English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 273 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
answer U دفاع کردن
answered U دفاع کردن
answering U دفاع کردن
answers U دفاع کردن
fend U دفاع کردن
defend U دفاع کردن
defended U دفاع کردن
defending U دفاع کردن
defends U دفاع کردن
advocate U دفاع کردن
advocated U دفاع کردن
advocates U دفاع کردن
advocating U دفاع کردن
plead U دفاع کردن
pleaded U دفاع کردن
pleads U دفاع کردن
buckler U دفاع کردن
deraign U دفاع کردن
implead U دفاع کردن
makki U دفاع کردن
say a good word for U دفاع کردن
to make a d. U دفاع کردن
ward off U دفاع کردن
to defend [from] U دفاع کردن [از]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
redundancies U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
blocking U سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
breast U باسینه دفاع کردن
breasts U باسینه دفاع کردن
defend U دفاع کردن از
defended U دفاع کردن از
defending U دفاع کردن از
defends U دفاع کردن از
defence U دفاع کردن استحکامات
defenses U دفاع کردن استحکامات
parried U سد کردن دفاع مستقیم
parries U سد کردن دفاع مستقیم
parry U سد کردن دفاع مستقیم
parrying U سد کردن دفاع مستقیم
champion U مبارزه دفاع کردن از
championed U مبارزه دفاع کردن از
championing U مبارزه دفاع کردن از
champions U مبارزه دفاع کردن از
assert U دفاع کردن از
asserted U دفاع کردن از
asserting U دفاع کردن از
asserts U دفاع کردن از
brief U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
vindicate U دفاع کردن از محقق کردن
vindicated U دفاع کردن از محقق کردن
vindicates U دفاع کردن از محقق کردن
vindicating U دفاع کردن از محقق کردن
bay U دفاع کردن درمقابل
bayed U دفاع کردن درمقابل
baying U دفاع کردن درمقابل
bays U دفاع کردن درمقابل
assert oneself U از حق خود دفاع کردن
bield U شجاع شدن دفاع کردن
defense U دفاع کردن استحکامات
detachment parry U دفاع با دور کردن شمشیرحریف
eot geo reo U باز کردن دفاع ضربدری
mayhen U ازوسیله دفاع محروم کردن
propugn U دفاع کردن از
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
to keep at bay U دفاع کردن درمقابل
to stick up for U دفاع کردن از
to vindicate a religion U دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
speak out <idiom> U دفاع کردن از چیزی
to defend oneself [against] U از خود دفاع کردن [درمقابل]
to act in self-defence U دفاع از خود اقدام [حرکت] کردن
Other Matches
samisch variation U واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
russian defence U دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence U دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
one on one U دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense U دفاع وزارت دفاع
self defense U دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
uncovered U بی دفاع
answering U دفاع
advocation U دفاع
parrying U دفاع
parry U دفاع
answered U دفاع
vindication U دفاع
answer U دفاع
munition U دفاع
parried U دفاع
one man block U تک دفاع
parries U دفاع
answers U دفاع
defend U دفاع
defenses U دفاع
defended U دفاع
defending U دفاع
defends U دفاع
pleading U دفاع
advocacy U دفاع
defence U دفاع
czech defence U دفاع چک
fencing U دفاع
apologia U دفاع
tae U دفاع با پا
block U دفاع
defense U دفاع
blocked U دفاع
blocks U دفاع
apologias U دفاع
daylight U نفوذ در دفاع
hasty defense U دفاع تعجیلی
penetrates U نفوذ در دفاع
backfield U دفاع نفوذی
d. armour U اسلحه دفاع
internal defense U دفاع داخلی
defendants U دفاع کننده
untenable U غیرقابل دفاع
in self defence U برای دفاع
penetrate U نفوذ در دفاع
national defense U دفاع ملی
indefensibility U دفاع ناپذیری
penetrated U نفوذ در دفاع
yogoslav defence U دفاع یوگوسلاو
zone defence U دفاع منطقهای
ball hawking U دفاع خوب
benoni defence U دفاع بنونی
damiano's defence U دفاع دامیانو
yogoslav defence U دفاع پیرک
defendant U دفاع کننده
closed variation U دفاع تاراش
opens U بی دفاع واریز نش
opens U خط بازبی دفاع
opened U بی دفاع واریز نش
opened U خط بازبی دفاع
open U بی دفاع واریز نش
open U خط بازبی دفاع
dory defence U دفاع دوری
double guard U دفاع با دو دست
dog U دفاع بسته
dogging U دفاع بسته
dutch attack U دفاع برد
ego defence U دفاع خود
department of defense U وزارت دفاع
