Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
absolute system of electrical units
دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
absolute electrical units
U
واحدهای الکتریکی مطلق
absolute system of units
U
دستگاه احاد مطلق
electric apparatus
U
دستگاه الکتریکی
instrument for absolute measurement
U
دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
detachments
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
electroencephalograph
U
دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز بوسیله برق
cybernetics
U
مطالعه ومقایسه بین دستگاه عصبی خودکارکه مرکب ازمغز واعصاب میباشدبادستگاه الکتریکی ومکانیکی فرمانشناسی
room circuit
U
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
zeroed out
U
ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
magnetic tapes
U
موتور و دستگاه چرخان که به سیگنالهای الکتریکی امکان ضبط روی نوار مغناطیسی یا چرخش روی آن می دهند
magnetic tape
U
موتور و دستگاه چرخان که به سیگنالهای الکتریکی امکان ضبط روی نوار مغناطیسی یا چرخش روی آن می دهند
cyclotron
U
دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
tenant
U
یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
tenants
U
یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
force augmentation
U
تقویت یکان اضافه کردن به نیروی یکان
visit of courtesy
U
بازدیدرسمی دوستانه فرمانده یک یکان از یکان دیگر
subactivity
U
یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
detail
U
شرح مفصل یکان بقیه یکان
parent
U
یکان سازمانی یکان مادر یا اصلی
designations
U
عنوان یکان یاشخص معرف یکان
line replacement
U
یکان تعویض کننده یکان جبهه
combat arms
U
یکان رزمی یکان درگیر در رزم
detailing
U
شرح مفصل یکان بقیه یکان
designation
U
عنوان یکان یاشخص معرف یکان
transfer processing
U
امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
tactical element
U
یکان رزمی یکان تاکتیکی
unit mill
U
سوخت استحقاقی یکان به حسب خودروهای موجودسوخت مصرفی خودروهای یکان در یک ستون
absolute volue
U
مقدار مطلق قدر مطلق
electrostatic
U
ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU
U
مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
shadower
U
یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
scans
U
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scanned
U
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scan
U
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
command information program
U
برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
performance standard
U
معیارهای عملکرد معیارهای اجرای کار یاعملکرد یکان یا دستگاه معیارهای اجرای کار
readiness condition
U
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
beachmaster's unit
U
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
electrical and otherwise
U
الکتریکی و غیر الکتریکی
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
aeromedical unit
U
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
casualty staging unit
U
یکان بارگیری بیماران وزخمیها درهواپیما یکان بارگیری بیماران
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
division slice
U
یکان استاندارد لشگری یکان لشگری
cellular unit
U
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
guiden
U
پرچم یکان پرچم نماینده یکان
staging unit
U
یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
gas electric generating set
U
مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer
U
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
unit
U
یکان
formation
U
یکان
singly
U
یکان یکان
units
U
یکان
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
absolutes
U
مطلق
abstract
U
مطلق
positive
U
مطلق
abstracting
U
مطلق
implicit
U
مطلق
inalienable
<adj.>
U
مطلق
unconditional
U
مطلق
abstracts
U
مطلق
indispensable
<adj.>
U
مطلق
absolute
<adj.>
U
مطلق
categoric
U
مطلق
totals
U
مطلق
unrestrained
U
مطلق
total
U
مطلق
sovereigns
U
مطلق
sovereign
U
مطلق
arbitrary
U
مطلق
downright
U
مطلق
totalling
U
مطلق
magisterial
U
مطلق
totaled
U
مطلق
totaling
U
مطلق
totalled
U
مطلق
autocratic
U
مطلق
absolute
U
مطلق
freeing
U
مطلق
sheer
U
مطلق
slick
U
مطلق
categorical
U
مطلق
starkly
U
مطلق
starkest
U
مطلق
starker
U
مطلق
stark
U
مطلق
slickest
U
مطلق
utters
U
مطلق
pure
U
مطلق
purer
U
مطلق
frees
U
مطلق
uttered
U
مطلق
thetic
U
مطلق
thetical
U
مطلق
freed
U
مطلق
free
U
مطلق
utter
U
مطلق
alodial
U
مطلق
thorough going
U
مطلق
purest
U
مطلق
inconditionate
U
مطلق
allodial
U
مطلق
inevitable
<adj.>
U
مطلق
unalienable
<adj.>
U
مطلق
unalterable
<adj.>
U
مطلق
separate
U
یکان مستقل
organizations
U
یکان قسمت
organization
U
یکان قسمت
organisations
U
یکان قسمت
sergeants
U
سرگروهبان یکان
designator code
U
کد تشخیص یکان
exempted station
U
یکان مخصوص
beach organization
U
یکان ساحلی
organization chart
U
نمودارسازمان یکان
separated
U
یکان مستقل
separates
U
یکان مستقل
designations
U
اسم یکان
paratroop
U
یکان چترباز
tactical command
U
یکان تاکتیکی
trains
U
عقبه یکان
trains
U
بنه یکان
trained
U
عقبه یکان
trained
U
بنه یکان
train
U
بنه یکان
train
U
عقبه یکان
serviced
U
قسمت یکان
service
U
قسمت یکان
stragglers
U
دورافتاده از یکان
active
U
یکان کادر
presence
U
فرستی در یکان
motor unit
U
یکان موتوری
installation type
U
نوع یکان
naval activity
U
یکان دریایی
parent
U
یکان لاحق
base unit
U
یکان پایگاهی
composite
U
یکان مرکب
identification code
U
کدشناسایی یکان
composite
U
یکان مختلط
mechanized
U
یکان مکانیزه
support command
U
یکان پشتیبانی
mixed
U
یکان مختلط
muster book
U
دفتروقایع یکان
base unit
U
یکان مبنا
cavalry unit
U
یکان سوارزرهی
stragglers
U
گم شده از یکان
parent
U
یکان اولیه
fire unit
U
یکان اتش
straggler
U
دورافتاده از یکان
straggler
U
گم شده از یکان
activity
U
قسمت یکان
detached unit
U
یکان مامورشده
intercommand
U
بین یکان
force basis
U
مبنای یکان
activities
U
قسمت یکان
first seargeant
U
سرگروهبان یکان
designation
U
اسم یکان
pertinent
U
یکان لاحق
organic
U
یکان سازمانی
frontalier
U
یکان مرزی
single unit
U
یکان مستقل
combat , echelon
U
یکان رزمی
air command
U
یکان هوایی
composite unit
U
یکان مختلط
troop basis
U
مبنای یکان
combined command
U
یکان مرکب
troop unit
U
یکان صنفی
strangle
U
دورافتادن از یکان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com