Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
structural psychology
U
روانشناسی ساخت گرا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gestalt psychology
U
روانشناسی گشتالت روانشناسی هیات نگر
psychological
U
عملیات روانی مربوط به روانشناسی روانشناسی
genetic psychology
U
روانشناسی تکوینی روانشناسی ژنتیکی
work in progress
U
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in process
U
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic
U
ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
os/
U
سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
psychology
U
روانشناسی
child psychology
U
روانشناسی کودک
abnormal psychology
U
روانشناسی نابهنجاری
clinical psychology
U
روانشناسی بالینی
comparative psychology
U
روانشناسی تطبیقی
mass psychology
U
روانشناسی توده ها
applied psychology
U
روانشناسی کاربردی
mathematical psychology
U
روانشناسی ریاضی
medical psychology
U
روانشناسی پزشکی
occupational psychology
U
روانشناسی شغلی
armchair psychology
U
روانشناسی مجلسی
organismic psychology
U
روانشناسی ارگانیسمی
animal psychology
U
روانشناسی حیوانی
aviation psychology
U
روانشناسی هوانوردی
functional psychology
U
روانشناسی کارکردی
analytical psychology
U
روانشناسی تحلیلی
organizational psychology
U
روانشناسی سازمانی
deliriousness
U
دیوانگی
[روانشناسی]
military psychology
U
روانشناسی نظامی
consulting psychology
U
روانشناسی مشاورهای
counseling psychology
U
روانشناسی مشاورهای
physiological psychology
U
روانشناسی فیزیولوژیکی
existential psychology
U
روانشناسی وجودی
experimental psychology
U
روانشناسی ازمایشی
social psychology
U
روانشناسی اجتماعی
piagetian psychology
U
روانشناسی پیاژهای
school psychology
U
روانشناسی اموزشگاهی
folk psychology
U
روانشناسی قومی
forensic psychology
U
روانشناسی قانونی
psychologic
U
وابسته به روانشناسی
general psychology
U
روانشناسی عمومی
psycholinguistics
U
روانشناسی زبان
pseudopsychology
U
شبه روانشناسی
political psychology
U
روانشناسی سیاسی
pedagogical psychology
U
روانشناسی پرورشی
educational psychology
U
روانشناسی پرورشی
depth psychology
U
روانشناسی عمقی
personnel psychology
U
روانشناسی استخدامی
industrial psychology
U
روانشناسی صنعتی
developmental psychology
U
روانشناسی رشد
individual psychology
U
روانشناسی فردنگر
philosophical psychology
U
روانشناسی فلسفی
criminal psychology
U
روانشناسی کیفری
differential psychology
U
روانشناسی افتراقی
vector psychology
U
روانشناسی بردار نگر
psychobiology
U
روانشناسی زیست شناختی
phenomenological psychology
U
روانشناسی پدیدار نگر
imaginary friends
U
دوستان خیالی
[روانشناسی]
act psychology
U
روانشناسی عمل نگر
personalistic psychology
U
روانشناسی شخص نگر
topological psychology
U
روانشناسی مکان نگر
subjective psychology
U
روانشناسی ذهنی گرا
stimulus response psychology
U
روانشناسی محرک- پاسخ
s r psychology
U
روانشناسی محرک- پاسخ
Jungian
U
پیروی یونگ
[روانشناسی]
deliriousness
U
روان آشفتگی
[روانشناسی]
community psychology
U
روانشناسی اجتماع نگر
consumer psychology
U
روانشناسی مصرف کننده
cross cultural psychology
U
روانشناسی میان فرهنگی
introspective psychology
U
روانشناسی درون نگر
hormic psychology
U
روانشناسی غایت نگر
environmental psychology
U
روانشناسی محیط نگر
ethnopsychology
U
روانشناسی قوم شناختی
faculty psychology
U
روانشناسی قوای ذهنی
succorance
U
مهر طلب
[روانشناسی]
need for affection
U
مهر طلب
[روانشناسی]
deliriousness
U
پرت گویی
[روانشناسی]
neuropsychology
U
روانشناسی عصب شناختی
deep sleep
U
خواب عمیق
