Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
practice period
U
دوره تمرین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dry sum
U
تمرین مشق پای قبضه تمرین بدون تیراندازی
emergency drill
U
تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
cooling-off periods
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
U
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
interregnums
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur
U
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period
U
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
ure
U
تمرین
drill
U
تمرین
drilling
U
تمرین
drilled
U
تمرین
actions
U
تمرین
trains
U
تمرین
trained
U
تمرین
train
U
تمرین
exercised
U
تمرین
exercises
U
تمرین
exercise
U
تمرین
use
U
تمرین
work out
U
تمرین
rehearsal
U
تمرین
practice
U
تمرین
rehearsals
U
تمرین
uses
U
تمرین
action
U
تمرین
drills
U
تمرین
dry run
U
تمرین جنگی
battle drill
U
تمرین رزم
rehearsals
U
تمرین نمایش
rehearsal
U
تمرین از بر خواندن
exercises
U
تمرین دادن
fore exercise
U
تمرین مقدماتی
formal exercise
U
تمرین صوری
field exercise
U
تمرین رزمی
drills
U
تمرین کردن
gymnastical
U
تمرین زورخانهای
rehearsals
U
تمرین از بر خواندن
fartlek
U
تمرین دو استقامت
drilled
U
تمرین مته
behavior rehearsal
U
تمرین رفتار
drills
U
تمرین مته
joint exercise
U
تمرین مشترک
field exercise
U
تمرین صحرایی
maneuver
U
تمرین نظامی
combatdrill
U
تمرین رزمی
drill
U
تمرین کردن
drilled
U
تمرین کردن
exercise code word
U
رمز تمرین
exercise term
U
اسم تمرین
rehearsal
U
تمرین نمایش
mass practice
U
تمرین فشرده
drill
U
تمرین مته
massed practice
U
تمرین بی وقفه
exercize
U
تمرین تکلیف
combat exercise
U
تمرین رزمی
exercisable
U
قابل تمرین
circuit training
U
تمرین دایرهای
mobilization exercise
U
تمرین بسیج
rehearsed
U
تمرین کردن
work out
<idiom>
U
تمرین کردن
experiencing
U
تمرین دادن
workouts
U
تمرین شدید
workout
U
تمرین شدید
try-outs
U
تمرین نهایی
try-out
U
تمرین نهایی
work out
U
تمرین امادگی
woodshed
U
تمرین کردن
wind sprint
U
تمرین دو سریع
practising
U
ورزش تمرین
warm down
U
تمرین سبک
staging
U
تمرین اب خاکی
staging
U
تمرین کردن
unspaced practice
U
تمرین بی فاصله
practises
U
ورزش تمرین
experiences
U
تمرین دادن
rehearses
U
تمرین کردن
rehearsing
U
تمرین کردن
practice
U
ورزش تمرین
practice
U
تمرین کردن
mules
U
اتومبیل تمرین
training
U
تعلیم و تمرین
woodsheds
U
تمرین کردن
experience
U
تمرین دادن
training time
U
زمان تمرین
exercised
U
تمرین دادن
drilling
U
تمرین نظامی
negative practice
U
تمرین منفی
rehearser
U
تمرین کننده
pratique
U
تمرین عملی
practice teaching
U
تمرین معلمی
rehearse
U
تمرین کردن
practice effect
U
اثر تمرین
mule
U
اتومبیل تمرین
physical exercise
U
تمرین ورزشی
physical exercise
U
تمرین بدنی
overtrain
U
تمرین بیش از حد
exercise
U
تمرین دادن
service practice
U
تمرین اموزشی
gunning
U
تمرین تیراندازی
workshop practice
U
تمرین کارگاهی
evolution
U
تمرین عالی
practise
U
ورزش تمرین
practicing
U
ورزش تمرین
training distance
U
مسافت تمرین
combat firing
U
تمرین تیراندازی رزمی
practises
U
ممارست تمرین کردن
practise
U
ممارست تمرین کردن
punching bag
U
کیسه شن تمرین بوکس
punching bags
U
کیسه شن تمرین بوکس
practicing
U
ممارست تمرین کردن
backboard
U
دیوار تمرین تنیس
limber
U
تمرین نرمش کردن
fire drills
U
تمرین اطفاء حریق
big bag
U
کیسه شن تمرین بوکس
distributed practice
U
تمرین فاصله دار
dojang
U
