinched
U
بغل کردن حریف
put the ball on the floor
U
رد کردن توپ از حریف
dribbling
U
رد کردن توپ از حریف
dribble
U
رد کردن توپ از حریف
clinches
U
بغل کردن حریف
clinch
U
بغل کردن حریف
dribbled
U
رد کردن توپ از حریف
dribbles
U
رد کردن توپ از حریف
clinching
U
بغل کردن حریف
squeeze
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
shoulder block
U
سد کردن حریف با ضربه شانه
squeezes
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
to overcrow one's rival
U
از پیروزی بر حریف شادی کردن
parried
U
دفع کردن حمله حریف
parries
U
دفع کردن حمله حریف
parry
U
دفع کردن حمله حریف
parrying
U
دفع کردن حمله حریف
squeezed
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
simple leg ride
U
شگک خراب کردن حریف
change of engagement
U
وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
overplayed
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplaying
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
near all
U
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
overplays
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplay
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
kneeing
U
خطای سد کردن راه حریف بازانو
sweat out
U
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
wraparound check
U
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
triple team
U
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
to row back
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
hook check
U
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
hip check
U
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
jabbed
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jab
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengage
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
flea flicker
U
پاس اشفته برای گیج کردن حریف
jabs
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengaging
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
unlicensed
U
غیرمجاز
unauthorized
U
غیرمجاز
wildcats
U
غیرمجاز
unallowable
U
غیرمجاز
wildcat
U
غیرمجاز
illicit
U
غیرمجاز
ceding parry
U
کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
to turn the tables on any one
U
وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
speared
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clip
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clips
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
spears
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clippings
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
spear
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
straight arm
U
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
spearing
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
angle block
U
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
contraband
U
کالای غیرمجاز
double hit
U
دو ضربه غیرمجاز پی در پی
gavels
U
بهره غیرمجاز
gavel
U
بهره غیرمجاز
interference
U
ممانعت غیرمجاز
illegal
U
حرام غیرمجاز
poke check
U
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
stunt
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
double leg pick up
U
زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
stunting
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
high leg attack and shoulder control
U
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
stunts
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
elbowing
U
ضربه غیرمجاز با ارنج
carry
U
حمل غیرمجاز توپ
carrying
U
حمل غیرمجاز توپ
carried
U
حمل غیرمجاز توپ
holds
U
گرفتن غیرمجاز توپ
hold
U
گرفتن غیرمجاز توپ
carries
U
حمل غیرمجاز توپ
protection
U
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
water bailiffs
U
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
high stick
U
بالا بردن غیرمجاز چوب
throw forward
U
بردن غیرمجاز توپ به جلو
exclusion area
U
منطقه غیرمجاز از نظر دسترسی
skate off
U
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
wash
U
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washes
U
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washed
U
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
face hold
U
گرفتن غیرمجاز دهان و چشم و بینی
ooch
U
حرکت غیرمجاز قایق بدون باد
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
encroaching
U
قرار دادن غیرمجاز بدن جلوتراز خط تجمع
vital point
U
حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
fast pill
U
ماده محرک غیرمجاز برای افزایش سرعت اسب
leg before wicket
U
حرکت غیرمجاز توپزن در سدکردن راه توپ با پا یا بدن
jerk
U
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerked
U
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerks
U
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerking
U
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
burns
U
کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
burn
U
کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
touch football
U
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
indian check
U
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
double
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
holding
U
گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
stack
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
jacklight
U
ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
croquet
U
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
match
U
حریف
rival
U
حریف
opponents
U
حریف
rivalling
U
حریف
rivaled
U
حریف
opponent
U
حریف
matches
U
حریف
rivaling
U
حریف
rivals
U
حریف
rivalled
U
حریف
challengers
U
حریف
adversaries
U
حریف
competitors
U
حریف
competitor
U
حریف
d. cut d.
U
حریف
foes
U
حریف
challenger
U
حریف
adversarial
U
حریف
foe
U
حریف
adversary
U
حریف
targeting
U
سینه حریف
he was too much for me
U
من حریف او نبودم
head butt
U
با سر به حریف زدن
targeted
U
سینه حریف
i cannot manage him
U
حریف او نمیشوم
away
U
زمین حریف
targets
U
سینه حریف
targetted
U
سینه حریف
victim
U
حریف ضعیف
targetting
U
سینه حریف
victims
U
حریف ضعیف
razzle dazzle
U
فریفتن حریف
target
U
سینه حریف
drops
U
جاگذاشتن حریف
dropped
U
جاگذاشتن حریف
copings
U
حریف شدن
drop
U
جاگذاشتن حریف
coped
U
حریف شدن
downfield
U
زمین حریف
jack of all trades
U
همه فن حریف
jacks of all trades
U
همه فن حریف
swingman
U
همه فن حریف
ends
U
زمین حریف
cope
U
حریف شدن
copes
U
حریف شدن
ended
U
زمین حریف
end
U
زمین حریف
dropping
U
جاگذاشتن حریف
opponents
U
حریف طرف
adversary
U
حریف کشتی
shadows
U
چسبیدن به حریف
sell a dummy
U
فریفتن حریف
adversaries
U
حریف کشتی
shadowing
U
چسبیدن به حریف
shadow
U
چسبیدن به حریف
playing the man
U
بازی با حریف
charge
U
حمله به حریف
charges
U
حمله به حریف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com