English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
die casting machine U دستگاه ریخته گری حدیدهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pressure die casting machine U دستگاه ریخته گری حدیدهای فشاری
Other Matches
gravity die casting U ریخته گری حدیدهای ثقلی
pressure die casting U ریخته گری حدیدهای فشاری
die casting alloy U الیاژ ریخته گری حدیدهای
rate of die casting U سرعت ریخته گری حدیدهای
die casting process U فرایند ریخته گری حدیدهای
pressure die casting process U فرایند ریخته گری حدیدهای فشاری
die casting U ریختن فلزات تحت فشار ریخته گری حدیدهای
core molding machine U دستگاه ریخته گری هسته
pig casting machine U دستگاه ریخته گری شمش
centrifugal casting machine U دستگاه ریخته گری گریز ازمرکز
drop froge U اهنگری کردن حدیدهای اهنگری حدیدهای
die cast U ریختن حدیدهای
die pressed part U بخش فشرده حدیدهای
die burnishing U جلادهی یا پرداخت حدیدهای
die formed part U بخش قالبی حدیدهای
drop forging press U پرس اهنگری حدیدهای
die form U شکل دادن حدیدهای
die stamping U قالب گیری حدیدهای
die burnish U پرداخت کردن حدیدهای
die stamping press U پرس قالب گیری حدیدهای
mis run casting U ریخته گری ناقص ریخته گری نادرست
ladle crane U جراثقال پاتیل ریخته گری جراثقال چمچه ریخته گری
synchro U دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin U دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph U دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder U فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density U تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder U دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor U دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator U دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
metal founder U ریخته گر
foundry man U ریخته گر
besprent U ریخته
disorganized U در هم ریخته
foundered U ریخته گر
cast copper U مس ریخته گی
brass founder U ریخته گر
hot topping U ریخته گی
moulder U ریخته گر
foundering U ریخته گر
casting U ریخته گی
founders U ریخته گر
caster U ریخته گر
founder U ریخته گر
sheet asphalt U اسفالت ریخته
found U ریخته گری
casting U ریخته گری
founding U ریخته گری
group casting U ریخته گری
founds U ریخته گری
foundries U ریخته گری
iron foundry U ریخته گی اهن
investment foundry U ریخته گی بسته
foundry U ریخته گری
investment castings U ریخته گی بسته
precast U پیش ریخته
wild and woolly U درهم ریخته
chuted concrete U بتن ریخته گی
skinned U پوسته ریخته گی
cast glass U شیشه ریخته گی
skin U پوسته ریخته گی
castellated nut U مهره ریخته گی
cast metal U فلز ریخته گی
skins U پوسته ریخته گی
cast steel U فولاد ریخته گی
skinning U پوسته ریخته گی
moulding U ریخته گری
molten U ریخته ریختگی
potted U در کوزه ریخته
casting U قطعه ریخته گی
cast concrete U بتن ریخته گی
cast crystal U بلور ریخته
peripheral device U دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer U مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
trumpet U قیف ریخته گری
trumpeted U قیف ریخته گری
ingot casting U ریخته گری شمش
group casting U ریخته گری گروهی
press casting U ریخته گری فشاری
mold U قالب ریخته گری
trumpeting U قیف ریخته گری
litter U زایمان ریخته وپاشیده
precision casting U ریخته گری دقیق
sand casting U ریخته گری ماسهای
shell casting U ریخته گری پوستهای
injection molding U ریخته گری تزریقی
loam castings U ریخته گری شنی
metal foundry U ریخته گری فلزات
olio U مخلوط چیزدرهم ریخته
mis run casting U ریخته گری غلط
chuted concrete U بتن ریخته شده
litters U زایمان ریخته وپاشیده
machinery castings U ریخته گری ماشینی
littering U زایمان ریخته وپاشیده
jakes U اشغال درهم ریخته
pouring cup U قاشق ریخته گری
tumultuous U شلوغ بهم ریخته
iron casting U ریخته گری اهن
investment castings process U فرایند ریخته گی بسته
littered U زایمان ریخته وپاشیده
