Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
detachment parry
U
دفاع با دور کردن شمشیرحریف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
counter disengagement
U
حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
samisch variation
U
واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
schleman defence
U
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence
U
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
defending
U
دفاع کردن
defending
U
دفاع کردن از
advocate
U
دفاع کردن
defended
U
دفاع کردن
defended
U
دفاع کردن از
defend
U
دفاع کردن
defend
U
دفاع کردن از
defends
U
دفاع کردن از
defends
U
دفاع کردن
implead
U
دفاع کردن
to make a d.
U
دفاع کردن
plead
U
دفاع کردن
pleaded
U
دفاع کردن
pleads
U
دفاع کردن
propugn
U
دفاع کردن از
buckler
U
دفاع کردن
asserts
U
دفاع کردن از
makki
U
دفاع کردن
asserting
U
دفاع کردن از
asserted
U
دفاع کردن از
assert
U
دفاع کردن از
fend
U
دفاع کردن
to stick up for
U
دفاع کردن از
answered
U
دفاع کردن
answer
U
دفاع کردن
answers
U
دفاع کردن
ward off
U
دفاع کردن
deraign
U
دفاع کردن
to defend
[from]
U
دفاع کردن
[از]
advocated
U
دفاع کردن
answering
U
دفاع کردن
advocates
U
دفاع کردن
advocating
U
دفاع کردن
say a good word for
U
دفاع کردن
defense
U
دفاع کردن استحکامات
champions
U
مبارزه دفاع کردن از
to keep at bay
U
دفاع کردن درمقابل
defenses
U
دفاع کردن استحکامات
parried
U
سد کردن دفاع مستقیم
parrying
U
سد کردن دفاع مستقیم
parry
U
سد کردن دفاع مستقیم
assert oneself
U
از حق خود دفاع کردن
speak out
<idiom>
U
دفاع کردن از چیزی
parries
U
سد کردن دفاع مستقیم
championing
U
مبارزه دفاع کردن از
championed
U
مبارزه دفاع کردن از
bay
U
دفاع کردن درمقابل
champion
U
مبارزه دفاع کردن از
bayed
U
دفاع کردن درمقابل
bays
U
دفاع کردن درمقابل
baying
U
دفاع کردن درمقابل
breast
U
باسینه دفاع کردن
breasts
U
باسینه دفاع کردن
defence
U
دفاع کردن استحکامات
bield
U
شجاع شدن دفاع کردن
mayhen
U
ازوسیله دفاع محروم کردن
eot geo reo
U
باز کردن دفاع ضربدری
to defend oneself
[against]
U
از خود دفاع کردن
[درمقابل]
to act in self-defence
U
دفاع از خود اقدام
[حرکت]
کردن
redundancy
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancies
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
to vindicate a religion
U
دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
one on one
U
دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense
U
دفاع وزارت دفاع
vindicating
U
دفاع کردن از محقق کردن
vindicated
U
دفاع کردن از محقق کردن
vindicates
U
دفاع کردن از محقق کردن
vindicate
U
دفاع کردن از محقق کردن
blocking
U
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
self defense
U
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
briefest
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
answer
U
دفاع
defends
U
دفاع
defence
U
دفاع
munition
U
دفاع
defending
U
دفاع
apologia
U
دفاع
czech defence
U
دفاع چک
apologias
U
دفاع
answering
U
دفاع
blocked
U
دفاع
pleading
U
دفاع
tae
U
دفاع با پا
blocks
U
دفاع
