English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
illumination by reflection U روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
illumination by diffusion U روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
active mine U مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
illuminates U روشن کردن منطقه
illuminating U روشن کردن منطقه
illuminate U روشن کردن منطقه
search light illumination U روشن کردن منطقه با نورافکن
illumination U روشن کردن منطقه روشنایی
illuminations U روشن کردن منطقه روشنایی
illumination plan U طرح روشن کردن منطقه نبرد
histogen U منطقه روشن محدودیا غیر محدودی از بافتهای اولیه
echo U انعکاس صدا انعکاس موج
echoed U انعکاس صدا انعکاس موج
echoes U انعکاس صدا انعکاس موج
echoing U انعکاس صدا انعکاس موج
sweep U تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
illuminate U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminating U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminates U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
daylight U روز روشن روشن کردن
daylit U روز روشن روشن کردن
reflecterize U ایجاد انعکاس کردن
reflectorize U ایجاد انعکاس کردن
ranging U تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
drop zone U منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
microphonics U انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
explaining U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explain U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explains U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explained U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
to direct traffic through U ترافیک را از طریق...هدایت کردن
administrative storage U انبار کردن به طریق اداری
interfaces U وصل کردن از طریق رابط
interface U وصل کردن از طریق رابط
metabolize U دگرگون کردن از طریق متابولیزم
damage area U منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens U منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
phone U صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phones U صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned U صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoning U صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
parallax U پارالاکس ضریب شکست نور جابجایی تصویر در اثر شکست نور
typed U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
type U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
types U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
keyboarding U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
sanctuary U منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuaries U منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
landing area U منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
area of military significant fallout U منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
service area U منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
airspace reservation U منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
run up area U منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
key وارد کردن متن یا دستورات از طریق صفحه کلید
staging area U منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
haven submarine U منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
leave area U منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
polynia U منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
prohibited area U منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
grid zone U منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
reversed U شکست وارونه کردن
reverses U شکست وارونه کردن
punctures U سوراخ کردن شکست
reversing U شکست وارونه کردن
puncture U سوراخ کردن شکست
reverse U شکست وارونه کردن
puncturing U سوراخ کردن شکست
punctured U سوراخ کردن شکست
skid row <idiom> U منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
area oriented U بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
concentration area U منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
hardest U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hard U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
illuminati U روشن ضمیران روشن فکران
transit area U منطقه ترانزیت یا پیاده وسوار کردن بار یا سوار کردن پرسنل
paddock U منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
paddocks U منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
ignite U روشن کردن
power up U روشن کردن
power on U روشن کردن
ignited U روشن کردن
to fire up U روشن کردن
emblaze U روشن کردن
brighten U روشن کردن
turn on U روشن کردن
illumined U روشن کردن
to clear up U روشن کردن
to switch on U روشن کردن
to shed light on U روشن کردن
fire up U روشن کردن
igniting U روشن کردن
illume U روشن کردن
ignites U روشن کردن
illumine U روشن کردن
brightened U روشن کردن
brightening U روشن کردن
refreshes U روشن کردن
elucidates U روشن کردن
illumining U روشن کردن
illumines U روشن کردن
to bring tl light U روشن کردن
lumine U روشن کردن
elucidating U روشن کردن
clarifies U روشن کردن
clear U : روشن کردن
illuminating U روشن کردن
elucidated U روشن کردن
lightest U روشن کردن
brightens U روشن کردن
illuminates U روشن کردن
clears U : روشن کردن
refresh U روشن کردن
clearest U : روشن کردن
relume U روشن کردن
clarifying U روشن کردن
clearer U : روشن کردن
illuminate U روشن کردن
refreshed U روشن کردن
clarify U روشن کردن
lighted U روشن کردن
elucidate U روشن کردن
light U روشن کردن
to throw light upon U روشن کردن کمک بتوضیح چیزی کردن
remote U خارج از منطقه منطقه دورافتاده
sectors U منطقه عمل منطقه مسئولیت
crossing area U منطقه گذار منطقه پایاب
combat zone U منطقه رزمی منطقه نبرد
remoter U خارج از منطقه منطقه دورافتاده
kill area U منطقه خطر منطقه تلفات
remotest U خارج از منطقه منطقه دورافتاده
sector U منطقه عمل منطقه مسئولیت
zone of fire U منطقه اتش منطقه تیراندازی
failed U عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
fails U عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
fail U عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
tropopause U منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
igniting U روشن کردن گیراندن
ignites U روشن کردن گیراندن
lightened U درخشیدن روشن کردن
lighten U درخشیدن روشن کردن
explicating U روشن کردن فاهرکردن
clarifying U روشن کردن یا شدن
lightens U درخشیدن روشن کردن
explicate U روشن کردن فاهرکردن
explicated U روشن کردن فاهرکردن
explicates U روشن کردن فاهرکردن
To light a fire . U آتش روشن کردن
To light ( kindle) a fire. U آتش روشن کردن
to kindle U آتش روشن کردن
to play with fire U آتش روشن کردن
to make something clear U چیزی را روشن کردن
restart U روشن کردن دوباره
ignited U روشن کردن گیراندن
ignite U روشن کردن گیراندن
clarify U روشن کردن یا شدن
turn over <idiom> U موتور را روشن کردن
clarifies U روشن کردن یا شدن
lightening U درخشیدن روشن کردن
owl light U کمی روشن کردن
to make oneself clear <idiom> U منظور را روشن کردن
refurbished U روشن و تازه کردن
to light a cigarette U سیگاری را روشن کردن
refurbish U روشن و تازه کردن
refurbishes U روشن و تازه کردن
colder U روشن کردن یک کامپیوتر
refurbishing U روشن و تازه کردن
cold U روشن کردن یک کامپیوتر
coldest U روشن کردن یک کامپیوتر
cold start U دوباره روشن کردن
to start a car [to crank a car] [American English] U ماشینی را روشن کردن
to bring out in relief U برجسته یا روشن کردن
colds U روشن کردن یک کامپیوتر
clears U روشن کردن صاف کردن شفاف کردن
clearer U روشن کردن صاف کردن شفاف کردن
clearest U روشن کردن صاف کردن شفاف کردن
clear U روشن کردن صاف کردن شفاف کردن
holding area U منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
turn on <idiom> U روشن کردن،بازکردن،شروع کردن
half tone screen U صفحه سایه روشن زدن درعکاسی پرده سایه روشن
intensive cultivation U اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
infiltrates U نفوذ کردن در منطقه
area monitoring U مراقبت کردن از منطقه
infiltrating U نفوذ کردن در منطقه
infiltrate U نفوذ کردن در منطقه
infiltrated U نفوذ کردن در منطقه
alights U روشن کردن اتش زدن
alight U روشن کردن اتش زدن
upstart U یکه خوردن روشن کردن
clearer U پیام کشف روشن کردن
highlighting U روشن ساختن مشخص کردن
upstarts U یکه خوردن روشن کردن
to turn on U روشن کردن [کلید الکتریکی]
shines U براق کردن روشن شدن
clears U پیام کشف روشن کردن
mezzotint U نقاشی سایه روشن کردن
mezzotinto U نقاشی سایه روشن کردن
turn on U بجریان انداختن روشن کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com