Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
A crash language course .
U
دوره فشرده آموزش زبان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mastered
U
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
masters
U
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
master
U
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
homestay
U
خانواده مهمان دار
[کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
pilots
U
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که از قالب مبتنی بر متن استفاده می کنند و در آموزش کامپیوتر به کار می رود
piloted
U
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که از قالب مبتنی بر متن استفاده می کنند و در آموزش کامپیوتر به کار می رود
pilot
U
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که از قالب مبتنی بر متن استفاده می کنند و در آموزش کامپیوتر به کار می رود
a dead language
<idiom>
U
زبان مرده و منقرض شده
[زبانی که دیگر آموزش داده نمی شود اما شاید برخی از کارشناسان از آن استفاده کنند.]
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
for a language course
U
برای یک دوره زبان
parsi
U
زرتشتی زبان پارسی دوره ساسانیان
parsee
U
زرتشتی زبان پارسی دوره ساسانیان
pascal
U
زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
self-
U
فایل فشرده که حاوی برنامهای است که محتوای آن را از حالت فشرده در می آورد
congested
U
فشرده انباشته شده بهم فشرده
I am here for a language course
U
من برای برای یک دوره زبان به اینجا آمدم.
Intel
U
فناوری نرم افزاری ساخت intel که به کامپیوتر اجازه میدهد تا تصاویر ویدیویی فشرده را ذخیره و بازیابی کند با استفاده از روشهای فشرده سازی نرم افزاری
disassembler
U
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
turbojet
U
توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
cooling off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
U
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off periods
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
companding
U
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
interregnums
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
educate
U
آموزش دادن
give lessons
U
آموزش دادن
adult education
آموزش بزرگسالان
training
U
آموزش عملی
train
[teach]
U
آموزش دادن
teach
U
آموزش دادن
instruct
U
آموزش دادن
to teach
U
آموزش دادن
translators
U
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator
U
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages
U
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages
U
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language
U
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language
U
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
assembly
U
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
host language
U
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
on-the-job training
U
آموزش ضمن خدمت
c
U
آموزش از طریق کامپیوتر
education department
U
اداره آموزش و پرورش
advance individual training
آموزش تکمیلی انفرادی
educational work
U
کار آموزش و پرورشی
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
compiler
U
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol
U
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
targetting
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental
U
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targets
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
cai
U
استفاده از کامپیوتر برای آموزش یک موضوع
modula
U
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language
U
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
He is speechless (inarticulate).
U
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
professional slang
U
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
bal
U
زبان ساده شده زبان اسمبلی
mealymouthed
U
ادم چرب زبان شیرین زبان
c
U
استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش دانش آموزان
cbt
U
استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش به دانش آموزان
cbl
U
آموزش و تحصیلات با استفاده از برنامههای مخصوص روی یک کامپیوتر
colporteur
U
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
c
U
استفاده از کامپیوتر برای آموزش به دانش آموزان و برآورد پیشرفت آنها
language
U
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
languages
U
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpreted
U
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib
U
چرب زبان زبان دار
interpreting
U
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret
U
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets
U
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic
U
زبان تازی زبان عربی
