Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
push botton
U
دکمه زنگ اخبار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cross tell
U
پخش اخبار به طور عرضی توزیع اخبار دریک سطح فرماندهی
single-breasted
U
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single breasted
U
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
collection activity
عملیات جمع آوری اخبار سازمان جمع آوری اخبار
communication
U
اخبار
traditions
U
اخبار
assertion
U
اخبار
information
U
اخبار
news
U
اخبار
newsreader
U
اخبار
shocker
U
اخبار موحش
broadcast
U
پخش اخبار
broadcasts
U
پخش اخبار
life blood
U
جنبش بی اخبار
buzzer
U
زنگ اخبار
buzzers
U
زنگ اخبار
ruise
U
اخبار دروغ
information processing
U
تقویم اخبار
electric bell
U
زنگ اخبار
shockers
U
اخبار موحش
annals
U
اخبار سال
bell wire
U
سیم زنگ اخبار
bell transformer
U
ترانسفورماتور زنگ اخبار
newsman
U
خبرنگار گوینده اخبار
newsy
U
دارای اخبار زیاد
newsmen
U
خبرنگار گوینده اخبار
bell ringing transformer
U
مبدل زنگ اخبار
evaluations
U
ارزیابی اخبار رسیده
evaluation
U
ارزیابی اخبار رسیده
forebedement
U
اخبار قبلی پیشگویی
pony
U
پرداختن خلاصه اخبار
ponies
U
پرداختن خلاصه اخبار
essential elements of information
U
عناصر اصلی اخبار
locals
U
داخلی اخبار محلی
local
U
داخلی اخبار محلی
collection
U
جمع اوری اخبار
poney
U
پرداختن خلاصه اخبار
sound bow
U
کاسه زنگ اخبار
action information center
U
مرکز اخبار تاکتیکی
collections
U
جمع اوری اخبار
to break news
U
فاش کردن اخبار
collection plan
U
طرح جمع اوری اخبار
monitoring
U
رله کردن اخبار و پیامها
evaluation
U
ارزیابی کردن تقویم اخبار
ring
U
احاطه کردن زنگ اخبار
evaluations
U
ارزیابی کردن تقویم اخبار
magneto bell
U
زنگ اخبار جریان متناوب
newsreel
U
فیلم اخبار جاری روز
newsreels
U
فیلم اخبار جاری روز
What is the latest news?
U
آخرین خبرها ( اخبار ) چیست ؟
collection agency
U
عامل جمع اوری اخبار
disseminate
U
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminating
U
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminates
U
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminated
U
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
collective
U
جمعی پخش یکجای اخبار هواشناسی
synthesis
U
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
syntheses
U
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
reset button
U
دکمه
stop knob
U
دکمه
knob
U
دکمه
knop
U
دکمه
tuberculum
U
دکمه
shooting adjustment keys
U
دکمه
shutter release button
U
دکمه
botton
U
دکمه
bottle flower
U
گل دکمه
button hole
U
جا دکمه
tuber
U
دکمه
buttons
U
دکمه
knobs
U
دکمه
tubercle
U
دکمه
tubers
U
دکمه
buttoning
U
دکمه
buttoned
U
دکمه
gemma
U
دکمه
button
U
دکمه
radio button
U
دکمه رادیو
knobbed
U
دکمه دار
gemmiparous
U
دکمه اور
gemmule
U
دکمه گیاهک
buttonhook
U
دکمه انداز
buttonhook
U
سگک دکمه
buttonhook
U
قلاب دکمه
mouse button
U
دکمه ماوس
flue stop
U
دکمه ارگ
double breasted
U
کت چهار دکمه
sleeve link
U
دکمه زنجیری
snap fastener
U
دکمه قابلمه
snap fastener
U
دکمه فشاری
alarm push
U
دکمه اژیر
buttonholing
U
سوراخ دکمه
buttonholed
U
سوراخ دکمه
buttonhole
U
سوراخ دکمه
cuffs
U
دکمه سردست
cuffing
U
دکمه سردست
cuffed
U
دکمه سردست
cuff
U
دکمه سردست
buttonholes
U
سوراخ دکمه
unbuttoning
U
گشودن دکمه
unbuttoned
U
گشودن دکمه
unbutton
U
گشودن دکمه
unbuttons
U
گشودن دکمه
push button
U
دکمه فشاری
Buttonhole
U
کتی که در دو طرف دکمه دارد
olivette
U
دکمه هسته خرمایی
olivet
U
دکمه هسته خرمایی
film advance mode
دکمه رد کردن فیلم
viewfinder adjustment keys
دکمه یابنده هدف
beater ejector
دکمه تعویض سر همزن
coarse adjustment knob
دکمه تنظیم زیرین
condenser adjustment knob
دکمه تنظیم تراکم
fine adjustment knob
دکمه تنظیم دقیق
canopy release knob
دکمه برقراری سایبان
stud
U
دکمه سردست دسته
buttoning
U
هرچیزی شبیه دکمه
door stop
U
دکمه کله قندی
buttoned
U
هرچیزی شبیه دکمه
button
U
هرچیزی شبیه دکمه
double breasted
U
کتی که در دو طرف دکمه دارد
tuberculous
U
دارای برامدگی یا دکمه مسلول
eyes
U
دکمه یا گره سیب زمینی
eyeing
U
دکمه یا گره سیب زمینی
eying
U
دکمه یا گره سیب زمینی
farcy bud
U
دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
boutonniere
U
بریدگی یاشکاف جای دکمه
eye
U
دکمه یا گره سیب زمینی
seat back adjustment knob
دکمه تنظیم پشتی صندلی
cornet a pistons
U
یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
exposure adjustment knob
دکمه نمایش تعداد فیلم
farcy button
U
دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
righting
U
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
boutonniere
U
گلی که درسوراخ دکمه کت زده میشود
right
U
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righted
U
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
shell jacket
U
بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
etui
U
جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
double click
U
احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
pelican crossing
دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
programmable function keyboard
U
صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
reefing jacket
U
یکجور نیمتنه چسبان که از دوطرف دکمه میخورد
pushbutton
U
آنچه با فشار دادن یک دکمه کار کند
O.K.
U
دکمه OK که برای شروع یا تایید یک عمل به کار می رود
to make a typing error
[mistake]
U
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
to make a typo
[American E]
U
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
clicked
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
U
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
click
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicks
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicking
U
فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
Programs menu
U
زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
interpretations
U
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
interpretation
U
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
double
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled up
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
to press the button
U
دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
track telling
U
ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
click
U
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks
U
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked
U
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
contrasts
U
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast
U
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted
U
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting
U
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
taskbar
U
میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
dissemination
U
انتشار اخبار انتشار اطلاعات
shift click
U
ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
dial up
U
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
pull down menu
U
فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
tam o' shanter
U
کلاه منگوله دار یا دکمه دار
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
radio button
U
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com