investment castings U قطعات ریخته گی بسته
non ferrous casting U قطعه ریخته گی غیراهنی
metal casting U ریخته گری فلز
art casting U ریخته گری صنعتی
debris U اشغال روی هم ریخته
plaster cast U ریخته گری گچی
group teaming U ریخته گری گروهی
die mold U فرم ریخته گی تزریقی
plaster casts U ریخته گری گچی
forges U ریخته گری فلز
forge U ریخته گری فلز
transfer molding U ریخته گری انتقالی
pigs U اهن تازه ریخته
pigs U قالب ریخته گری
pig U اهن تازه ریخته
core sand U ماسه ریخته گری
compression molding U ریخته گری فشاری
bottom casting U قطعات ریخته گی بسته
bottom pure ladle U پاتیل ریخته گری
foundry ladle U پاتیل ریخته گری
molded U قالب ریخته گری
molds U قالب ریخته گری
mould U قالب ریخته گری
moulded U قالب ریخته گری
moulds U قالب ریخته گری
cast molding U قالبگیری ریخته گری
cast steel U فولاد ریخته گری
composite casting U ریخته گری مرکب
pig U قالب ریخته گری
direct casting U ریخته گری مستقیم
steel foundry U ریخته گری فولاد
ejecta U مواد بیرون ریخته
fusion casting U ریخته گری ذوبی
grey iron foundry U ریخته گری خاکستری
foundry sand U ماسه ی ریخته گری
eruptive rock U سنگ بیرون ریخته
foundry cupola U کوپول ریخته گری
down hill casting U ریخته گری مستقیم
foundry practice U تکنیک ریخته گری
foundry pit U چاله ریخته گری
foundry pit U جهنم ریخته گری
performance factor U ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
cold swaging machine U دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide U دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
rheostat U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
rheostatic U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
foundry pig iron U اهن خام ریخته گری
continous casting plant U تاسیسات ریخته گری دائمی
brass and bronze foundry U ریخته گری برنج و برنز
lost wax process U ریخته گری با مدلهای مومی
continous casting method U روش ریخته گری دائمی
steel casting foundry U ریخته گری پروفیل فولاد
dissarranged sentences test U ازمون جملههای درهم ریخته
pouring bay U کارگاه کوچک ریخته گری
hot mold centrifugal casting process U فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
slip casting U روش ریخته گری لغزشی
steel casting U پروفیل فولادی ریخته گری
pig bed U شن ویژه ریخته گری اهن
centrifugally cast pipe U لوله ریخته گی گریز از مرکز
group teaming plate U صفحه ریخته گری گروهی
mallable casting U ریخته گری چکش خوار
dry sand casting U ریخته گری ماسهای خشک
dissected sentences test U ازمون جملههای درهم ریخته
jetsam U کالاهای به دریا ریخته شده
diecasting U ریخته گری با قالب فلزی
direct chill casting U ریخته گری مستقیم تبریدی
littery U ریخته و پاشیده درهم برهم
top pour ladle U کفچه یا پاتیل ریخته گری
green concrete U بتن تازه ریخته شده
ingot casting car U واگن ریخته گری شمش
press cast process U فرایند ریخته گری فشاری
foundry furnace U بوته یا کوره ریخته گری
pressure casting U قطعه ریخته گری فشاری
potted U کوزه کرده ذدزفرف ریخته
He has collected what the other person. <proverb> U هر چه این ریخته او جمع کرده.
I am inundated with work. U هزار جور کارسرم ریخته
bullybeef U گوشت گاویکه درحلبی ریخته نگهدارند
overshot wheel U چرخی که اب از بالا ریخته انرا می گرداند
centrifugal casting U ریخته گری گریز از مرکز سانتریفوژ
die0casting die U حدیده ریخته گری تحت فشار
She had let her hair down . U موهایش را ریخته بود روی شانه اش
It was a mess . Everything was scattered all over the place. U همه چیز ریخته وپاشیده بود
mallable iron foundry U ریخته گری اهن چکش خوار
centrifugally cast concrete U بتن ریخته گی به روش گریزاز مرکز
centrifugal casting process U طریقه ریخته گری گریز از مرکز
centrifugal casting process U فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer U دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand U مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com