deliberate defense U دفاع بافرصت
defensive board U دفاع سبد
the right of self-defence U حق دفاع از خود
zones U دفاع منطقهای
dogs U دفاع بسته
zone U دفاع منطقهای
catenaccio U دفاع بتونی
fullback U دفاع پوششی
fencible U قابل دفاع
extended defense U دفاع گسترده
classical variation U دفاع ارتدوکس
defense in depth U دفاع در عمق
defense in place U دفاع در محل
composite defense U دفاع مرکب
nagashi uke U دفاع پرسی
war department U وزارت دفاع
pillsbury defence U دفاع پیلزبری
pirc defence U دفاع پیرک
plea of accused U دفاع متهم
position defense U دفاع موضعی
position defense U دفاع یا پدافندثابت
tenability U دفاع پذیری
pierce the block U شکافتن دفاع
three man block U دفاع سه نفره
philidor's defence U دفاع فیلیدور
coverage U دفاع پوششی
openings U شکافتن دفاع
national defence U دفاع ملی
offensive block U دفاع تهاجمی
parry of debate U دفاع درمنافره
opening U شکافتن دفاع
stand U دفاع مداوم
polish defence U دفاع لهستانی
perceptual defense U دفاع ادراکی
vindicative U دفاع کننده
semi circular parry U دفاع نیمدایره
defensive U منطقه دفاع
sham plea U دفاع ناموجه
sham plea U دفاع پوچ
simple parry U دفاع ساده
indefensible U غیرقابل دفاع
two knights' defence U دفاع دو اسب
soto uke U دفاع از خارج
two man block U دفاع دونفره
uchi uke U دفاع از داخل
self protection U دفاع از نفس
self defence U دفاع مشروع
secretary of defense U وزیر دفاع
replication U رونوشت دفاع
self-defence U دفاع از خود
right of self defence U حق دفاع مشروع
right of self preservation U حق دفاع از خود
robatsch defence U دفاع روباتش
russian defence U دفاع روسی
summetrical defence U دفاع متقارن
scandinavian defence U دفاع اسکاندیناویایی
secretary of defence U وزیر دفاع
secretary of state for defence U وزیر دفاع
special plea U دفاع خاص
defensible U دفاع پذیر
morote uke U دفاع دوتایی
defensible U دفاع کردنی
meran defence U دفاع مران
mikazuki uke ushiro geri U دفاع هلالی
kake uke U دفاع قلابی
active defense U دفاع عامل
anti menchanized defense U دفاع ضدمکانیزه
kwon U دفاع با دست
age ake U دفاع بالارونده
legitimate defence U دفاع مشروع
morote uke U دفاع با دست
alekhine's defence U دفاع الخین
janisch defence U دفاع شلیمان
juji uke U دفاع ضربدری
defensible U قابل دفاع
janisch defence U دفاع یانیش
achi komi U دفاع فشاری
passive U دفاع بدون تیراندازی
bridgehead U دفاع ازقسمت عقب پل
bridgeheads U دفاع ازقسمت عقب پل
sicilian defence U دفاع سیسیلی شطرنج
vindicatory U مربوط به دفاع و حمایت
tchigorin indian U دفاع هندی چیگورین
queen's fianchetto defence U دفاع فیانکتوی وزیر
grunfeld's defence U دفاع گرونفلد شطرنج
line backing U دفاع پشت خط تجمع
all around defense U دفاع دورتا دور
joke opening U دفاع مدرن شطرنج
sitting duck U هدف بی دفاع واسان
indian defence U دفاع هندی شطرنج
back checker U بازگشته برای دفاع
two-way U موفق در حمله و دفاع
spike over the block U ابشار از بالای دفاع
indefensibly U بطور دفاع ناپذیر
kake uke U دفاع قلاب وار
se defedendo U در حین دفاع از خود
scandinavian defence U دفاع متقابل مرکزی
defense U دفاع توپزن از میله ها
kevitz trajkovic defence U دفاع کویتس- تراکوویچ
surface mission U ماموریت دفاع زمینی
apologetically U از راه پوزش یا دفاع
passives U دفاع بدون تیراندازی
muniment U وسیله دفاع لوازم
cheats U موضعگیری برای دفاع
geitja makki U دفاع دوبله بحالت
centre counter defence U دفاع متقابل مرکزی
drop the ball behind the block U جاخالی پشت دفاع
cheated U موضعگیری برای دفاع
cheat U موضعگیری برای دفاع
passive defense U دفاع غیر عامل
pale U حصار دفاعی دفاع
paler U حصار دفاعی دفاع
palest U حصار دفاعی دفاع
french defence U دفاع فرانسوی شطرنج
national defense U دفاع در سطح ملی
civil defense U دفاع غیر نظامی
presses U فشار روی دفاع
fegatello U فگاتلو در دفاع دواسب
press U فشار روی دفاع
block U دفاع در مقابل ابشار
petrov U دفاع پتروف یا روسی
blocked U دفاع در مقابل ابشار
pillsbury defence U دفاع کمبریج اسپرینگز
hold one's own (in an argument) <idiom> U دفاع از موقعیت خود
cover point U عضو دفاع نزدیک
modern defence U دفاع مدرن شطرنج
caro kann defence U دفاع کارو- کان
blocks U دفاع در مقابل ابشار
classical bononi defence U دفاع بنونی کلاسیک
moon doung makki U نوعی دفاع تکواندو
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com