Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
downward compatible
U
سازگار رو به پایین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
downward compatible
U
کامپیوتر سازگار با کامپیوترنسل قبل همساز رو به پایین
Other Matches
depresses
U
پایین دادن لوله پایین اوردن
depress
U
پایین دادن لوله پایین اوردن
downhaul
U
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
down
U
سوی پایین بطرف پایین
harmonic
U
سازگار
compossible
<adj.>
U
سازگار
maladjusted
U
کژ سازگار
towardly
U
سازگار
congruous
U
سازگار
matchable
U
سازگار
malleable
U
سازگار
favourable
U
سازگار
consistent
U
سازگار
incompatible
U
نا سازگار
compatible
<adj.>
U
سازگار
in tune
U
سازگار
simpatico
<adj.>
U
سازگار
salubrious
U
سازگار
well adjusted
U
سازگار
agreeable
U
سازگار
vertically
U
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
adaptive radiation
U
پرتوش سازگار
adjust
U
سازگار کردن
adaptive system
U
سیستم سازگار
self consistent
U
خود سازگار
syntonic
U
سازگار بامحیط
software compatible
U
نرم افزار سازگار
salubriously
U
بطور سازگار یا گوارا
harmonious
U
موزون سازگار موافق
self consistent field
U
میدان خود سازگار
compatible software
U
نرم افزار سازگار
ibm pc compatible computer
U
کامپیوتر شخصی سازگار باای بی ام
adjusting
U
وفق دادن سازگار کردن
adjusts
U
وفق دادن سازگار کردن
self consistent field methode
U
روش میدان خود سازگار
vectra pc tm
U
IBریزکامپیوتر سازگار باکامپیوتر شخصی AT
hartree methode
U
روش میدان خود سازگار
pc 00
U
IBریزکامپیوتر سازگار باکامپیوتر شخصی XT
tandy model 000hl
U
IBکامپیوتر شخصی سازگار باریزکامپیوتر XT
add up
<idiom>
سازگار و قابل قبول به نظر رسیدن
to be congenial to somebody
[things]
U
برای کسی سازگار بودن
[اشیا]
ISA
U
- بیتی در IBM PC یا سازگار با آن به کار رود
hayes compatible modem
U
تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
Industry Standard Architecture
U
استاندارد برای باس در IBMPC یا سازگار با آن
Hayes Corporation
U
مودمی که سازگار با مجموعه دستورات Hayes At است
leading edge model
U
IB سازگار است یک میکروکامپیوتر کم هزینه که با کامپیوتر شخصی
pc write
U
IB و کامپیوتر سازگار با ان برنامه مشهور پردازش کلمه برای PC
Atari ST
U
و از پردازنده هایی استفاده می کنند که سازگار با IBM PC نیستند
pcm
U
شرکت تولید کننده تختههای جانبی که سازگار کامپیوتر تولیدکننده دیگر باشند
blue chip personal computer
U
IB که در کشور کره توسط شرکت HYUNDAI ساخته میشودکامپیوترهای شخصی ارزان سازگار با
overscan
U
از دست دادن متن در پایان خط وقتی که کامپیوتر ومانیتور بدرستی با هم سازگار نیستند
proprietary file format
U
روش ذخیره سازی داده ساخت یک شرکت برای محصولاتش که با سایر محصولات سازگار نیست
conventional memory
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
Sound Blaster
U
نوعی کارت صوتی برای PC سازگار ساخت Creative habs که امکان ضبط صدا روی دیسک را میدهد
Intel
U
شرکتی که اولین ریزپردازنده موجود را ساخت . و نیز پردازنده هایی ساختند که در IBMPC و کامپیوترهای سازگار استفاده میشود
conventional RAM
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
archimedes
U
کامپیوتر شخصی شرکت Computers Acom که بر پایه پردازش مرکزی RICS است و با PC IBM یا Macintosh Apple سازگار نیست
ATD
U
دستور استاندارد برای مودم های سازگار که در شماره گیری تلفن به کار می روند و توسط Hayes ایجاد شده اند
programming
U
قوانینی که برنامه باید به آنها تبدیل شود تا کد سازگار ایجاد شود
generic
U
که با کل وسایل سخت افزاری و نرم افزاری یک تولید کننده سازگار باشد
compaq computer corporation
U
شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
boot
U
اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
well assorted
U
جور دارای کالا یا اجناس جور موافق سازگار
wine does not a with me
U
