English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hour meter U زمان شمار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
speedometer odometer U تاکومتر با کیلومتر شمار سرعت سنج با کیلومتر شمار
line haul U زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
cache memory U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
realtime U زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
counts U شمار
uncountable <adj.> U بی شمار
sumless <adj.> U بی شمار
numberless <adj.> U بی شمار
myriad <adj.> U بی شمار
measureless U بی شمار
countless <adj.> U بی شمار
count U شمار
counted U شمار
numeration U شمار
counting U شمار
innumerable <adj.> U بی شمار
uncounted U بی شمار
innumerous U بی شمار
innumerable U بی شمار
incomputable U بی شمار
unnumbered U بی شمار
circuit U روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuits U روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time U یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand. U آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
workforce U شمار کارگران
frequency count U شمار بسامد
metronomes U میزانه شمار
calender U گاه شمار
to be valid U به شمار آمدن
metronome U میزانه شمار
address counter U نشانی شمار
turns counter U دور شمار
chronoscope U گاه شمار
units U یگان شمار
unit U یگان شمار
an infinity of reasons U دلایل بی شمار
location counter U مکان شمار
sprinkling U شمار اندک
second-hand U ثانیه شمار
timepiece U گاه شمار
timepieces U گاه شمار
mileage recorder U کیلومتر شمار
miles and miles U فرسخهای بی شمار
chronoscope U لحظه شمار
minimizer U کوچک شمار
pedometer U گام شمار
timeline U گاه شمار
milestones U میل شمار
milestones U فرسنگ شمار
step counter U گام شمار
milestones U فرسخ شمار
pulse counter U ضربه شمار
milestone U فرسنگ شمار
record count U شمار مدارک
sequence counter U ترتیب شمار
milestone U فرسخ شمار
to count [as] U به شمار رفتن
milestone U میل شمار
revolution conter U دور شمار
pulse counter U پالس شمار
numerator U برخه شمار
pedimeter U گام شمار
speedometer U کیلومتر شمار
speedometers U کیلومتر شمار
stopwatches U قدم شمار
stopwatch U گام شمار
stopwatch U قدم شمار
stopwatches U گام شمار
submultiple U برخه شمار
tellers U رای شمار تحویلدار
cash registers U صندوق پول شمار
log U کیلومتر شمار ناو
logs U کیلومتر شمار ناو
cash register U صندوق پول شمار
teller U رای شمار تحویلدار
hour hand U عقربه ساعت شمار
hour hands U عقربه ساعت شمار
hour land U عقربه ساعت شمار
chronometer U گاه شمار کرونومتر
chronometer U ساعت شمار دقیق
milepost U کیلومتر شمار جاده
metronomic U مطابق میزانه شمار
sweep hand U عقربه ثانیه شمار
minute hand U عقربه دقیقه شمار ساعت
miliary U عرق گزی کوچک وبی شمار
planetesimal U اجرام کوچک وبی شمار اسمانی
milestone U بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
milestones U بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
numerator U برخه شمار [شماران] [صورت کسر] [ریاضی]
access time U کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM U فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
references U نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference U نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
presenting U زمان حاضر زمان حال
present U زمان حاضر زمان حال
presents U زمان حاضر زمان حال
arrivals U زمان حضور زمان رسیدن
response time U زمان جواب زمان پاسخگویی
arrival U زمان حضور زمان رسیدن
seek time U زمان جستجو زمان طلب
presented U زمان حاضر زمان حال
read time U زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
tour of duty U زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
there is no time like the present <idiom> U سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
dive schedule U جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
times U مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
timed U مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
time U مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
imprescriptible U وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
unemployment compensation U پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
equation of time U خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
execution U 1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
loom time U مدت زمان بافت [از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
interlook dormant period U زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
frequencies U زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency U زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
air mileage indicator U کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
splits U زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
cryptoperiod U زمان ارسال یا دریافت رمز مدت زمان دریافت رمز
early time U زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
short cycle annealing U سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
tensed U زمان فعل تصریف زمان فعل
tensing U زمان فعل تصریف زمان فعل
tensest U زمان فعل تصریف زمان فعل
tenses U زمان فعل تصریف زمان فعل
tense U زمان فعل تصریف زمان فعل
tenser U زمان فعل تصریف زمان فعل
angular velocity sight U زمان سنج رهایی بمب دوربین زمان سنج زاویه رهایی بمب
station time U زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
zeitgeist U زمان
periods U زمان
yet U تا ان زمان
cycle time U زمان
coinstantaneous U هم زمان
simultaneously U در یک زمان
time U زمان
ticker [colloquial] [watch] U زمان
whene'er U هر زمان
thitherto U تا ان زمان
timepiece U زمان
time-piece U زمان
term U زمان
termed U زمان
terming U زمان
clock U زمان
time of blowing U زمان دم
clocks U زمان ها
synchronous U هم زمان
contemporaneous U هم زمان
thence U از ان زمان
period U زمان
date U زمان
dates U زمان
synchrone U هم زمان
away U از ان زمان
timed U زمان
time consuming U زمان بر
time-consuming U زمان بر
cotemporaneous U هم زمان
times U زمان
stroking U زمان
stroked U زمان
tempos U زمان
stroke U زمان
tempo U زمان
strokes U زمان
dead time U زمان گمگشته
lapse U گذشت زمان
cooling period U زمان انتظار
decay time U زمان تباهی
contemporize U هم زمان کردن
response time U زمان پاسخ
peace time U در زمان صلح
peace time U زمان صلح
civil time U زمان عرفی
miscellaneous time U زمان متفرقه
multiplication time U زمان ضرب
non productive time U زمان مرده
nonsynchronous U ناهم زمان
timing U زمان سنجی
correlation time U زمان همبستگی
retention time U زمان بازداری
response time U زمان واکنش
whoopee U زمان خوشی
orthogenesis U جبر زمان
lapsing U گذشت زمان
passtime U زمان گذارستون
clk U زمان سنج
lapses U گذشت زمان
decay time U زمان اضمحلال
dead time U زمان مرده
response time U زمان واگنش
prescriptions U مرور زمان
coking period U زمان کک سازی
reasonable time U زمان معقول
cutting time U زمان اصلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com