light period
U
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
home
U
ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
homes
U
ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
scottish gaelic
U
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
condensed
U
فشرده
congested
U
در هم فشرده
condensed
U
به هم فشرده
squeezes
U
فشرده
squeeze
U
فشرده
squeezed
U
فشرده
squeezing
U
فشرده
strained
U
فشرده
compressed
U
فشرده
compressive
U
فشرده
intensive
U
فشرده
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
compact section
U
مقطع فشرده
steel aloy
U
فولاد فشرده
alloy steel
U
فولاد فشرده
condensive load
U
بار فشرده
packing
U
فشرده سازی
packed decimal
U
دهدهی فشرده
fasciated
U
بهم فشرده
condensed type
U
نوع فشرده
condensed type
U
چاپ فشرده
package program
U
برنامه فشرده
crushed
<adj.>
<past-p.>
U
فشرده شده
ice crete
U
بتون فشرده
compressed file
U
فایل فشرده
incompressible
U
فشرده نشدنی
succinct
U
مجمل فشرده
compressed air
U
هوای فشرده
diced
U
رقابت فشرده
compactions
U
فشرده سازی
dices
U
رقابت فشرده
compaction
U
فشرده سازی
dicing
U
رقابت فشرده
mass practice
U
تمرین فشرده
compressing
U
هم فشرده کردن
compresses
U
هم فشرده کردن
compress
U
هم فشرده کردن
depressed
U
فشرده شدن
compact disk
U
دیسک فشرده
dice
U
رقابت فشرده
massive
U
گنده فشرده
cast iron
U
فولاد فشرده
coarctate
U
بهم فشرده
repressed brick
U
اجر فشرده
massively
U
گنده فشرده
laser
U
دیسک فشرده
lasers
U
دیسک فشرده
press part
U
بخش فشرده
press board
U
مقوای فشرده
packs
U
فشرده سازی
concise
U
لب گو فشرده ومختصر
pack
U
فشرده سازی
cast up
U
فشرده کردن
seried
U
بهم فشرده
packed snow
U
برف فشرده شده
CD audio
U
روی دیسک فشرده
CD DA
U
روی دیسک فشرده
compacts
U
بهم فشرده خلاصه
compacts
U
جمع وجور فشرده
compander
U
فشرده و نافشرده کننده
press
U
تاکتیک دفاعی فشرده
caisson foundation
U
پی سازی با هوای فشرده
principal types of foot
فشرده کننده آب سنگین
massive
U
ساختمان فشرده ماسیو
laminated plastic material
U
ماده فشرده متورق
presses
U
تاکتیک دفاعی فشرده
bumped
U
بار فشرده شده
air compressor
U
هوای فشرده ساز
massively
U
ساختمان فشرده ماسیو
forced alternating current
U
جریان متناوب فشرده
pinch effect
U
اثر فشرده سازی
compact
U
بهم فشرده خلاصه
compact
U
جمع وجور فشرده
repressed brick
U
اجر فشرده شده
condensed structural formula
U
فرمول ساختاری فشرده
prestressed concrete
U
بتن پیش فشرده
decompress
U
ناهم فشرده کردن
packing density
U
تراکم فشرده سازی
die pressed part
U
بخش فشرده حدیدهای
packed decimal
U
عدد اعشاری فشرده
compacted
U
جمع وجور فشرده
compacting
U
جمع وجور فشرده
compacted
U
بهم فشرده خلاصه
compacting
U
بهم فشرده خلاصه
Training makes the memory absorb more.
U
آموزش
[ورزش حافظه]
باعث می شود که حافظه بیشترجذب کند.
compact
U
روی دیسک فشرده را میدهد
fractal
U
روش فشرده سازی تصاویر
mode
U
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
modes
U
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
image
U
فشرده سایز داده یک تصویر
disc
U
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
images
U
فشرده سایز داده یک تصویر
discs
U
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
compacted
U
روی دیسک فشرده را میدهد
compacts
U
روی دیسک فشرده را میدهد
CD
U
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
CDs
U
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
compacting
U
روی دیسک فشرده را میدهد
compaction
U
فشرده سازی متراکم کردن
air lift
U
دستگاه ابکش با هوای فشرده
file compression utility
U
برنامه کمکی فشرده کردن فایل
to mug up
[British E]
for an exam
U
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
to swot
[British E]
for an exam
U
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
discrete
U
الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
to cram
U
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
international file format
U
استاندارد فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-LD
compressing
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compress
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compresses
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
photo finish
U
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
phalanxes
U
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
asymmetric video compression
U
استفاده از کامپیوتر قوی برای فشرده سازی تصویر
pneumatic
U
پرباد کار کننده باهوای فشرده دارای چرخ یا
pneumatic disatch
U
بردن بستههای امانتی بالوله بوسیله هوای فشرده
phalanx
U
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
IFF
U
استاندارد برای فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-CD
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com