[روانشناسی]
association psychology
U
روانشناسی تداعی گرا
slow-wave sleep
[SWS]
U
خواب عمیق
[روانشناسی]
objective psychology
U
روانشناسی عینی نگر
atomistic psychology
U
روانشناسی جزء نگر
deliriousness
U
هذیان گویی
[روانشناسی]
deep sleep
U
مراحل سوم و چهارم خواب
[روانشناسی]
slow-wave sleep
[SWS]
U
مراحل سوم و چهارم خواب
[روانشناسی]
to go cold turkey
U
یکدفعه اعتیادی را ترک کردن
[روانشناسی]
[پزشکی]
behaviorism
U
مکتب روانشناسی برمبنای رفتار و ادراکات فرد
structuralism
U
بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
psychbiology
U
علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
forms
U
ساخت
formed
U
ساخت
fecit
U
ساخت
manufactory
U
ساخت
compositions
U
ساخت
make up
U
ساخت
invenit
U
ساخت
conformation
U
ساخت
composition
U
ساخت
habitus
U
ساخت
form
U
ساخت
workmanship
U
ساخت
manufacture
U
ساخت
manufactured
U
ساخت
manufactures
U
ساخت
unstructured
U
بی ساخت
fabrication
U
ساخت
performances
U
ساخت
formation
U
ساخت
structuring
U
ساخت
built
U
ساخت
syntheses
U
ساخت
synthesis
U
ساخت
structure
U
ساخت
structures
U
ساخت
texture
U
ساخت
textures
U
ساخت
design
U
ساخت
making
U
ساخت
constructions
U
ساخت
make-up
U
ساخت
generations
U
ساخت
substandard
U
بد ساخت
construction
U
ساخت
manufacturing
U
ساخت
performance
U
ساخت
designs
U
ساخت
generation
U
ساخت
simple structure
U
ساخت ساده
homemade
U
ساخت میهن
tree structure
U
ساخت درختی
tectonic
U
زمین ساخت
tectonics
U
زمین ساخت
social strcture
U
ساخت اجتماعی
newmade
U
تازه ساخت
phrase structure
U
با ساخت عبارتی
production process
U
روند ساخت
power structure
U
ساخت قدرت
group structure
U
ساخت گروهی
program structure
U
ساخت برنامه
prototyping
U
ساخت یک نمونه
home made
U
ساخت داخلی
production cost
U
ارزش ساخت
home made
U
ساخت بومی
static structure
U
ساخت ایستا
population structure
U
ساخت جمعیت
unstructured interview
U
مصاحبه بی ساخت
infra structure
U
زیر ساخت
manufacturing cost
U
هزینه ساخت
manufacturing process
U
فرایند ساخت
mental structure
U
ساخت ذهنی
manufacturing process
U
پویش ساخت
market structure
U
ساخت بازار
manufacturing
U
صنعت ساخت
new built
U
تازه ساخت
new buit
U
تازه ساخت
perceptual structure
U
ساخت ادراکی
manufacture process
U
فراگرد ساخت
production time
U
زمان ساخت
personality structure
U
ساخت شخصیت
well made
U
خوش ساخت
latent structure
U
ساخت نهفته
machine made
U
ساخت ماشین
structuralist
U
ساخت گرای
structuralists
U
ساخت گرای
manufacture cost
U
ارزش ساخت
manufacture process
U
فرایند ساخت
brand name
U
علامت ساخت
design and construction
U
طراحی و ساخت
assembly
U
نصب ساخت
rebuilds
U
تجدید ساخت
structured
U
دارای ساخت
structured
U
ساخت یافته
collusion
U
ساخت و پاخت
structuring
U
ساختار ساخت
capital structure
U
ساخت سرمایه
forbade
U
نا مقدور ساخت
class structure
U
ساخت طبقاتی
rebuild
U
تجدید ساخت
structures
U
ساختار ساخت
building block
U
کنده ساخت
control structure
U
ساخت کنترل
covin
U
ساخت وپاخت
block structured
U
با ساخت کندهای
block structure
U
ساخت کندهای
reconstitute
U
تجدید ساخت
reconstituted
U
تجدید ساخت
reconstitutes
U
تجدید ساخت
grafts
U
ساخت وپاخت
reconstituting
U
تجدید ساخت
shop
U
محل ساخت
shopped
U
محل ساخت
grafted
U
ساخت وپاخت
brand names
U
علامت ساخت
collusion
U
ساخت وپاخت
home-made
U
ساخت میهن
structuralism
U
ساخت گرایی
affect structure
U
ساخت عاطفه
agro industry
U
کشت و ساخت
graft
U
ساخت وپاخت
shops
U
محل ساخت
american make
U
ساخت امریکایی
covinous
U
ساخت وپاختی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com