English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (27 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bay U دفاع کردن درمقابل
bayed U دفاع کردن درمقابل
baying U دفاع کردن درمقابل
bays U دفاع کردن درمقابل
to keep at bay U دفاع کردن درمقابل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
to defend oneself [against] U از خود دفاع کردن [درمقابل]
Other Matches
plene administravit U دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
braced U درمقابل فشارمقاومت کردن
brace U درمقابل فشارمقاومت کردن
shield U حفافت کردن درمقابل
shields U حفافت کردن درمقابل
To stand up to someone . To assert oneself. U درمقابل کسی قد علم کردن
To make a stand against injustice. U درمقابل ستم ایستادگی کردن
samisch variation U واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
schleman defence U دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence U دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
deraign U دفاع کردن
advocated U دفاع کردن
advocates U دفاع کردن
advocating U دفاع کردن
to make a d. U دفاع کردن
defends U دفاع کردن
advocate U دفاع کردن
defend U دفاع کردن از
defend U دفاع کردن
defended U دفاع کردن از
buckler U دفاع کردن
say a good word for U دفاع کردن
defended U دفاع کردن
ward off U دفاع کردن
defending U دفاع کردن از
defending U دفاع کردن
defends U دفاع کردن از
fend U دفاع کردن
asserts U دفاع کردن از
propugn U دفاع کردن از
makki U دفاع کردن
answers U دفاع کردن
answering U دفاع کردن
answered U دفاع کردن
answer U دفاع کردن
plead U دفاع کردن
pleaded U دفاع کردن
pleads U دفاع کردن
to stick up for U دفاع کردن از
to defend [from] U دفاع کردن [از]
implead U دفاع کردن
asserting U دفاع کردن از
asserted U دفاع کردن از
assert U دفاع کردن از
parrying U سد کردن دفاع مستقیم
defenses U دفاع کردن استحکامات
defence U دفاع کردن استحکامات
parried U سد کردن دفاع مستقیم
parries U سد کردن دفاع مستقیم
parry U سد کردن دفاع مستقیم
speak out <idiom> U دفاع کردن از چیزی
assert oneself U از حق خود دفاع کردن
breast U باسینه دفاع کردن
champions U مبارزه دفاع کردن از
defense U دفاع کردن استحکامات
championing U مبارزه دفاع کردن از
championed U مبارزه دفاع کردن از
champion U مبارزه دفاع کردن از
breasts U باسینه دفاع کردن
eot geo reo U باز کردن دفاع ضربدری
detachment parry U دفاع با دور کردن شمشیرحریف
mayhen U ازوسیله دفاع محروم کردن
bield U شجاع شدن دفاع کردن
in d. from U درمقابل
in contrast with U درمقابل
on the other hand <idiom> U درمقابل
cut it with a knife U درمقابل
alternatively <adv.> U درمقابل
against U درمقابل
otherwise <adv.> U درمقابل
on the other side <adv.> U درمقابل
by the same token <adv.> U درمقابل
at the same time [on the other hand] <adv.> U درمقابل
apart from that <adv.> U درمقابل
on the other hand <adv.> U درمقابل
to act in self-defence U دفاع از خود اقدام [حرکت] کردن
gainst U برعلیه درمقابل
for U درمقابل برله
against payment U درمقابل وجه
redundancy U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
to vindicate a religion U دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
redundancies U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
in security for U یعنوان وثیقه درمقابل
little frog in a big pond <idiom> U قطرهای درمقابل دریا
vis a vis U شخص روبرو درمقابل
vis-a-vis U شخص روبرو درمقابل
thermistor U الت مقاوم درمقابل برق
v U مخفف versus به معنی درمقابل
thermolabile U بی ثبات یا ناپایدار درمقابل حرارت
earthquake proof foundation U غیر مقاوم درمقابل زلزله
defendants U مقاوم درمقابل زور و فشار
defendant U مقاوم درمقابل زور و فشار
one on one U دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense U دفاع وزارت دفاع
vindicate U دفاع کردن از محقق کردن
vindicated U دفاع کردن از محقق کردن
vindicates U دفاع کردن از محقق کردن
vindicating U دفاع کردن از محقق کردن
It sinds into insignificance beside his invention . U این درمقابل اختراع اوهیچ است
blocking U سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
buck fever U هیجان شکارچی تازه کار درمقابل شکار
counterpose U درمقابل یکدیگر قرار دادن متقابل ساختن
self defense U دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
d/a U acceptance documentagainst تحویل اسناد درمقابل قبولی نویسی
bank protection U حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
robustness U قدرت پوشش یک سیستم وتوانایی آن درمقابل ضربه وافتادن
best ball U بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
stiffest U مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffer U مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiff U مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
private decument U درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
knee brace U پشت بندی که جهت مقاومت ساختمان درمقابل فشار ناشی از بادبسته میشود
parliamentarism U سیستمی که در ان قوه مجریه درمقابل پارلمان جوابگو ومسئول اعمال خود باشد
creditor's bill U رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
to pay against receipt U در برابر رسید پرداختن درمقابل رسید دادن
armor protection U حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
white hope U بوکسور سفیدپوست درمقابل بوکسور سیاه پوست
briefed U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
thermal stress U ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
defenses U دفاع
apologias U دفاع
answer U دفاع
answered U دفاع
vindication U دفاع
apologia U دفاع
uncovered U بی دفاع
defend U دفاع
answering U دفاع
parrying U دفاع
defended U دفاع
parry U دفاع
pleading U دفاع
parries U دفاع
parried U دفاع
one man block U تک دفاع
tae U دفاع با پا
defends U دفاع
advocation U دفاع
answers U دفاع
defence U دفاع
defending U دفاع
blocked U دفاع
czech defence U دفاع چک
block U دفاع
munition U دفاع
fencing U دفاع
advocacy U دفاع
defense U دفاع
blocks U دفاع
stand U دفاع مداوم
defendants U دفاع کننده
department of defense U وزارت دفاع
special plea U دفاع خاص
position defense U دفاع موضعی
three man block U دفاع سه نفره
polish defence U دفاع لهستانی
plea of accused U دفاع متهم
offensive block U دفاع تهاجمی
defendant U دفاع کننده
active defense U دفاع عامل
pirc defence U دفاع پیرک
position defense U دفاع یا پدافندثابت
open U خط بازبی دفاع
dog U دفاع بسته
catenaccio U دفاع بتونی
indefensibility U دفاع ناپذیری
soto uke U دفاع از خارج
open U بی دفاع واریز نش
fullback U دفاع پوششی
dogging U دفاع بسته
opened U خط بازبی دفاع
dogs U دفاع بسته
opened U بی دفاع واریز نش
opens U خط بازبی دفاع
opens U بی دفاع واریز نش
backfield U دفاع نفوذی
zone defence U دفاع منطقهای
age ake U دفاع بالارونده
tenability U دفاع پذیری
defensive U منطقه دفاع
alekhine's defence U دفاع الخین
vindicative U دفاع کننده
fencible U قابل دفاع
war department U وزارت دفاع
juji uke U دفاع ضربدری
deliberate defense U دفاع بافرصت
yogoslav defence U دفاع یوگوسلاو
penetrate U نفوذ در دفاع
penetrated U نفوذ در دفاع
the right of self-defence U حق دفاع از خود
daylight U نفوذ در دفاع
penetrates U نفوذ در دفاع
parry of debate U دفاع درمنافره
yogoslav defence U دفاع پیرک
janisch defence U دفاع شلیمان
summetrical defence U دفاع متقارن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com