Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
revictual
U
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
purveyance
U
تهیه خواربار
provisionment
U
تهیه خواربار
he is an adequate provider
U
برای تهیه خواربار
laying up
U
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
victual
U
خواربار تامین کردن
reopen
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
U
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
U
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regaining
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
U
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
purveying
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
provisions
U
خواربار
commissarial
U
خواربار
foodstuff
U
خواربار
cate
U
خواربار
viand
U
خواربار
foodstuffs
U
خواربار
groceries
U
خواربار
provisionless
U
بی خواربار
grocery
U
خواربار
stover
U
خواربار
provender
U
خواربار
grubs
U
خوراک خواربار
grocery store
[American E]
U
خواربار فروشی
grub
U
خوراک خواربار
food shop
U
خواربار فروشی
grocer's
U
خواربار فروشی
victualler
U
خواربار رسان
grubbed
U
خوراک خواربار
grocery
U
خواربار فروشی
grocers
U
خواربار فروش
grocer
U
خواربار فروش
grocer's shop
U
خواربار فروشی
unregenerated
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
convenience stores
U
خواربار فروشی کوچک
convenience store
U
خواربار فروشی کوچک
viaticum
U
توشه و خواربار سفر
victualler
U
کشتی حامل خواربار
purveying
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
cantina
U
مغازه خواربار یامشروب فروشی
schematize
U
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage
U
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
castellation
U
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
afford
U
تهیه کردن
prepare
U
تهیه کردن
preparing
U
تهیه کردن
to find in
U
تهیه کردن
process
U
تهیه کردن
provides
U
تهیه کردن
afforded
U
تهیه کردن
supplied
U
تهیه کردن
supplying
U
تهیه کردن
supply
U
تهیه کردن
affords
U
تهیه کردن
affording
U
تهیه کردن
prepares
U
تهیه کردن
processes
U
تهیه کردن
provide
U
تهیه کردن
administers
U
تهیه کردن
administering
U
تهیه کردن
procures
U
تهیه کردن
administered
U
تهیه کردن
administer
U
تهیه کردن
procured
U
تهیه کردن
cater
U
تهیه کردن
procuring
U
تهیه کردن
blend
U
تهیه کردن
blends
U
تهیه کردن
provision
U
تهیه کردن
procure
U
تهیه کردن
catered
U
تهیه کردن
catering
U
تهیه کردن
caters
U
تهیه کردن
orchestrates
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back-up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrated
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
programme
U
برنامه تهیه کردن
prearrange
U
قبلا تهیه کردن
getting
U
تهیه کردن فهمیدن
harnessing
U
اشیاء تهیه کردن
quadruplicate
U
در چهارنسخه تهیه کردن
effigy
U
تمثال تهیه کردن
programmes
U
برنامه تهیه کردن
gets
U
تهیه کردن فهمیدن
get
U
تهیه کردن فهمیدن
triplicate
U
در سه نسخه تهیه کردن
bill
U
تهیه کردن صورتحساب
conserve
U
کنسرو تهیه کردن
extemporizes
U
فورا تهیه کردن
harness
U
اشیاء تهیه کردن
harnessed
U
اشیاء تهیه کردن
extemporised
U
فورا تهیه کردن
extemporises
U
فورا تهیه کردن
extemporising
U
فورا تهیه کردن
extemporize
U
فورا تهیه کردن
extemporizing
U
فورا تهیه کردن
enable
U
تهیه کردن برای
conserved
U
کنسرو تهیه کردن
bills
U
تهیه کردن صورتحساب
effigies
U
تمثال تهیه کردن
processes
U
تهیه و تولید کردن
conserving
U
کنسرو تهیه کردن
process
U
تهیه و تولید کردن
enabling
U
تهیه کردن برای
enables
U
تهیه کردن برای
enabled
U
تهیه کردن برای
conserves
U
کنسرو تهیه کردن
extemporized
U
فورا تهیه کردن
program
U
برنامه تهیه کردن
programs
U
برنامه تهیه کردن
preparations
U
تهیه کردن اتش
whomp up
U
بسرعت تهیه کردن
to lay in a stock
U
موجودی تهیه کردن
funded
U
تهیه وجه کردن
fund
U
تهیه وجه کردن
preparation
U
تهیه کردن اتش
tempering (metallurgy)
U
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamped
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
to draw up
U
تهیه کردن درصف اوردن
financed
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
finances
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
to raise funds
U
تهیه وجه یاسرمایه کردن
bossed
U
نقش برجسته تهیه کردن
to provide for old age
U
برای پیری تهیه کردن
mush
U
حریره اردذرت تهیه کردن
handwrite
U
نسخه خطی تهیه کردن
financing
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
aminister
U
تهیه کردن بکار بردن
draft
U
تهیه کردن پیش نویس
scabble
U
زمخت وناصاف تهیه کردن
drafted
U
تهیه کردن پیش نویس
bossing
U
نقش برجسته تهیه کردن
drafts
U
تهیه کردن پیش نویس
to serve the city with water
U
اب برای شهر تهیه کردن
bosses
U
نقش برجسته تهیه کردن
boss
U
نقش برجسته تهیه کردن
finance
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
circumstantiate
U
امارات لازمه را تهیه کردن
relayed
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
refreshes
U
دوباره پر کردن
refills
U
دوباره پر کردن
replenish
U
دوباره پر کردن
refreshed
U
دوباره پر کردن
replenishes
U
دوباره پر کردن
refresh
U
دوباره پر کردن
replenished
U
دوباره پر کردن
refilled
U
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
U
دوباره چک کردن
refill
U
دوباره پر کردن
refilling
U
دوباره پر کردن
replenishing
U
دوباره پر کردن
outlining
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
preparative
U
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
develops
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
finance
U
علم دارایی تهیه پول کردن
outline
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
munition
U
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
financed
U
علم دارایی تهیه پول کردن
financing
U
علم دارایی تهیه پول کردن
develop
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outlines
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finances
U
علم دارایی تهیه پول کردن
outlined
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
loops
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
retake
U
دوباره تسخیر کردن
reschedules
U
دوباره برنامهریزی کردن
reactivating
U
دوباره فعال کردن
redistributes
U
دوباره پخش کردن
retaken
U
دوباره تسخیر کردن
reliving
U
دوباره تجربه کردن
reorder
U
دوباره مرتب کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com