English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
shell structure U ساختار لایهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hierarchy U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis U [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
neritic U بر اب لایهای
sondwitch U لایهای
laminated U لایهای
laminar flow U جریان لایهای
lamination U ناخالصی لایهای
sandwitch construction U ساختمان لایهای
laminated structure U ساختمان لایهای
three decker U هرچیز سه طبقهای یا سه لایهای
stratified sampling U نمونه گیری لایهای
intercalation compound U ترکیب بین لایهای
stratified random sampling U نمونه گیری لایهای تصادفی
valve lift U کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
restrictor U لایهای از سوخت جامد فاقداکسیدان
blasius flow U جریان کاملا لایهای تئوریکی
layers U لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
stratosphere U ناحیهای یا لایهای دراتمسفربین تروپوپوز و استراتوپوز
layer U لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
transistors U ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
transistor U ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
onion skin architecture U طراحی سیستم کامپیوتری به صورت لایهای طبق کارایی یا حق تقدم
blanket U لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
ozonosphere U لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
blankets U لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanketed U لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
layer U لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layers U لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
passivating U پوشاندن سطح فلزات با لایهای از مواد خنثی یا بی اثربرای جلوگیری از خوردگی الکتروشیمیائی
cirro cumulus U لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
cirrus U لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
cirro status U ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
layer U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
structuring U ساختار
architecture U ساختار
structures U ساختار
structure ساختار
crystal structure U ساختار بلور
inverted structure U ساختار معکوس
ring structure U ساختار حلقهای
internal structure U ساختار داخلی
linear structure U ساختار خطی
selection structure U ساختار گزینشی
control structure U ساختار کنترلی
data structure U ساختار داده ها
relational structure U ساختار رابطهای
network structure U ساختار شبکهای
superstructure U ساختار بالا
cellular structure U ساختار شبکهای
superstructures U ساختار بالا
atomic structure U ساختار اتمی
block structure U ساختار بلوکی
age structure U ساختار سنی
close packed structure U ساختار تنگچین
loop structure U ساختار حلقهای
crane construction U ساختار جرثقیل
kekule structure U ساختار ککوله
structure [first order] U ساختار [ریاضی]
nuclear structure U ساختار هستهای
band structure U ساختار نواری
pyramidal structure U ساختار هرمی
sequence structure U ساختار ترتیبی
network stracture U ساختار شبکه
ingots structure U ساختار شمش
tree structure U ساختار درخت
molecular structure U ساختار مولکولی
list structure U ساختار لیست
grain structure U ساختار بلوری
structuring U ساختار ساخت
helical structure U ساختار مارپیچی
lewis structure U ساختار لوویس
structures U ساختار ساخت
crystalline structure U ساختار بلوری
fine structure U ساختار فریف
decision structure U ساختار تصمیم
nested structure U ساختار لانهای
diamond structure U ساختار الماس
institutional structure U ساختار نهادی
structure chart U نمودار ساختار
fabric U ساختار ساختمان
structure factor U عامل ساختار
economic structure U ساختار اقتصادی
file structure U ساختار فایل
factor structure U ساختار عاملی
electronic structure U ساختار الکترونی
structure U ساختار ساخت
international standards organization U طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
loop control structure U ساختار کنترل حلقه
hydrogen depleted structure U ساختار هیدروژن زدوده
contiguous data structure U ساختار دادههای همجوار
cubic closed packed structure U ساختار مکعبی تنگچین
hierachical structure U ساختار سلسله مراتبی
database structure U ساختار پایگاه داده ها
graphic data structure U ساختار داده گرافیکی
hyperfine structure U ساختار فوق فریف
centralized network configuration U ساختار شبکهای متمرکز
straight chain structure U ساختار راست زنجیر
structuralists U وابسته به ساختار گرایی
algebraic structure U ساختار جبری [ریاضی]
structure U پی ریزی کردن ساختار
structuring U پی ریزی کردن ساختار
structured design U طراحی ساختار یافته
tertiary structure of protein U ساختار سوم پروتئین
valence bond structure U ساختار پیوند والانسی
branch control structure U ساختار کنترل انشعاب
infrastructure U ساختار یا سرویس ابتدایی
structuralist U وابسته به ساختار گرایی
secondary structure of portein U ساختار دوم پروتئین
sequence control structure U ساختار کنترل ترتیبی
sequential data structure U ساختار ترتیبی داده
structures U پی ریزی کردن ساختار
work breakdown structure U ساختار تفکیک کار
implication U عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
node U نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
hierarchy U ساختار دادهای سلسله مراتبی
nodes U نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
pawn structure U ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
implications U عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
leaf U گره آخر در ساختار درختی
branched chain structure U ساختار زنجیری شاخه دار
definitions U شرح ساختار در برنامه یا سیستم
definition U شرح ساختار در برنامه یا سیستم
wurtzite U ساختار شش گوشهای روی سولفید
hierarchies U ساختار دادهای سلسله مراتبی
inclusion U عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
skeletal code U برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
forests U تعداد درختهای ساختار داده متصل
forest U تعداد درختهای ساختار داده متصل
reconfiguration U تغییر دادن ساختار داده در سیستم
externals U دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
broch U [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
external U دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
h.f.s U structure hyperfine ساختار فوق فریف
hexonal zinc sulfide structure U ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
backsteingotit U [آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
DNA double helix U [یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
High Victorian U [سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
logic U ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
queued U روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queue U روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
framework U ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
queueing U روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queues U روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
schemata U شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
frameworks U ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
schema U شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
randomly U سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
hierarchical communications system U پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
variable U شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
plex structure U ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
chimney-cricket U [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
variables U شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
scripts U ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
random U سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
physical U سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
bandolite U ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
arrays U ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
array U ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
abutment U [ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.] [معماری]
one address computer U ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
sparse array U ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
structure U ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structuring U ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
locals U که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
local U که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
structures U ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
flow diagram U دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
flowchart U دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
rung U [تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
cartesian structure U ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
dynamically U ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
globally U متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
local U انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
locals U انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
root U گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
roots U گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
dynamic U ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
global U متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
if/then/else U یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
freed U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freeing U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
frees U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
electrographic architecture U [واژه ای که توسط تام ولف برای توصیف ساختار تبلیغات الکتریکی به آمریکا آمد.]
columnar and trabeated U [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
free U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
gallium arsenide U ماده جدید برای ساختار قطعه که عملیات را سریع تر از قط عات سیلیکف انجام میدهد
CDs U دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
CD U دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
heterosphere U قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
kinematics U فرایند مهندسی کامپیوتر برای ترسیم یا روح دادن اجزاماشین یا ساختار تحت طراحی سیستم
flow diagram U دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flowchart U دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
arrays U ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
array U ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
forward pointer U اشاره گری که محل داده بعدی در یک ساختار داده را بیان میکند
ddl U بخشی از نرم افزارسیستم پایگاه داده ها ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
tree U سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
onion skin language U زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com