شراب بمن نمیسازد باده بمن سازگار نیست
to adjust
U
وفق دادن
[سازگار کردن]
[مطابق کردن ]
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
shutdowns
U
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdown
U
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
handshake
U
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshakes
U
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshaking
U
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
subatmospheric
U
پایین تر از جو
infara
U
پایین
infara
U
پایین تر
flattest
U
پایین
vide infara
U
پایین
lower most
U
پایین تر
bottom
U
پایین
hypogenous
U
پایین رو
flat
U
پایین
bottoms
U
پایین
de-
U
پایین
further down
U
پایین تر
underneath
U
پایین
neath or neath
U
پایین
lower limit
U
حد پایین
lower
U
پایین تر
submiss
U
پایین
lowered
U
پایین تر
below
U
پایین
subteen
U
پایین تر از سن 31
low level
U
پایین
shitu
U
پایین
shorter
U
پایین تر
lowering
U
پایین تر
lowers
U
پایین تر
bal
U
از مچ پا به پایین
low
U
پایین
dowm
U
پایین
neath or neath
U
پایین تر
down stairs
U
پایین
tailwater
U
پایین اب
short
U
پایین تر
below
<adv.>
U
در پایین
shortest
U
پایین تر
hereafter
<adv.>
U
در پایین
down
U
پایین
beneath
U
پایین تر
beneath
U
پایین
thereinafter
[archaic or formal]
<adv.>
U
در پایین
hereinafter
[formal]
<adv.>
U
در پایین
sub-
U
یا پایین تر
lower
U
پایین
on the down grade
U
پایین رونده
downfield
U
میدان پایین
prolapsus
U
پایین افتادگی
oars down
U
پارو پایین
infrahuman
U
پایین تر از انسان
foot
U
پایین بادبان
nutate
U
پایین افتادن
nutant
U
پایین افتاده
downfeed
U
تغذیه رو به پایین
nether world
U
جهان پایین
minor
U
پایین رتبه
neath or neath
U
پایین زیرین
overhand
U
از پایین ببالا
low pass
U
پایین گذر
res
U
noitaloseR پایین
feet
U
پایین دامنه
low
U
پایین ضعیف
push down stack
U
پایین فشردنی
pushdown
U
پایین فشردنی
let down
U
پایین کردن
lee
U
پایین باد
prolapse
U
پایین افتادن
low
U
پایین اهسته
prolapse
U
پایین افتادگی
look down
U
پایین امدن
downmost
U
پایین ترین
downward stroke
U
ضربه رو به پایین
down stroke
U
ضربه رو به پایین
low resolution
U
وضوح پایین
low resolution
U
تفکیک پایین
desceht
U
پایین امدن
bate
U
پایین اوردن
low energy
U
انرژی پایین
low frequency
U
فرکانس پایین
decurrent
U
پایین افتاده
low order
U
مرتبه پایین
low order
U
پایین رتبه
bottom up
U
از پایین به بالا
bottommost
U
پایین ترین
download
U
بارگیری پایین
catabatic
U
پایین اینده
lower bound
U
کران پایین
mean low water
U
اب پایین میانگین
low activity
U
فعالیت پایین
low altitude
U
ارتفاع پایین
low wing
U
بال پایین
down draft
U
جریان رو به پایین
down current
U
جریان رو به پایین
disrate
U
پایین اوردن
lowpass
U
پایین گذار
breast
U
نورد پایین
lowermost
U
پایین ترین
lower threshold
U
استانه پایین
lower most
U
پایین ترین
dim light
U
نور پایین
alow
U
روبه پایین
lower mast
U
دکل پایین
lower limit
U
کران پایین
low level
U
در سطح پایین
At lower levels.
U
در سطوح پایین تر
up and down
U
بالا و پایین
uoppon pyon soon koot
U
کف دست پایین
beneath
U
از زیر پایین تر از
undermost
U
پایین ترین
face down feed
U
خورد رو به پایین
depressions
U
پایین دادن
degrade
U
پایین دادن
degrades
U
پایین دادن
depression
U
پایین دادن
to sink in the scale
U
پایین رفتن
to set down
U
پایین اوردن
descend
U
پایین امدن
descends
U
پایین امدن
drive
U
ضربه از پایین
drives
U
ضربه از پایین
downstream
U
پایین رود
go down
U
پایین رفتن
From top to bottom.
U
ازبالاتا پایین
downstream
U
پایین دست
hereinbelow
U
در پایین این
hereinbelow
U
ازاین پایین تر
lowest
U
پایین ترین
comedown
U
پایین رفتن
downstairs
U
طبقه پایین
nether
U
زیر پایین
nether
U
واقع در پایین
downward
U
روبه پایین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com