Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
noisy mode
U
رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
noisy mode
U
سیستم محاسبات اعداد اعشاری که عددی غیر از صفر به محل کمترین ارزش در حین نرمالسازی عدد اعشاری افزوده میشود
modes
U
عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
mode
U
عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
wet weight
U
وزن خالص مایعاتی که معمولا هنگام کارکردن وجوددارند
DX
U
پسوند پس از شماره مدل پردازنده intel برای بیان وجود واحد محاسبه اعشاری
applications
U
معمولا به صورت نوشته
application
U
معمولا به صورت نوشته
floating
U
عددی که به صورت اعشاری نمایش داده شود
windage
U
تنظیم حرکت تفنگ درهدفگیری هنگام وجود بادعرضی
windage
U
تنظیم کمان هنگام وجود بادعرضی برای دقت در هدفگیری
applies
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
applying
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
apply
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
indicator
U
چیزی که وضعیت فرآیند را نشان دهد. معمولا با صورت یا نور
premium statement
U
صورت اضافه ارزش سهام
mantissa
U
رقم اعشاری لگاریتم معمولی افزایش عدد اعشاری
standards
U
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standard
U
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
Dialer
U
امکانی در ویندوز که در صورت وجود مودم متصل به PC شماره گیری میکند
selects
U
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
select
U
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
selected
U
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
plain weave
U
بافت ساده زیر و رو
[معمولا قسمت گلیم بافت فرش را به این صورت می بافند.]
declaration
U
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarative statement
U
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations
U
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
hidden
U
خط وی تشکیل دهنده شی سه بعدی ولی هنگام نمایش آن به صورت دوبعدی پاک می شوند
orthoferrite
U
یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
winchester disk
U
دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
Mandlebrot set
U
تساوی ریاضی که به صورت بازگشتی برای تنظیم مقادیر به کار می رود. هنگام رسم آنرا در تصویر بخش شده
safflower
U
گل رنگ
[این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
lapheld
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
m
U
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
decimal file system
U
سیستم انبارداری اعشاری سیستم شمارش اقلام اعشاری
pendant
U
سر ترنج
[کلاله]
[سر ترنج را به طرح های دوران صفویه نسبت می دهند و معمولا نقشی از ترنج مرکزی را نشان می دهد و به صورت های مختلف هندسی، بیضی شکل، دایره ای و چند ضلعی بافته می شود.]
overtime
U
وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
natural rate hypothesis
U
فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
enclave economices
U
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
denary
U
ده ده اعشاری)
mantissa
U
اعشاری
decimal
U
اعشاری
decimals
U
اعشاری
clear one's ears
U
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
locals
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
repeating decimal
U
اعشاری مکرر
decimal digit
U
رقم اعشاری
decimal fraction
U
کسر اعشاری
decimal function
U
کسر اعشاری
decimal number
U
عدد اعشاری
common logarithm
U
لگاریتم اعشاری
decimal balance
U
ترازوی اعشاری
decimal point
U
ممیز اعشاری
decimal points
U
ممیز اعشاری
printers
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
recurring decimal
U
اعشاری مکرر
[ریاضی]
decimals
U
رقم دهدهی اعشاری
zone decimal
U
دسته بندی اعشاری
decimal number system
U
سیستم اعداد اعشاری
decimal tab
U
جدول بندی اعشاری
decimalist
U
طرفدارسلسله اعشاری درپول
fractional
U
مانیتن یک عدد اعشاری
packed decimal
U
عدد اعشاری فشرده
decimal
U
رقم دهدهی اعشاری
actual decimal point
U
نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
fraction
U
bd1-.. 2-مانیتن در یک عدد اعشاری
decimals
U
سه طرح درست پس از نقط ه اعشاری
fractions
U
bd1-.. 2-مانیتن در یک عدد اعشاری
decimal
U
سه طرح درست پس از نقط ه اعشاری
biased
U
ارزش توان در یک عدد اعشاری
characteristic
U
مقدار نمای یک عدد اعشاری
proper decimal fraction
U
کسر اعشاری صحیح
[ریاضی]
terminating decimal
U
کسر اعشاری صحیح
[ریاضی]
point
U
ممیز
[در کسر اعشاری]
[ریاضی]
characteristically
U
مقدار نمای یک عدد اعشاری
