English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
duplex fixed bed miller U دستگاه فرز دوبل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
double angle milling cutter U دستگاه فرز زاویه دوبل
double four spindle machine U دستگاه چهار هرزگردی دوبل
double frame hobbing machine U دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
double three spindle machine U دستگاه سه هرزگردی دوبل
double two high rolling mill U دستگاه نورد مضاعف دوبل
Other Matches
double squirrel cage motor U موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
duple U دوبل
double-checks U کیش دوبل
doubles U بازی دوبل
double diode U دیود دوبل
dual tire U لاستیک دوبل
double u butt joint U اتصال لب به لب یو دوبل
twin conductor U هادی دوبل
push and pull lever U اهرم دوبل
double acting fuse U فیوز دوبل
double amplitude U دامنه دوبل
fours U مسابقه دوبل
double belt U تسمه دوبل
double bottoms U ناو کف دوبل
twin lever U اهرم دوبل
double-checking U کیش دوبل
double entry bookkeeping U حسابداری دوبل
double U بازی دوبل
double seam U درز دوبل
double refraction U انکسار دوبل
double refraction U شکست دوبل
double knot U گره دوبل
dual capacitor U خازن دوبل
doubled up U بازی دوبل
double check U کیش دوبل
double integral U انتگرال دوبل
double-check U کیش دوبل
doubled U بازی دوبل
double u butt weld U جوش لب به لب یو دوبل
double frequency U فرکانس دوبل
double-checked U کیش دوبل
double vee guide U راهنمای وی دوبل
polyphase earth U اتصال زمین دوبل
dual crank U میل لنگ دوبل
double accumulator switch U کلید انباره دوبل
double dribble U خطای دوبل در بسکتبال
double earth fault U اتصال زمین دوبل
indenture U دوبل کردن قرارداد
double bank radial engine U موتور ستارهای دوبل
double entry U سیستم دفترداری دوبل
double flanged butt joint U اتصال لب به لب- لبه دوبل
double tandem engine U موتور سری دوبل
double i butt weld U جوش درزی ای دوبل
double integration method U روش انتگرال دوبل
double knee U لوله زانویی دوبل
double delta connection U اتصال مثلث دوبل
double flanged seam U درز- لبه دوبل
double rotor motor U موتور با رتور دوبل
double track railway bridge U پل راه اهن باسکوی دوبل
double thrust ball bearing U بلبرینگ با فشار محوری دوبل
double multiple disc clutch U کلاج چند صفحه- دوبل
double keyway broach U مته دستی با جا خار دوبل
double helical gear U چرخ دندانه مارپیچی دوبل
double thrust bearing U یاطاقان با فشار محوری دوبل
adjustable double endwrench آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
double squirrel cage U موتور با رتور قفس سنجابی دوبل
double accentric press U پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
synchro U دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph U دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin U دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
double base diode U دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
duplex operation U کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
service line U خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
up and back U بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
transponder U فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
credit U ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting U ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited U ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credits U ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
quad density U تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator U دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor U دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
facsimile recorder U دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
alleys U حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alley U حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways U حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
peripheral device U دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer U مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
performance factor U ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
cold swaging machine U دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
rheostat U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide U دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
plate milling stand U مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer U دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device U وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator U دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units U دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit U دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer U دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine U دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
duodide U دیود مضاعف دیود دوبل
two cell accumulator U اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
direct access storage device U اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder U علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
intercept receiver U دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
column grinder U دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
insulation testing apparatus U دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
survey meter U دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
laser linescan U دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
telephone repeater U دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
bight U حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
preset vector U دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism U دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant U زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument U دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
organ system U دستگاه
plants U دستگاه
system U دستگاه
devices U دستگاه
units U دستگاه
plant U دستگاه
appurtenance U دستگاه
teams U یک دستگاه
team U یک دستگاه
systems U دستگاه
apparatus U دستگاه
sets U دستگاه
appliance U دستگاه
appliances U دستگاه
utensils U دستگاه
utensil U دستگاه
device U دستگاه
nervous system U دستگاه پی
setting up U دستگاه
device code U کد دستگاه
nervous systems U دستگاه پی
instrument U دستگاه
set U دستگاه
mechanisms U دستگاه
installation U دستگاه
machines U دستگاه
machine U دستگاه
machined U دستگاه
unit U یک دستگاه
installations U دستگاه
mechanism U دستگاه
equipment U دستگاه
units U یک دستگاه
unit U دستگاه
rhombohedral system U دستگاه لوزوجهی
absorption apparatus U دستگاه جذب
printer machine U دستگاه چاپ
nervous system U دستگاه عصبی
active device U دستگاه فعال
shock inducer U دستگاه ضربه زن
sequential device U دستگاه ترتیبی
automatic U دستگاه خودکار
polyphase system U دستگاه چندفاز
automatics U دستگاه خودکار
retorts U دستگاه تقطیر
separator U دستگاه تجزیه
leverage U دستگاه اهرمی
power saw U دستگاه اره
abrasive cutting machine U دستگاه برش
appendage U دستگاه فرعی
radio set U دستگاه رادیو
apparatus U الت دستگاه
respiratory system U دستگاه تنفسی
robots U دستگاه خودکار
robot U دستگاه خودکار
appendages U دستگاه فرعی
reference frame U دستگاه مقایسهای
retort U دستگاه تقطیر
devices U شعار دستگاه
recording instrument U دستگاه ضبط
recording instrument U دستگاه ثبات
receiving set U دستگاه گیرنده
gun U دستگاه تزریق
guns U دستگاه تزریق
recuperator U دستگاه عاید
rail cambering machine U دستگاه ریل خم کن
quantized system U دستگاه کوانتایی
power plant U دستگاه تولیدنیروی
power plants U دستگاه تولیدنیروی
safety device U دستگاه ضامن
fifth column U دستگاه جاسوسی
nervous systems U دستگاه عصبی
telegraph U دستگاه تلگراف
telegraphed U دستگاه تلگراف
telegraphing U دستگاه تلگراف
telegraphs U دستگاه تلگراف
abel closed tester U دستگاه ابل
prime mover U دستگاه محرک
prime movers U دستگاه محرک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com