سالن تمرین تکواندو
gyms
U
محل تمرین بوکس
heavy bag
U
کیسه شن تمرین بوکس
drilling
U
تمرین نظامی کردن
practising
U
ممارست تمرین کردن
command post exercise
U
تمرین پاسگاه فرماندهی
controlled exercise
U
تمرین کنترل شده
directed exercise
U
تمرین هدایت شده
fire drill
U
تمرین اطفاء حریق
drill marching
U
تمرین پیاده روی
flash card
U
ورقه تمرین بصری
live exercise
U
تمرین رزمی حقیقی
live exercise
U
تمرین با تیر جنگی
sand bag
U
سستی عمدی در تمرین
map exercise
U
تمرین روی نقشه
mass practice
U
تمرین بدون استراحت
mobilization exercise
U
تمرین بسیج نیروها
moom poolgi
U
تمرین کردن تکواندو
punch ball
U
گلابی تمرین بوکس
multiple drill
U
تمرین چند یکانی
multiple drill
U
تمرین چندکاره یا مختلط
exercises
U
ورزش تمرین کردن
shadow ball
U
تمرین گوی اندازی
gym
U
محل تمرین بوکس
exercised
U
ورزش تمرین کردن
exercise
U
ورزش تمرین کردن
speedbag
U
گلابی تمرین بوکس
rehearsal
U
تمرین کردن عملیات
work out
U
برنامه یک جلسه تمرین
headguard
U
کلاه تمرین بوکس
head gear
U
کلاه تمرین بوکس
toss ball against a wall
U
تمرین ابشار با دیوار
headharness
U
کلاه تمرین بوکس
skeet
U
انداختن تمرین تیراندازی
triceps extension
U
تمرین تقویت ماهیچه سه سر
weight program
U
تمرین وزنه برداری
practice
U
ممارست تمرین کردن
rehearsals
U
تمرین کردن عملیات
practice ammunition
U
مهمات مخصوص تمرین هدف
grinder
U
میدان مشق و تمرین صف جمع
nett
U
محوطه تمرین محصوربا تور
string walking
U
تمرین تیراندازی با تیر وکمان
road work
U
دویدن جادهای در تمرین بوکس
triangle exercise
U
تمرین مثلث گیری درتیراندازی
singlestick
U
چوب مخصوص تمرین شمشیربازی
net
U
محوطه تمرین محصوربا تور
nets
U
محوطه تمرین محصوربا تور
grinders
U
میدان مشق و تمرین صف جمع
batting practice
U
تمرین ضربه زدن به توپ
cavalletto
U
تیر پرش در تمرین با اسب
drillmaster
U
فرمانده تمرین نظامی سردسته
interval trailing
U
تمرین استقامت و اماده سازی
combatdrill
U
تمرین حرکات و ارایشهای رزمی
donkey raise
U
تمرین خم شدن با وزنه روی پشت
haute ecole
U
تمرین اسب سواری از روی مانع
dummy run
U
تمرین بدون استفاده ازمهمات جنگی
patches
U
محدوده 02 در 04 متر برای تمرین اسکیت
solvent abuse
تمرین تنفس درمحیط های خفه
patch
U
محدوده 02 در 04 متر برای تمرین اسکیت
joint exercise
U
تمرین مشترک بین نیروهای مسلح
dummy runs
U
تمرین بدون استفاده ازمهمات جنگی
breezing
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezes
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
nutcrackers
U
تمرین ضربه سخت خوردن ازیک یا دو بازیگر
breezed
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
movement off-the-ball
U
بازی بدون توپ
[تمرین ورزش فوتبال]
breeze
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
benches
U
تعویض بازیگر نیمکت تمرین وزنه برداری
bench
U
تعویض بازیگر نیمکت تمرین وزنه برداری
batting cage
U
حصار توری برای تمرین بیس بال
nutcracker
U
تمرین ضربه سخت خوردن ازیک یا دو بازیگر
morning glory
U
اسب تندرو در تمرین ولی کنددر مسابقه
lateral raise
U
تمرین تقویت عضلههای پشت و شانه با دنبل
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
service practice
U
مشق پای قبضه جنگ افزار تمرین عملی
dummies
U
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
sled
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sleds
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sponsors
U
سرپرستی کردن اداره کننده تمرین کفیل خرج
sponsoring
U
سرپرستی کردن اداره کننده تمرین کفیل خرج
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com