English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
My hands are tied. <idiom> U دستهایم بسته اند.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
packets U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging U ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window U پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap U بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet U بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
slated items U مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
shook U بسته
corked U بسته
clotty U بسته
solid U بسته
solids U بسته
packet U بسته
packets U بسته
crossed chaque U چک بسته
crossed cheque U چک بسته
curdy U بسته
pent U بسته
pack box U بسته
shut U بسته
shuts U بسته
imperforate U بسته
shutting U بسته
ice bound U یخ بسته
grumous U بسته
fardel U بسته
datagram U یچ بسته
bagful U یک بسته
pinioned U کت بسته
packages U بسته
package U بسته
packaged U بسته
parcel U بسته
parcels U بسته
packed بسته ای
bunged up U بسته
fronted U صف بسته
barred U بسته
connected U بسته
interdependent U به هم بسته
jellied U بسته
clotted U بسته
kits U بسته
kit U بسته
pack U بسته
packs U بسته
stacks U بسته
strikebound U بسته
uncrossed U بسته
stacked U بسته
stack U بسته
bundle U بسته
trusser U بسته
bundling U بسته
logical U یچ بسته
bundles U بسته
closed U بسته
tongue-tied U زبان بسته
blindfolded U چشم بسته
blindfolding U چشم بسته
blindfolds U چشم بسته
assumed U بخود بسته
box trail U سهم بسته
bound electron U الکترون بسته
bound charge U بار بسته
closed area U منطقه بسته
blocked opening U درگاه بسته
blind fold U با چشم بسته
as the case may be U بسته بمورد
application package U بسته کاربردی
aleatory U بسته به بخت
vans U کامیون سر بسته
case numbers U شماره بسته ها
van U کامیون سر بسته
close column U ستون بسته
blindfold U چشم بسته
barricaded <adj.> <past-p.> U بسته شده
blocked <adj.> <past-p.> U بسته شده
closed <adj.> <past-p.> U بسته شده
disabled <adj.> <past-p.> U بسته شده
packages U بسته بندی
locked <adj.> <past-p.> U بسته شده
right parenthesis ) U پرانتز بسته
packaged U بسته بندی
right round bracket U پرانتز بسته
package U بسته بندی
shook U بسته کردن
kit U بسته لوازم
barred <adj.> <past-p.> U بسته شده
closed shops U سیستم بسته
closed shop U سیستم بسته
closed circuits U مدار بسته
closed circuit U مدار بسته
dogs U دفاع بسته
dogging U دفاع بسته
coil of rope U بسته طناب
kits U بسته لوازم
dog U دفاع بسته
set in U بسته شدن
survival pack U بسته نجات
internal drainage U ابریز بسته
to shut down U بسته شدن
icebound U یخ بند یخ بسته
homogamy U زناشویی بسته
tongue tied U زبان بسته
grume U خون بسته
gelidity U بسته شدگی
food packet U بسته غذایی
flat pack U بسته مسطح
dunnage U بسته بندی
disk pack U گروه بسته
disk pack U بسته دیسک
disk pack U گرده بسته
investment castings U ریخته گی بسته
investment foundry U ریخته گی بسته
iron bound U با اهن بسته
program package U بسته برنامه
pre assembled U پیش بسته
shut down U بسته شدن
parcel post U بسته پستی
shut in personality U شخصیت بسته
on the rope U بهم بسته
occlusion U بسته شدگی
shutt down U بسته شدن
mare clausum U دریای بسته
lockfast U محکم بسته
large n U سر بسته همینطوری
lappermilk U شیر بسته
lamblkin U زبان بسته
it is a question of money U موضوع بسته به
ironbound U با اهن بسته
young ice U یخ تازه بسته
unopened U بسته - بازنشده
closed subroutine U زیرروال بسته
closed society U جامعه بسته
closed routine U روال بسته
closed network U شبکه بسته
closed mind U ذهن بسته
closed loop U حلقه بسته
manacled <adj.> U دست بسته
closed group U گروه بسته
closed game U بازی بسته
closed fist U مشت بسته
tied up <adj.> U دست بسته
closed file U فایل بسته
closed file U ستون بسته
close-fisted <adj.> U دست بسته
all-expense tour U گشت بسته ای
package holiday U گشت بسته ای
cruor U خون بسته
congealable U بسته شدنی
coagulum U خون بسته
package tour U گشت بسته ای
closed variation U واریاسیون بسته
finite universe U جهان بسته
closed universe U جهان بسته
closed traverse U پیمایش بسته
closed system U سازگان بسته
closed system U سیستم بسته
closed system U نظام بسته
closed economy U اقتصاد بسته
packs U بسته کردن
drafted U بسته کالا
post U بسته پستی
post- U بسته پستی
closures U بسته شدن
closure U بسته شدن
armfuls U یک بغل یک بسته
covers U بسته بندی
dumb U زبان بسته
packing U بسته بندی
closed U محرمانه بسته
draft U بسته کالا
armful U یک بغل یک بسته
pack U بسته کردن
dumber U زبان بسته
dumbest U زبان بسته
clogging U بسته شدن
cover U بسته بندی
packer U بسته بند
shut U بسته شدن
shuts U بسته شدن
packers U بسته بند
shutting U بسته شدن
packaging U بسته بندی
coverings U بسته بندی
packets U بسته کوچک
packet U بسته کوچک
posts U بسته پستی
posted U بسته پستی
drafts U بسته کالا
pre packing U بسته بندی از قبل
captive balloon U بالون بزمین بسته
closed circuit tunnel U تونل مدار بسته
case numbers U شماره بسته بندی
closed bus system U سیستم گذر بسته
claustrophilia U میل به مکانهای بسته
packets U بسته بندی کردن
parceling U بسته بندی کردن
queen of hearts U کلید درهای بسته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com