English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reorder U دوباره مرتب کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
filing U 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
format U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
bubble sort U روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchanges U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
merge sorting algorithm U الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchange U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
sorts U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorted U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justification U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justifications U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
semi processed data U داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
to put to rights U مرتب کردن
graduate U مرتب کردن
to cleanvp U مرتب کردن
concerts U مرتب کردن
concert U مرتب کردن
cleaned U مرتب کردن
set in order U مرتب کردن
draw up U مرتب کردن
cleans U مرتب کردن
lineup U مرتب کردن
marshal U مرتب کردن
clear up U مرتب کردن
cleanest U مرتب کردن
fix up U مرتب کردن
clean U مرتب کردن
put straight U مرتب کردن
marshaled U مرتب کردن
marshaling U مرتب کردن
marshalled U مرتب کردن
marshals U مرتب کردن
collates U مرتب کردن
to map out U مرتب کردن
tidies U مرتب کردن
order U مرتب کردن
graduating U مرتب کردن
graduates U مرتب کردن
collate U مرتب کردن
collated U مرتب کردن
collating U مرتب کردن
tidied U مرتب کردن
arrange U مرتب کردن
collocate U مرتب کردن
collocates U مرتب کردن
regularized U مرتب کردن
tidier U مرتب کردن
regularizing U مرتب کردن
regularising U مرتب کردن
collocated U مرتب کردن
regularizes U مرتب کردن
regularises U مرتب کردن
straighten up <idiom> U مرتب کردن
arranged U مرتب کردن
tidiest U مرتب کردن
arranges U مرتب کردن
arranging U مرتب کردن
regularised U مرتب کردن
collocating U مرتب کردن
tidying U مرتب کردن
tidy U مرتب کردن
regularize U مرتب کردن
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
oscillating sort U مرتب کردن نوسانی
bubble sort U مرتب کردن حبابی
pick up <idiom> U تمیز ،مرتب کردن
ripple sort U مرتب کردن موجی
quicksort U مرتب کردن سریع
internal sort U مرتب کردن درونی
to fix up U مرتب کردن جادادن
redd U مرتب کردن رهاساختن
sets U نهادن مرتب کردن
shipshape U مرتب کردن منظم
set U نهادن مرتب کردن
tree sort U مرتب کردن درختی
setting up U نهادن مرتب کردن
insertion sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن
square U مرتب کردن کلاه
selection sort U مرتب کردن گزینشی
distributive sort U مرتب کردن توزیعی
collating sort U مرتب کردن داده
squared U مرتب کردن کلاه
squares U مرتب کردن کلاه
data processing U مرتب کردن داده ها
squaring U مرتب کردن کلاه
block sort U مرتب کردن بلاکی
radix sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن مبنایی
sequence U به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequences U به ترتیب مرتب کردن دنباله
juxtaposition U مرتب کردن موضوعات در کنار هم
collections U و مرتب کردن در پایگاه داده
collection U و مرتب کردن در پایگاه داده
multipass sort U مرتب کردن چند گذری
multireel sorting U مرتب کردن چند حلقهای
clear the decks <idiom> U همه جارا مرتب کردن
polyphase sort U مرتب کردن چند فازی
exchange sorting algorithm U مرتب کردن به روش حبابی
sorting network U شبکه مرتب کردن داده ها
multifile sorting U مرتب کردن چند فایلی
To do up the room. U اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
scheduling U مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
adjusts U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjusting U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjust U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
selectively U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selective U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
quicksort U روش مرتب کردن سریع فایل
make room for someone or something <idiom> U برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
organises U مرتب کردن ارایش دادن موضع
alphameric U مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
organising U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizes U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizing U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organize U مرتب کردن ارایش دادن موضع
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
replenish U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
refills U دوباره پر کردن
replenished U دوباره پر کردن
refill U دوباره پر کردن
replenishes U دوباره پر کردن
replenishing U دوباره پر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
refreshes U دوباره پر کردن
refresh U دوباره پر کردن
refreshed U دوباره پر کردن
jobs U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
alphasort U مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
drum sorting U مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
job U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
filing system U روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
rewire U دوباره سیمکشی کردن
redeliver U دوباره مستخلص کردن
re establish U دوباره برپا کردن
regain U دوباره تصرف کردن
reoccupy U دوباره اغاز کردن
rewiring U دوباره سیمکشی کردن
reproduce U دوباره چاپ کردن
reproduced U دوباره چاپ کردن
re sort U دوباره جور کردن
regained U دوباره تصرف کردن
reorganises U دوباره متشکل کردن
reforge U دوباره جعل کردن
reorganised U دوباره متشکل کردن
reorganising U دوباره متشکل کردن
rewired U دوباره سیمکشی کردن
regains U دوباره تصرف کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
rewires U دوباره سیمکشی کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
recollected U دوباره جمع کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
regaining U دوباره تصرف کردن
reproduces U دوباره چاپ کردن
cold start U دوباره روشن کردن
re establish U دوباره تاسیس کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com