English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bedraggle U روی زمین کشیدن و چرک کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
trachle U روی زمین کشیدن
dumb well U چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
weight U بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
pegs U میخ زدن میخکوب کردن محکم کردن زحمت کشیدن
peg U میخ زدن میخکوب کردن محکم کردن زحمت کشیدن
ejection U خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone . U ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
To smell. To sniff. U بو کشیدن ،بو کردن
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
triggers U کشیدن رها کردن
lengthens U طولانی کردن کشیدن
triggered U کشیدن رها کردن
lengthened U طولانی کردن کشیدن
lengthen U طولانی کردن کشیدن
trigger U کشیدن رها کردن
traced U ضبط کردن کشیدن
traces U ضبط کردن کشیدن
lengthening U طولانی کردن کشیدن
strap U کشیدن تیز کردن
entrain U سوار کردن کشیدن
experience U تجربه کردن کشیدن
trace U ضبط کردن کشیدن
straps U کشیدن تیز کردن
experiences U تجربه کردن کشیدن
experiencing U تجربه کردن کشیدن
snuffles U باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle U باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling U باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled U باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
twinges U درد کشیدن تیر کشیدن
agonise U زحمت کشیدن درد کشیدن
twinge U درد کشیدن تیر کشیدن
breathes U نفس کشیدن استنشاق کردن
fences U حفظ کردن نرده کشیدن
to keep watch U کشیک کشیدن موافبت کردن
fence U حفظ کردن نرده کشیدن
inhales U بداخل کشیدن استشمام کردن
breathed U نفس کشیدن استنشاق کردن
leave off U قطع کردن دست کشیدن از
solicited U بیرون کشیدن وسوسه کردن
receding U عقب کشیدن خودداری کردن از
breathe U نفس کشیدن استنشاق کردن
garrison U محصور کردن حصار کشیدن
soliciting U بیرون کشیدن وسوسه کردن
solicits U بیرون کشیدن وسوسه کردن
to work off U مصرف کردن دست کشیدن از
go out U اعتصاب کردن دست کشیدن از
inhaled U بداخل کشیدن استشمام کردن
withdrawals U خارج کردن عقب کشیدن
withdrawal U خارج کردن عقب کشیدن
picket U نرده کشیدن مراقبت کردن
picketed U نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets U نرده کشیدن مراقبت کردن
extracting U بیرون کشیدن استخراج کردن
inhaling U بداخل کشیدن استشمام کردن
extracts U بیرون کشیدن استخراج کردن
drag U سخت کشیدن لاروبی کردن
dragged U سخت کشیدن لاروبی کردن
extracted U بیرون کشیدن استخراج کردن
drags U سخت کشیدن لاروبی کردن
extract U بیرون کشیدن استخراج کردن
epp U جزر کردن فرو کشیدن
to lead away U پیرو خود کردن کشیدن
inhale U بداخل کشیدن استشمام کردن
yip U زوزه کشیدن عوعو کردن
rail U نرده کشیدن توبیخ کردن
machinate U نقشه کشیدن تدبیر کردن
aspirates U خالی کردن بیرون کشیدن
lies U : دراز کشیدن استراحت کردن
aspirating U خالی کردن بیرون کشیدن
impaling U محدود کردن میله کشیدن
impales U محدود کردن میله کشیدن
lied U : دراز کشیدن استراحت کردن
lie دراز کشیدن استراحت کردن
compass U نقشه کشیدن اختراع کردن
impale U محدود کردن میله کشیدن
impaled U محدود کردن میله کشیدن
chid U گله کردن از زوزه کشیدن
aspirate U خالی کردن بیرون کشیدن
muck U خراب کردن زحمت کشیدن
receded U عقب کشیدن خودداری کردن از
recedes U عقب کشیدن خودداری کردن از
solicit U بیرون کشیدن وسوسه کردن
recede U عقب کشیدن خودداری کردن از
garrisons U محصور کردن حصار کشیدن
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
touse U اذیت کردن اندامهای کسی را کشیدن
take in U باز کردن و به داخل کشیدن طنابها
lucubrate U شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
clamoured U غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamouring U غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
stroking U لمس کردن دست کشیدن روی
clamour U غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamor U غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
To spilt hair . To make a fine distinction . U مورااز ماست کشیدن ( مو شکافی کردن )
stroke U لمس کردن دست کشیدن روی
strokes U لمس کردن دست کشیدن روی
stroked U لمس کردن دست کشیدن روی
to plan a building U نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
clamours U غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
ground U زمین کردن
grounding U زمین کردن
paralyzes U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyses U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyse U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysed U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzing U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysing U زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzed U زمین گیر کردن خنثی کردن
gape U خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
To crane ones neck . U گردن کشیدن (دراز کردن بیرون آوردن )
to take a recess U موقتا دست از کار کشیدن تنفس کردن
gaped U خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
lanciation U سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
shielding U زره کشیدن یازره پوش کردن روکش
gapes U خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gaping U خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
cross (something) out <idiom> U حذف کردن یاخط کشیدن روی چیزی
foot bow U کشیدن و رها کردن تیر به کمک دست و پا
arm U مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
to dwell on U زیاد وقت صرف کردن روی کشیدن
harrow U صاف کردن زمین
to clear land U زمین راصاف کردن
dig , in U گود کردن زمین
terrain spotting U دیدبانی کردن زمین
protective earthing U زمین کردن حفافتی
dibble U گود کردن زمین
to dig out U گود کردن زمین
terrain spotting U تجسس کردن زمین
peneplane U فرسوده کردن زمین
harrows U صاف کردن زمین
searches U مراقبت کردن از زمین
searches U کاوش کردن زمین
searchingly U کاوش کردن زمین
searched U کاوش کردن زمین
searched U مراقبت کردن از زمین
search U کاوش کردن زمین
geodesy U مساحی کردن زمین
search U مراقبت کردن از زمین
to work the land U زمین را زراعت کردن
to till the soil U زمین را کشت کردن
to cultivate land U زمین را کشت کردن
peneplain U فرسوده کردن زمین
searchingly U مراقبت کردن از زمین
extending U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
sport U پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
extend U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
sports U پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sported U پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
extends U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
photo imagery U عکس برداری کردن از زمین
harrow U باچنگک زمین را صاف کردن
harrows U باچنگک زمین را صاف کردن
grub U زمین کندن جستجو کردن
neutral earth U زمین کردن نقطه صفر
grubbed U زمین کندن جستجو کردن
grubs U زمین کندن جستجو کردن
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
sain U تقدیس کردن علامت صلیب روی بدن یاسینه کشیدن
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying U پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing U موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse U نوعی موشک زمین به زمین
redstone U موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground U زمین تراوا زمین نفوذپذیر
geologize U ازنظر زمین شناسی بازرسی کردن
geologize U مطالعه علم زمین شناسی کردن
biosphere U قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
reclaims U نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaiming U نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
soil improvement U بهتر کردن جنس زمین برای بارگذاری
hovering U پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
reclaimed U نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com