English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 64 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
d. touch U دستکاری استادانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
antihandling fuze U ماسوره ضد دستکاری ماسوره غیر حساس به جابجا کردن و دستکاری
antidisturbance fuze U ماسوره ضد دستکاری ماسوره غیر حساس به دستکاری
ingeniously U استادانه
artful U استادانه
skillful Šetc U استادانه
proficiently U استادانه
masterly U استادانه
deft U استادانه
skilful U استادانه
skifully U استادانه
skilfully U استادانه
elaborately U استادانه
expertly U استادانه
handily U استادانه
scholastical U استادانه
scholastic U استادانه
mesterpiece U کار استادانه
elaborates U استادانه ساختن
workmanlike U استادانه ماهرانه
elaborated U استادانه ساختن
elaborating U استادانه ساختن
professorial U استادانه استادوار
elaborate U استادانه ساختن
manipulation U دستکاری
distrubance U دستکاری
manipulating U دستکاری
attaint U دستکاری
elaborating U استادانه درست شده
elaborates U استادانه درست شده
elaborate U استادانه درست شده
elaborated U استادانه درست شده
expertize U استادانه قضاوت کردن
bit manipulation U دستکاری بیت
data manipulation U دستکاری داده ها
string manipulation U دستکاری رشته
string manipulation U دستکاری رشتهای
symbol manipulation U دستکاری نمادها
handwork U دستی دستکاری
retouched U دستکاری کردن
handles U دستکاری کردن
handling U دستکاری کردن
handle U دستکاری کردن
retouching U دستکاری کردن
retouches U دستکاری کردن
retouch U دستکاری کردن
preceptorial U استادانه وابسته به اموزگاری یامربی
data manipulating language U زبان دستکاری داده
care and handling U مراقبت و دستکاری وسایل
data manipulation language U زبان دستکاری داده ها
emery ball U توپ دستکاری شده بطورغیرمجاز
dml U زبان دستکاری داده Language anipulation
minnesota rate of manipulation test U ازمون سرعت دستکاری مینه سوتا
alphanumeric U ی از حروف الفبا- عددی که به عنوان یک واحد دستکاری و استفاده میشود
manipulative deception U تغییر فرکانس یا دستکاری دروسایل فرستنده خودی برای گول زدن دشمن فریب رادیویی عمدی
scrawls U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
trimmer U دستکاری کننده صاف کننده
manipulated U اداره کردن دستکاری کردن
manipulate U اداره کردن دستکاری کردن
manipulates U اداره کردن دستکاری کردن
antiwithdrawal device U وسیله ضد باز کردن ماسوره بمب وسیله ضد دستکاری ماسوره
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com