English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
streaming tape drive U دستگاهی که یک کارتریج نوارپیوسته را نگهداری کردن واساسا" به عنوان پشتیبان گردانندههای دیسک سخت بکار می رود
Other Matches
corrective maintenance U نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
to park U پارک کردن [دستگاهی]
to work flawlessly U بطور بی عیب و نقص کار کردن [دستگاهی]
cartridge U کارتریج
cartridges U کارتریج
maintenance U تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
roller U دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
cannibalized U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalised U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
rollers U دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
cannibalising U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizes U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizing U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalises U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
tape cartridge U کارتریج نوار
emergency cartridge U کارتریج اضطراری
toner cartridge U کارتریج جوهر
cartridge font U فونت کارتریج
ribbon cartridge U کارتریج نوار
solid state cartridge U کارتریج حالت جامد
magnetic tape cartridge U کارتریج نوار مغناطیسی
solid state cartridge U کارتریج نیمه هادی
cartridge U ایبدن چاپگر در یک کارتریج بسته
cartridges U ایبدن چاپگر در یک کارتریج بسته
keep U نگهداری کردن
upkeep U نگهداری کردن
maintrain U نگهداری کردن
maintain U نگهداری کردن
tend U نگهداری کردن از
tending U نگهداری کردن از
tends U نگهداری کردن از
maintain U نگهداری کردن
manage U نگهداری کردن
safeguarded U نگهداری کردن
safeguarding U نگهداری کردن
safeguard U نگهداری کردن
safeguards U نگهداری کردن
to maintain a road U نگهداری کردن
tended U نگهداری کردن از
to maintain one's family U نگهداری کردن
keeps U نگهداری کردن
to take keep U نگهداری کردن
conserves U نگهداری کردن
support U نگهداری کردن
maintains U نگهداری کردن
conserve U نگهداری کردن
conserving U نگهداری کردن
maintained U نگهداری کردن
conserved U نگهداری کردن
mewed U دراصطبل نگهداری کردن
power of reservation U حق نگهداری وذخیره کردن
bestride U نگهداری ودفاع کردن از
to bear up U نا امیدنشدن نگهداری کردن
mew U دراصطبل نگهداری کردن
support U تایید کردن نگهداری
mewing U دراصطبل نگهداری کردن
cartridges U درایوی که یک دیسک یا نوار را در کارتریج به کار می گیرد
cartridge U درایوی که یک دیسک یا نوار را در کارتریج به کار می گیرد
carriage U کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
carriages U کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
patronized U نگهداری کردن مشتری شدن
patronises U نگهداری کردن مشتری شدن
patronizes U نگهداری کردن مشتری شدن
to have custody of U نگهداری یا امانت داری کردن از
patronised U نگهداری کردن مشتری شدن
patronize U نگهداری کردن مشتری شدن
hold at disposal U در اختیار دیگری نگهداری کردن
to safeguard [against] U نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
carry over <idiom> U برای بعد نگهداری کردن
lay up <idiom> U ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
keep in trust U به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
open U نوار مغناطیسی در نوردی که هنوز در کارتریج یا کاست بسته شده است
opened U نوار مغناطیسی در نوردی که هنوز در کارتریج یا کاست بسته شده است
opens U نوار مغناطیسی در نوردی که هنوز در کارتریج یا کاست بسته شده است
cryptocustodian U مسئول نگهداری یا کار کردن یا انهدام وسایل رمز
cartridge starter U سیستم استارت موتور اصلی که توسط کارتریج قابل شارژی کار میکند
protect U نیکداشت کردن نگهداری کردن
protecting U نیکداشت کردن نگهداری کردن
protects U نیکداشت کردن نگهداری کردن
ward U نگهداری کردن توجه کردن
minds U نگهداری کردن رسیدگی کردن به
mind U نگهداری کردن رسیدگی کردن به
wards U نگهداری کردن توجه کردن
minding U نگهداری کردن رسیدگی کردن به
rom U نرم افزار ذخیره شده در ROM روی کارتریج که به راحتی قابل نصب روی کامپیوتراست .
