Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
centralized lubrication
U
روغنکاری متمرکز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
centralized oil shot system
U
روغنکاری متمرکز فشاری
Other Matches
mist lubrication
U
روغنکاری پاششی روغنکاری چکانشی روغنکاری چکهای
lubrication
U
روغنکاری
oil lubrication
U
روغنکاری
drip oil lubrication
U
روغنکاری قطرهای
lubrication technology
U
تکنیک روغنکاری
oiling
U
روغنکاری کردن
oils
U
روغنکاری کردن
lubricating
U
روغنکاری کردن
circulation oiling
U
روغنکاری گردشی
lubricate
U
روغنکاری کردن
lubricated
U
روغنکاری کردن
lubricates
U
روغنکاری کردن
flood lubrication
U
روغنکاری سیلابی
oil
U
روغنکاری کردن
oil splash lubrication
U
روغنکاری تزریقی
flood oiling
U
روغنکاری گردشی
splash lubrication
U
روغنکاری تزریقی
lubrication order
U
دستور روغنکاری
gravity lubrication
U
روغنکاری سقوطی
one shot lubrication
U
روغنکاری گروهی
gas lubrication
U
روغنکاری گردی
oil bath lubrication
U
روغنکاری حمام روغن
oil circulating lubrication
U
روغنکاری نوع گردشی
forced flood lubrication
U
روغنکاری تحت فشار
mobile lubricating equipment
U
تجهیزات روغنکاری متحرک
high pressure lubrication
U
روغنکاری فشار قوی
pressure lubrication
U
دستگاه روغنکاری فشاری
centrifugal lubrication
U
روغنکاری گریز از مرکز
force feed circulation oiling
U
روغنکاری گردشی تحت فشار
oil shot system
U
سیستم روغنکاری تحت فشار
drum type lubricating pump
U
پمپ روغنکاری نوع غلطکی
greased
U
روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
skid pad
U
محدوده روغنکاری شده ازمایش اتومبیل یاموتورسیکلت
greasing
U
روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
grease
U
روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
vegetable oil
U
روغنهای نباتی که تا قبل ازسال 5391 برای روغنکاری بکار میرفته اند
concentrative
U
متمرکز
centralized
U
متمرکز
centralises
U
متمرکز کردن
centralizing
U
متمرکز کردن
intensive
U
پرقوت متمرکز
center
U
متمرکز کردن
fixed fire
U
اتش متمرکز
concentrator
U
متمرکز شونده
concentrator
U
متمرکز کننده
concentrated load
U
بار متمرکز
concenter
U
متمرکز کردن
centrally planned economy
U
اقتصاد متمرکز
centralizer
U
متمرکز کننده
centralized system
U
نظام متمرکز
centralist socialism
U
سوسیالیسم متمرکز
center drill
U
مته متمرکز
localized capacity
U
فرفیت متمرکز
centralizes
U
متمرکز کردن
centralised
U
متمرکز کردن
localizing
U
متمرکز کردن
focusses
U
متمرکز ساختن
localizes
U
متمرکز کردن
focussing
U
متمرکز ساختن
localize
U
متمرکز کردن
localising
U
متمرکز کردن
concentrate
U
متمرکز کردن
decentpalized
U
غیر متمرکز
localises
U
متمرکز کردن
concentrates
U
متمرکز کردن
focus
U
متمرکز ساختن
focused
U
متمرکز ساختن
concentrating
U
متمرکز کردن
focuses
U
متمرکز ساختن
focussed
U
متمرکز ساختن
centralising
U
متمرکز کردن
centralize
U
متمرکز کردن
focussed
U
متمرکز کردن توجه
centralized planning
U
برنامه ریزی متمرکز
focusses
U
متمرکز کردن توجه
focalize
U
درکانون متمرکز کردن
focused
U
متمرکز کردن توجه
focussing
U
متمرکز کردن توجه
focus
U
متمرکز کردن توجه
focuses
U
متمرکز کردن توجه
centralized network configuration
U
ساختار شبکهای متمرکز
centeralized planning
U
برنامه ریزی متمرکز
center lathe
U
ماشین تراش متمرکز
decentralization
U
غیر متمرکز سازی
decentralization
U
غیر متمرکز کردن
center grinding
U
دستگاه سنگ متمرکز
center
U
متمرکز نقطه اتکاء
hilar
U
متمرکز ونزدیک به ناف ومرکز
stigmatism
U
ننگ نور متمرکز در یک نقطه
decentralized planning
U
برنامه ریزی غیر متمرکز
totalitarianism
U
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
pools
U
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
totalism
U
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
pooled
U
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pool
U
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
monroe effect
U
اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
distributing
U
سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
distributes
U
سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
distribute
U
سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
whitest
U
چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
white
U
چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
whiter
U
چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
centralized
U
امکانات پردازش داده که در یک محل متمرکز و قابل دستیابی توسط سایر کاربران انجام می شوند
smarts
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarted
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smart
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarter
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
epitomising
U
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomises
U
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomized
U
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomizes
U
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomizing
U
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomised
U
متمرکز کردن مجسم کردن
concentrated fire
U
اتش متمرکز توده اتش
epitomize
U
متمرکز کردن مجسم کردن
fixate
U
محکم کردن متمرکز کردن
authoritarainism
U
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
distributed processing system
U
سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز
centralized data processing
U
پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز
client centered therapy
U
درمان متمرکز بر درمان جو
massed fire
U
اتش توده شده اتش متمرکز شده
bundles
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com