Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
insulation indicator
U
دستگاه ازمایش عایق بندی
insulation tester
U
دستگاه ازمایش عایق بندی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
insulation detector
U
دستگاه ازمایش عایق بندی اشکارساز ایزولاسیون
insulation testing apparatus
U
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
Other Matches
insulation test
U
ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
insulation
U
عایق کاری یا عایق بندی ایزولاسیون
test element
U
دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
insulation breakdown test
U
ازمایش شکست عایق
laggin
U
عایق بندی
insulation strength
U
استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
insulating brick
U
اجر عایق بندی
insulating asphalt
U
اسفالت عایق بندی
insulation resistance
U
مقاومت عایق بندی
insulation protection
U
حفافت عایق بندی
insulation voltage
U
ولتاژ عایق بندی
insulation fault
U
نقص عایق بندی
insulation defect
U
نقص عایق بندی
insulation loss
U
تلف عایق بندی
insulation class
U
کلاس عایق بندی
insulated cable
U
کابل عایق بندی شده
clothing
U
عایق بندی روکش کشیدن
winding insulation
U
عایق بندی سیم پیچی
insulation power factor
U
ضریب قدرت عایق بندی
insulation shielding
U
زره پوش کردن عایق بندی
tube tester
U
دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
test set
U
دستگاه ازمایش
tester
U
دستگاه ازمایش
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
spring tester
U
دستگاه ازمایش فنری
nozzle tester
U
دستگاه ازمایش نازل
magnet tester
U
دستگاه ازمایش اهنربا
vibratory testing machine
U
دستگاه ازمایش نوسان
test equipment
U
دستگاه ازمایش لامپ
hardness testing machine
U
دستگاه ازمایش سختی
integrate circuit tester
U
دستگاه ازمایش ای سی تستر ای سی
telescopic
U
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
fatigue testing machine
U
دستگاه ازمایش کننده خستگی
material testing machine
U
دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
high tension bridge equipment
U
دستگاه ازمایش فشار قوی
vicker's diamond hardness tester
U
دستگاه ازمایش تعیین سختی فلزات
tire gage
U
دستگاه ازمایش باد لاستیکهای اتومبیل
engineering test
U
ازمایش صحت کار دستگاه ازمایشات فنی
one-armed bandit
<idiom>
U
دستگاه شرط بندی
granulator
U
دستگاه دانه بندی
automatic forming machine
U
دستگاه قالب بندی خودکار
sieve analysis
U
تجزیه دانه خاک توسط الک ازمایش دانه بندی
insulator
U
عایق کننده روکش عایق
insulators
U
جسم عایق ماده عایق
insulators
U
عایق کننده روکش عایق
insulator
U
جسم عایق ماده عایق
insulated instrument transformer
U
ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
use testing
U
ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
tryout
U
ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
pilot method
U
عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
assays
U
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assay
U
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
flight test
U
ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
continous immersion test
U
ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
soil examination
U
بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
driver
U
یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
drivers
U
یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
service test
U
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
flight test
U
ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
creep test
U
ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
confident test
U
ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
environmental test
U
ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
evaluation rating
U
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
word warp
U
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
ratings
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
rating
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification
U
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pawl
U
عایق
insulators
U
عایق
insulator
U
عایق
drag chain
U
عایق
impediment
U
عایق
impediments
U
عایق
floor insulator
U
عایق کف
non conductor
U
عایق
cloggy
U
عایق
detent
U
عایق
dielectric
U
عایق
insulant
U
عایق
waterproofed
U
عایق اب
waterproof
U
عایق اب
waterproofs
U
عایق اب
insulation
U
عایق
packaging
U
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
insulated layer
U
لایه عایق
insulant
U
ماده عایق
insulated wire
U
سیم عایق
braking
U
عایق مانع
insulation testing apparatus
U
عایق سنج
wall insulator
U
عایق دیوار
brakes
U
عایق مانع
insulative
U
عایق کردن
non conducting
U
عایق گرما
non conducting
U
عایق برق
braked
U
عایق مانع
brake
U
عایق مانع
circular loom
U
نای عایق
adiabatic
U
عایق گرما
cleat
U
عایق انگلیسی
insulating material
U
جسم عایق
mica dielectric
U
عایق میکا
insulation board
U
صفحه عایق
insulating varnish
U
لعاب عایق
insulating material
U
مواد عایق
insulating material
U
ماده عایق
insulating compound
U
مواد عایق
insulating cement
U
سیمان عایق
insulating bushing
U
بوش عایق
insulated wall
U
دیواره عایق
fish paper
U
عایق کاغذی
insulated tongs
U
انبر عایق
insulated plier
U
انبر عایق
soundproof
U
عایق صدا
rachet
U
گیره عایق
insulation
U
عایق کاری
rainproof
U
عایق باران
battery insulator
U
عایق باتری
drag hook
U
قلاب عایق
sound insulation
U
عایق صدا
insulating
U
عایق کردن
dielectric isolation
U
جداسازی با عایق
insulate
U
عایق کردن
insulating
U
عایق سازی
obstruction
U
مانع عایق
electrical insulator
U
عایق الکتریکی
resistance
U
عایق مقاومت
insulates
U
عایق کردن
insulates
U
عایق سازی
insulated
U
عایق دار
obstructions
U
مانع عایق
slot insulation
U
عایق شیار
weatherproof
U
عایق هوا
insulation
U
عایق گذاری
ideal dielectric
U
عایق کامل
insulate
U
عایق سازی
defense classification
U
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
classifications
U
طبقه بندی رده بندی
classification
U
طبقه بندی رده بندی
lineament
U
طرح بندی صورت بندی
laggin
U
اب بندی کردن اب بندی ناوها
lineaments
U
طرح بندی صورت بندی
wording
U
جمله بندی کلمه بندی
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
downgrade
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade
U
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgraded
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
damper
U
عایق تعدیل کننده
form insulation
U
عایق کاری قالب
isolates
U
عایق دار کردن
weatherbeater
<adj.>
U
عایق رطوبتی، آب بند
isolate
U
عایق دار کردن
acoustic ceiling
سقف عایق پوش
insulation of concrete
U
عایق کاری بتن
flameproof
U
عایق شعله ضد اتش
acoustical sound enclosure
U
محفظه عایق صوتی
electrical insulation
U
عایق سازی الکتریکی
isolating
U
عایق دار کردن
insulated intermediate layer
U
لایه میانی عایق
utilidor
U
لوله عایق کننده
tightening material
U
مواد عایق کننده
to deafen a wall
U
عایق کردن دیوار
insulated cable
U
کابل عایق شده
insulated conductor
U
هادی عایق شده
to deaden a wall
U
عایق کردن دیوار
thermal insulation
U
عایق کاری گرمایشی
insulated conduit tube
U
لوله عایق شده
insulation fault
U
نقص عایق کاری
insulated gate field effect transistor
U
ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
insulated bearing
U
یاطاقان عایق شده
insulating
U
با عایق مجزا کردن
insulates
U
با عایق مجزا کردن
lead in insulator
U
عایق سیم انتن
heat insulation
U
عایق کاری حرارتی
insulate
U
با عایق مجزا کردن
mess kit
U
فرف عایق غذاخوری
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
bushing
U
عایق غلاف حیله گردان
insulation
U
روپوش کشی عایق کردن
ferroxcube
U
مواد مغناطیسی عایق غیرفلزی
dewar
U
محفظه عایق حرارتی با دوجداره
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com