cartridge U کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
cartridges U کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
broken <adj.> U شکسته [دستگاهی]
built in aerial آنتن دستگاهی
instrumental analysis U تجزیه دستگاهی
ripper U دستگاهی که زمین را شیارمیزند
hook-up U اتصال [به دستگاهی الکتریکی]
presetting U تنظیم از قبل [دستگاهی]
mansions U عمارت چند دستگاهی
bitumen boiler U دستگاهی که با ان قیر رامیجوشانند
mansion U عمارت چند دستگاهی
reel U دستگاهی که اطراف آن نوار می چرخد
echo depth sounder U دستگاهی که عمق طنین را می سنجد
automation U کنترل و هدایت دستگاهی بطورخودکار
reeling U دستگاهی که اطراف آن نوار می چرخد
reels U دستگاهی که اطراف آن نوار می چرخد
bar bender U دستگاهی که میل گرد را خم میکند
reeled U دستگاهی که اطراف آن نوار می چرخد
excavators U دستگاهی که پی کنی یاخاکبرداری میکند
heliograph U دستگاهی که افتاب را اندازه میگیرد
mills U دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
mill U دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
excavator U دستگاهی که پی کنی یاخاکبرداری میکند
air compresser U دستگاهی که هوا را متراکم میکند
wind gauge U دستگاهی که سرعت باد را اندازه می گیرد
hydromatic U دستگاهی که بافشار روغن کار میکند
generator U دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
generators U دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
aeromotor U هرگونه دستگاهی که با جریان هواکار کند
coffee mills U دستگاهی که با آن دانههای قهوه را آرد میکنند
inquiry station U دستگاهی که از ان هر گونه درخواستی به عمل می اید
termograph U دستگاهی که حرارت روزانه را ثبت میکند
to put something into operation U دستگاهی [کارخانه ای] را راه انداختن [مهندسی]
to start up something U دستگاهی [کارخانه ای] را راه انداختن [مهندسی]
readers U هر دستگاهی که قابلیت رونویسی از یک وسیله ورودی را دارد
to fall over [computer, programme, ...] U [موقتا] کار نکردن [دستگاهی یا برنامه ای و غیره]
camera lucida U دستگاهی که تصویری رابزرگ کرده و منعکس می سازد
pantograph U دستگاهی که باان مقیاس یک نقشه را تغییرمی دهند
to crap out U خراب بودن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
to conk out U خراب بودن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
marigraph U دستگاهی که نوسانات جزر ومد را ثبت میکند
to conk out U کار نکردن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
bathometer U دستگاهی که برای تعیین عمق اب بکار میرود
reader U هر دستگاهی که قابلیت رونویسی از یک وسیله ورودی را دارد
to have packed up [British E] U کار نکردن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
to crap out U کار نکردن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
to have packed up [British E] U خراب بودن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
actinograph U دستگاهی که تغییرات نیروی اشعهء خورشید را ثبت میکند
reading wand U دستگاهی که نشان ها و کدهارا به صورت نوری درک میکند
blasting machine U دستگاهی که برای منفجرکردن سنگهای معدنی جهت استخراج انها
atomisers U دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
planimeter U دستگاهی که مساحت اشکال غیر هندسی رابا ان اندازه می گیرند
atomizers U دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
atomizer U دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
winches U پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
winching U پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
batcher U دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
winched U پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
winch U پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
checks U دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
checked U دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
demount U کنار گذاشتن یک رسانه ذخیره مغناطیسی از دستگاهی که روی ان نوشته و از ان می خواند
check U دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
con U در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
conned U در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
eerom U دستگاهی که به طور الکتریکی پاک شده و مجددا" برنامه ریزی می گردد
cons U در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
conning U در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
franking machine U دستگاهی که تاریخ و هزینه پست را روی کاغ چاپ میکند نقش تمبر
uart U Receiver UniversalAsynchronous Transmitter دستگاهی که دادههای موازی را به داده سری تبدیل میکند
Autocue U دستگاهی که مطالب را برای گوینده تلویزیون در حین اجرای برنامه نمایش میدهد
assembly line U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
computer output microfilm recorder U دستگاهی که خروجی کامپیوتررا روی فیلم حساس به نوربه شکل میکروسکوپی ضبط میکند
assembly lines U دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
deletion U روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
control buoy U بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
maintenance U نگهداری
holding U نگهداری
retention U نگهداری
internment U نگهداری
detention U نگهداری
landing, storage, delivery U نگهداری
keeping U نگهداری
custody U نگهداری
storage U نگهداری
retinue U نگهداری
upkeep U نگهداری
protection U نگهداری
detentions U نگهداری
sustention U نگهداری
sustentation U نگهداری
guardianship U نگهداری
sustenance U نگهداری
safe guard U نگهداری
safe keeping U نگهداری
conservation U نگهداری
preservation U نگهداری
guarding subsidy U حق نگهداری
retinues U نگهداری
detainer U نگهداری
combines U دستگاهی که داده را روی سطح رسانه ذخیره سازی مغناطیسی مثل فلاپی دیسک می خواند و می نویسد
combining U دستگاهی که داده را روی سطح رسانه ذخیره سازی مغناطیسی مثل فلاپی دیسک می خواند و می نویسد
combine U دستگاهی که داده را روی سطح رسانه ذخیره سازی مغناطیسی مثل فلاپی دیسک می خواند و می نویسد
tenure U نگهداری اشغال
record keeping U نگهداری سوابق
granfather file U نگهداری می شوند
restraint U نگهداری خودداری
program maintenance U نگهداری برنامه
holding time U زمان نگهداری
keep track of <idiom> U نگهداری یاداشت
preventive maintenance U نگهداری پیشگیرانه
holding capacity U فرفیت نگهداری
holding costs U مخارج نگهداری
preventive maintenance U نگهداری حفافتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com