Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
It melts in the mouth
U
در دهان آب میشود(نرم و لذیذ است )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fondant
U
شیرینی ای که در دهان اب میشود
fondants
U
شیرینی ای که در دهان اب میشود
Other Matches
slaver
U
گلیز مالیدن بزاق از دهان ترشح کردن اب افتادن دهان
slaver
U
اب دهان اب دهان روان ساختن چاپلوسی کردن
rictus
U
گشادی دهان چاک دهان پرندگان
To pass the news by word of mouth .
U
خبری را در دهان به دهان پخش کردن
stomal
U
دهان دار وابسته به دهان
kiss of life
U
تنفس مصنوعی دهان به دهان
expired air method
U
روش دهان به دهان method mouth to mouth :syn
delectable
U
لذیذ
savorous
U
لذیذ
delicious
U
لذیذ
mouth-watering
U
لذیذ
toothsome
U
لذیذ
saporous
U
لذیذ
relishable
U
لذیذ
luscious
U
لذیذ
yummy
U
لذیذ خوشمزه
regale
U
خوراک لذیذ
regaling
U
خوراک لذیذ
regales
U
خوراک لذیذ
regaled
U
خوراک لذیذ
cates
U
چیزهای لذیذ
peaches
U
چیز لذیذ
pleasurable
U
لذیذ مغتنم
peach
U
چیز لذیذ
delectableness
U
چیز لذیذ
delectability
U
چیز لذیذ
cate
U
سورسات اغذیه لذیذ
palatable
U
خوش طعم لذیذ
gastronomist
U
متخصص غذای لذیذ
dainty
U
گوشت یا خوراک لذیذ
top
U
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
delicacy
U
نازک بینی خوراک لذیذ
nicely
U
باریک بینی چیز لذیذ
delicacies
U
نازک بینی خوراک لذیذ
nectar
U
شراب لذیذ خدایان یونان شهد
titbits
U
لقمه خوشمزه تکه لذیذ وباب دندان
titbit
U
لقمه خوشمزه تکه لذیذ وباب دندان
sector
U
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
U
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
U
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
lusciously
U
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
echoes
U
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed
U
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo
U
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing
U
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
form
U
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate
U
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
formed
U
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
forms
U
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
averages
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
traces
U
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
trace
U
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traced
U
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaging
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
load
U
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
loads
U
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
softer
U
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
soft
U
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummies
U
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
dummy
U
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softest
U
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
suffix notation
U
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
throughput
U
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
town fog
U
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
second
U
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded
U
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
master
U
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
masters
U
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconding
U
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
mastered
U
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconds
U
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
workgroup
U
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxing
U
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxed
U
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes
U
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax
U
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
horned scully
U
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
OS
U
دهان
potato box
U
دهان
polystome
U
دهان
polystomatous
U
دهان
slobbering
U
اب دهان
gobs
U
دهان
slobber
U
اب دهان
jib
U
دهان
mouthed
U
دهان
spittle
U
اب دهان
mouth
U
دهان
slobbers
U
اب دهان
puss
U
دهان
slobbered
U
اب دهان
gob
U
دهان
unmuffle
U
دهان
astomatous
U
بی دهان
jibbed
U
دهان
jibbing
U
دهان
saliva
U
اب دهان
jibs
U
دهان
chops
U
دهان
mouthing
U
دهان
astomatal
U
بی دهان
mouths
U
دهان
autos
U
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
standard
U
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
auto
U
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
standards
U
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
orals
U
از راه دهان
mum's the word
<idiom>
U
دهان قرص
mouthwash
U
دهان شویه
slobber
U
دهان را اب انداختن
mouth-watering
U
دهان آب انداز
microstomous
U
کوچک دهان
insalivate
U
اب دهان زدن به
scolds
U
ادم بد دهان
rictus
U
چاک دهان
widemouthed
U
دهان باز
reeks
U
بخار دهان
slobbering
U
دهان را اب انداختن
scolded
U
ادم بد دهان
mouthed
U
در دهان گذاشتن
slobbers
U
دهان را اب انداختن
mouthing
U
در دهان گذاشتن
mouths
U
در دهان گذاشتن
mouth
U
در دهان گذاشتن
reeked
U
بخار دهان
reeking
U
بخار دهان
reek
U
بخار دهان
scold
U
ادم بد دهان
oral
U
از راه دهان
slobbered
U
دهان را اب انداختن
say a mouthful
<idiom>
U
حرف دهان پر کن
mouthwashes
U
دهان شویه
spits
U
اب دهان خدو
neb
U
پوزه دهان
fetid
U
گند دهان
toho
U
دهان ببر
stomatology
U
دهان پزشکی
stomatous
U
دهان دار
peroral
U
از راه دهان
gag
U
دهان باز کن
throat
U
صدا دهان
to shut up
U
دهان بستن
spit
U
اب دهان خدو
halitosis
U
گند دهان
throats
U
صدا دهان
openmouthed
U
دهان باز
gags
U
دهان باز کن
gymnostomous
U
برهنه دهان
mouthy
U
دهان دار
palate
U
سقف دهان
stomatal
U
وابسته به دهان
gagging
U
دهان باز کن
astomatal
U
فاقد دهان
cyclostomatous
U
دهان گرد
stomatal
U
دهان دار
fomalhaut
U
دهان ماهی
stoma
U
شکاف دهان
cyclostomate
U
دهان گرد
stomatic
U
شبیه دهان
palates
U
سقف دهان
gagged
U
دهان باز کن
stomatitis
U
ورم دهان
muzzled
U
دهان بند دهنه
muzzles
U
دهان بند دهنه
gags
U
دهان بند بستن
squiggle
U
در دهان قرقره کردن
gagged
U
دهان بند بستن
screw up
U
غنچه کردن دهان
muzzling
U
دهان بند دهنه
gagging
U
دهان بند بستن
orinasal
U
از دهان و بینی درامده
Wellington
U
چکمه دهان گشاد
muzzle
U
دهان بند دهنه
mug
U
ساده لوح دهان
squiggles
U
در دهان قرقره کردن
gag
U
دهان بند بستن
spiracular
U
شبیه سوراخ دهان
mugs
U
ساده لوح دهان
drools
U
اب از دهان تراوش شدن
sound off
U
مزه دهان کسیرافهمیدن
mouthpart
U
زائده نزدیک دهان
toadfish
U
ماهی دهان گشاددریایی
spit
U
اب دهان پرتاب کردن
blurt
U
از دهان بیرون انداختن
swearer
U
ادم بد دهان وفحاش
clump block
U
قرقره دهان گشاد
to escape one's lips
U
از دهان کسی در رفتن
mugging
U
ساده لوح دهان
paralysis of the face
U
لغو یا کجی دهان
mugged
U
ساده لوح دهان
spits
U
اب دهان پرتاب کردن
pie hole
[American E]
U
دهان
[اصطلاح روزمره]
hagfish
U
مارماهی دهان گرد
he has a loose tongue
U
دهان لقی دارد
fullmouthed
U
دارای دهان کامل
bazoo
[American E]
U
دهان
[اصطلاح روزمره]
slobber
U
اب دهان روان ساختن
fish fag
U
زن بدزبان یابد دهان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com