plastic bubble keyboard
U
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
usu
U
معمولا
pipe
U
معمولا
piped
U
معمولا
ordinarily
U
معمولا"
as a rule
U
معمولا
in an ordinary way
U
معمولا
normally
U
معمولا"
usually
U
معمولا
generally
U
معمولا
gigaflop
U
یک هزار میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
floating
U
عمل ریاضی روی عدد اعشاری
floating
U
عملیات ریاضی روی اعداد اعشاری
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
one for one
U
معمولا اسمبلر
ebcdic
U
کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
normalization
U
تابع نرمالساز عدد اعشاری که ارقام زیادی
fixed point notation =
U
قوانین و روشهای ریاضی با استفاده از اعداد اعشاری
halts
U
معمولا با روشهای خارجی
halted
U
معمولا با روشهای خارجی
halt
U
معمولا با روشهای خارجی
normally closed contact
U
اتصال معمولا بسته
four address instruction
U
معمولا: محل دو عملوند
phosphor
U
معمولا اشعه الکترونی
normally open contact
U
اتصال معمولا باز
as a rule
<idiom>
U
معمولا ،طبق عادت
at large
U
به طور کلی
[معمولا]
characteristic
U
مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
characteristically
U
مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
impariment
U
اختلال
neuremia
U
اختلال پی ها
tribulation
U
اختلال
line hit
U
اختلال خط
noise
U
اختلال
tribulations
U
اختلال
distribance
U
اختلال
derangement
U
اختلال
disturbances
U
اختلال
impairment
U
اختلال
disorders
U
اختلال
disturbance
U
اختلال
irregularity
U
اختلال
disorder
U
اختلال
perturbations
U
اختلال
line noise
U
اختلال
noises
U
اختلال
perturbation
U
اختلال
printed
U
معمولا با معیار نقط ه در اینچ
gulps
U
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulping
U
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulp
U
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulped
U
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
print
U
معمولا با معیار نقط ه در اینچ
bezant
U
پولک گردی که معمولا از طلااست
prints
U
معمولا با معیار نقط ه در اینچ
hand-out
<idiom>
U
پاداش ،معمولا از طرف دولت
normal
U
معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
floating point basic
U
نوعی زبان BASIC که اجازه استفاده از اعداد اعشاری رامیدهد
mental disorder
U
اختلال مشاعیر
emotional disorder
U
اختلال هیجانی
perturbation
U
انحراف اختلال
neuremia
U
اختلال اعصاب
personality disturbance
U
اختلال شخصیت
dysbulia
U
اختلال اراده
dysmenorrhea
U
اختلال قاعدگی
sexual disorder
U
اختلال جنسی
dystonia
U
اختلال تونوس
personality disorder
U
اختلال شخصیت
dyspepsia
U
اختلال هضم
paramnesia
U
اختلال حافظه
perturbations
U
انحراف اختلال
clamper
U
برای قط ع اختلال
unbalances
U
اختلال مشاعر
organic disorder
U
اختلال عضوی
oppositional disorder
U
اختلال نافرمانی
character disorder
U
اختلال منش
unbalance
U
اختلال مشاعر
neurosis
U
اختلال روانی
neurosis
U
اختلال اعصاب
interference
U
اختلال در سیگنال
neuroses
U
اختلال روانی
neuroses
U
اختلال اعصاب
kettle of fish
U
اشفتگی اختلال
unbalancing
U
اختلال مشاعر
noise immunity
U
مصونیت از اختلال
developmental disorder
U
اختلال رشدی
lalopathy
U
اختلال گویایی
emotional disturbance
U
اختلال هیجانی
apselaphesia
U
اختلال بساوشی
mental abnormality
U
اختلال مشاعر
background noise
U
اختلال پس زمینه
psychiatric disorder
U
اختلال روانی
thought disorder
U
اختلال فکر
convulsive disorder
U
اختلال تشنجی
time flutter
U
اختلال زمانی
radar trapping
U
اختلال رادار
unsoundness of mind
U
اختلال مشاعیر
magnetic anomaly
U
اختلال مغناطیسی
factitious disorder
U
اختلال ساختگی
time jitter
U
اختلال زمانی
mental defectives
U
اختلال حواس
conduct disorder
U
اختلال رفتاری
cyclic disorder
U
اختلال دورهای
dissociative disorder
U
اختلال گسستی
mental disturbance
U
اختلال روانی
perturbation theory
U
نظریه اختلال
quantization noise
U
اختلال تدریج
mental disorder
U
اختلال روانی
ageusia
U
اختلال چشایی
barrage jamming
U
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
home
U
که معمولا در بالا سمت چپ قرار دارد
homes
U
که معمولا در بالا سمت چپ قرار دارد
to pass go orrun current
U
معمولا مورد قبول واقع شدن
products customarily found in a pharmacy
U
کالاهایی که معمولا در داروخانه بفروش می روند
cleanup
U
توپزن چهارم که معمولا قوی است
routine
U
مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routines
U
مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com