answered
U
دفاع
defend
U
دفاع
answers
U
دفاع
defended
U
دفاع
defense
U
دفاع
advocation
U
دفاع
fencing
U
دفاع
parries
U
دفاع
parry
U
دفاع
parrying
U
دفاع
uncovered
U
بی دفاع
vindication
U
دفاع
block
U
دفاع
parried
U
دفاع
one man block
U
تک دفاع
advocacy
U
دفاع
defenses
U
دفاع
defensive board
U
دفاع سبد
defense in place
U
دفاع در محل
soto uke
U
دفاع از خارج
special plea
U
دفاع خاص
dory defence
U
دفاع دوری
double guard
U
دفاع با دو دست
dutch attack
U
دفاع برد
active defense
U
دفاع عامل
department of defense
U
وزارت دفاع
deliberate defense
U
دفاع بافرصت
internal defense
U
دفاع داخلی
ego defence
U
دفاع خود
penetrate
U
نفوذ در دفاع
extended defense
U
دفاع گسترده
janisch defence
U
دفاع یانیش
hasty defense
U
دفاع تعجیلی
opens
U
خط بازبی دفاع
yogoslav defence
U
دفاع یوگوسلاو
juji uke
U
دفاع ضربدری
yogoslav defence
U
دفاع پیرک
zone defence
U
دفاع منطقهای
opened
U
بی دفاع واریز نش
opened
U
خط بازبی دفاع
open
U
بی دفاع واریز نش
open
U
خط بازبی دفاع
untenable
U
غیرقابل دفاع
coverage
U
دفاع پوششی
stand
U
دفاع مداوم
in self defence
U
برای دفاع
kake uke
U
دفاع قلابی
war department
U
وزارت دفاع
fullback
U
دفاع پوششی
fencible
U
قابل دفاع
janisch defence
U
دفاع شلیمان
kwon
U
دفاع با دست
morote uke
U
دفاع دوتایی
penetrated
U
نفوذ در دفاع
penetrates
U
نفوذ در دفاع
daylight
U
نفوذ در دفاع
two knights' defence
U
دفاع دو اسب
two man block
U
دفاع دونفره
three man block
U
دفاع سه نفره
uchi uke
U
دفاع از داخل
tenability
U
دفاع پذیری
opens
U
بی دفاع واریز نش
vindicative
U
دفاع کننده
indefensibility
U
دفاع ناپذیری
classical variation
U
دفاع ارتدوکس
ball hawking
U
دفاع خوب
replication
U
رونوشت دفاع
national defence
U
دفاع ملی
achi komi
U
دفاع فشاری
right of self defence
U
حق دفاع مشروع
russian defence
U
دفاع روسی
damiano's defence
U
دفاع دامیانو
the right of self-defence
U
حق دفاع از خود
robatsch defence
U
دفاع روباتش
right of self preservation
U
حق دفاع از خود
catenaccio
U
دفاع بتونی
meran defence
U
دفاع مران
mikazuki uke ushiro geri
U
دفاع هلالی
age ake
U
دفاع بالارونده
perceptual defense
U
دفاع ادراکی
zones
U
دفاع منطقهای
zone
U
دفاع منطقهای
backfield
U
دفاع نفوذی
pierce the block
U
شکافتن دفاع
openings
U
شکافتن دفاع
opening
U
شکافتن دفاع
benoni defence
U
دفاع بنونی
pillsbury defence
U
دفاع پیلزبری
parry of debate
U
دفاع درمنافره
position defense
U
دفاع یا پدافندثابت
position defense
U
دفاع موضعی
self-defence
U
دفاع از خود
polish defence
U
دفاع لهستانی
plea of accused
U
دفاع متهم
alekhine's defence
U
دفاع الخین
pirc defence
U
دفاع پیرک
anti menchanized defense
U
دفاع ضدمکانیزه
philidor's defence
U
دفاع فیلیدور
offensive block
U
دفاع تهاجمی
defensible
U
دفاع پذیر
secretary of defense
U
وزیر دفاع
defensive
U
منطقه دفاع
indefensible
U
غیرقابل دفاع
self defence
U
دفاع مشروع
self protection
U
دفاع از نفس
semi circular parry
U
دفاع نیمدایره
dogging
U
دفاع بسته
d. armour
U
اسلحه دفاع
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com