Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
overcharge
U
در قیمت اجحاف کردن
overcharged
U
در قیمت اجحاف کردن
overcharges
U
در قیمت اجحاف کردن
overcharging
U
در قیمت اجحاف کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
extortion
U
اخاذی اجحاف
kinked demand curve
U
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price
U
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
current standard cost
U
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing
U
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
unbundled software
U
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
underprice
U
قیمت پایین تراز قیمت بازار
bull
U
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls
U
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bid
U
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
deflated
U
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflates
U
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflating
U
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflate
U
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
bids
U
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
value added
U
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering
U
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price
U
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
paasche price index
U
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
shadow price
U
شبه قیمت قیمت ضمنی
last price
U
اخرین قیمت حداقل قیمت
normal price
U
قیمت عادی قیمت معمولی
quantum valebat
U
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
apprise
U
قیمت کردن
apprises
U
قیمت کردن
apprising
U
قیمت کردن
value
U
قیمت کردن
values
U
قیمت کردن
valuing
U
قیمت کردن
appraisals
U
تعیین قیمت کردن
appraisal
U
تعیین قیمت کردن
cost
U
قیمت گذاری کردن
price setter
U
قیمت وضع کردن در انحصار
overcharges
U
قیمت اضافی غلو کردن
overcharging
U
قیمت اضافی غلو کردن
overcharge
U
قیمت اضافی غلو کردن
overcharged
U
قیمت اضافی غلو کردن
price market
U
وضع کردن قیمت در انحصار
price taker
U
قیمت را داده شده فرض کردن
appraised
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraise
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraising
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraises
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
spiral of wages and prices
U
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
evaluated
U
تقویم کردن قیمت کردن
evaluate
U
تقویم کردن قیمت کردن
evaluates
U
تقویم کردن قیمت کردن
evaluating
U
تقویم کردن قیمت کردن
To sell at coast price .
U
مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
rig the market
U
با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
marginal cost pricing
U
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
trover
U
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
skimming
U
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
pigou effect
U
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
cost center
U
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
values
U
قیمت
price
U
قیمت
above rubies
U
بی قیمت
treasure
U
ذی قیمت
At the price of. At the cost of .
U
به قیمت
worth
U
قیمت
prices
U
قیمت
valueless
U
بی قیمت
valuing
U
قیمت
quotation
U
قیمت
wage price guideline
U
قیمت
wage price spiral
U
قیمت
nominal
U
کم قیمت
set (one) back
<idiom>
U
قیمت
PR
U
قیمت
equivalent
U
هم قیمت
cost
U
قیمت
cif
U
قیمت
priceless
U
بی قیمت
equivalents
U
هم قیمت
bourse
U
قیمت
quotations
U
قیمت
value
U
قیمت
price limit
U
حد قیمت
price line
U
خط قیمت
invalued
U
بی قیمت
cost,insurance,freight and exchange(cif&
U
قیمت
high priced
U
پر قیمت
all in price
U
قیمت کل
loom time
U
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
price ratio
U
نسبت قیمت
support price
U
قیمت حمایتی
price list
U
لیست قیمت
supply price
U
قیمت تولیدکننده
price list
U
فهرست قیمت
price level
U
سطح قیمت
standard price
U
قیمت پایه
fixed price
U
قیمت ثابت
lump sums
U
قیمت مقطوع
net cash
U
قیمت مقطوع
lump sum
U
قیمت مقطوع
standard price
U
قیمت استاندارد
net price
U
قیمت خالص
buying price
U
قیمت خرید
price reduction
U
کاهش قیمت
nominal price
U
قیمت اسمی
cost push
U
فشار قیمت
normal price
U
قیمت عادی
price stabilization
U
ثبات قیمت
cost unit
U
قیمت واحد
price support
U
تایید قیمت
just price
U
قیمت منصفانه
price support
U
حمایت قیمت
absolute price
U
قیمت مطلق
low price
U
قیمت پائین
price system
U
نظام قیمت
low price
U
قیمت کمتر
current price
U
قیمت جاری
normal price
U
قیمت متعارف
nominal price
U
قیمت عادی
price responsiveness
U
کشش قیمت
just price
U
قیمت عادلانه
oil price
U
قیمت نفت
nominal value
U
قیمت اسمی
excess price
U
قیمت اضافی
offering price
U
قیمت پیشنهادی
price stability
U
تثبیت قیمت
price stability
U
ثبات قیمت
price stabilization
U
تثبیت قیمت
trade price
U
قیمت تجارتی
price
U
قیمت گذاشتن
at a knock-down price
U
به قیمت مفت
appraisable
U
قیمت کردنی
price cut to the bone
U
کمترین قیمت
rock-bottom price
U
کمترین قیمت
unit price
U
واحد قیمت
diseconomy
U
ترقی قیمت ها
underpricing
U
کم قیمت گذاشتن
factor price
U
قیمت عوامل
final price
U
اخرین قیمت
final price
U
قیمت نهائی
break up value
U
قیمت رهایی
big ticket
U
گران قیمت
freight
U
قیمت حمل
price floor
U
حداقل قیمت
least price
U
حداقل قیمت
unit price
U
قیمت واحد
crash price
U
قیمت مفت
fair price
U
قیمت مناسب
fair price
U
قیمت عادلانه
incentive price
U
قیمت تشویقی
purchase money
U
قیمت جنس
fair price
U
قیمت منصفانه
unjust price
U
قیمت ناعادلانه
incentive price
U
قیمت محرک
bottom price
U
کمترین قیمت
give-away price
U
قیمت مفت
proper price
U
قیمت عادله
peasonable price
U
قیمت عادله
fair value
U
قیمت عادله
fair price
U
قیمت بیطرفانه
bottom price
U
حداقل قیمت
parity price
U
قیمت مشابه
high dollar value
U
سنگین قیمت
historical cost
U
قیمت بازار
historical cost
U
قیمت متعادل
pricing
U
قیمت گذاری
price theory
U
نظریه قیمت
costing
U
قیمت گذاری
excess price
U
اضافه قیمت
spot price
U
قیمت نقدی
highest price
U
بیشترین قیمت
prices
U
قیمت گذاشتن
selling price
U
قیمت فروش
price tag
U
اتیکت قیمت
cut rate
U
تنزل قیمت
list price
U
قیمت فاکتور
prizer
U
قیمت گذار
high value
U
گران قیمت
highest price
U
بالاترین قیمت
pricer
U
قیمت گذار
repurchase price
U
قیمت بازخرید
at any cost
U
بهر قیمت
appreciation
U
ترقی قیمت
appreciations
U
ترقی قیمت
last price
U
قیمت اخر
shadow price
U
قیمت سایهای
sopt price
U
قیمت نقد
sopt price
U
قیمت روز
decrease in value
U
نقص قیمت
quote
U
قیمت دادن
quoted
U
قیمت دادن
at par
U
به قیمت اسمی
quotes
U
قیمت دادن
parity price
U
قیمت لایتغیر
constant cost
U
قیمت ثابت
price freezing
U
انجماد قیمت
price freeze
U
تثبیت قیمت ها
basis
U
قیمت واحد
considerations
U
جایزه قیمت
price control
U
کنترل قیمت
slashed
U
قیمت را شکستن
slashed
U
قیمت راشکستن
half fare
U
نصف قیمت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com