English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hold at disposal U در اختیار دیگری نگهداری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
vicarious authority U اختیار از طرف دیگری نمایندگی
subrogate U بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن
recode U کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
to pass one's word for another U از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن
piracy U چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
Ardabil carpet U فرش شیخ صفی و یا فرش اردبیل که یکی در موزه ویکتوریا و آلبرت و دیگری در موزه هنر لس آنجلس نگهداری می شوند
corrective maintenance U نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
weapons free U جنگ افزار اتش به اختیار فرمان اتش به اختیار درپدافند هوایی
fix on U اختیار کردن
to make one's option U اختیار کردن
run the show U اختیار داری کردن
to rule the roast U اختیار داری کردن
maintenance U تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
authorizing U اختیار دادن تصویب کردن
to run the show U در کاری اختیار داری کردن
authorizes U اختیار دادن تصویب کردن
authorize U اختیار دادن تصویب کردن
authorising U اختیار دادن تصویب کردن
authorises U اختیار دادن تصویب کردن
conserving U نگهداری کردن
tend U نگهداری کردن از
maintrain U نگهداری کردن
safeguarding U نگهداری کردن
upkeep U نگهداری کردن
conserve U نگهداری کردن
conserved U نگهداری کردن
keeps U نگهداری کردن
keep U نگهداری کردن
tended U نگهداری کردن از
to take keep U نگهداری کردن
support U نگهداری کردن
conserves U نگهداری کردن
safeguard U نگهداری کردن
safeguarded U نگهداری کردن
maintain U نگهداری کردن
tending U نگهداری کردن از
to maintain a road U نگهداری کردن
to maintain one's family U نگهداری کردن
maintain U نگهداری کردن
manage U نگهداری کردن
tends U نگهداری کردن از
safeguards U نگهداری کردن
maintains U نگهداری کردن
maintained U نگهداری کردن
letter U نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letters U نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
bestride U نگهداری ودفاع کردن از
support U تایید کردن نگهداری
mewing U دراصطبل نگهداری کردن
to bear up U نا امیدنشدن نگهداری کردن
mewed U دراصطبل نگهداری کردن
power of reservation U حق نگهداری وذخیره کردن
mew U دراصطبل نگهداری کردن
to delegate one's powers to somebody U اقتدار و اختیار خود را به کسی محول کردن [اصطلاح رسمی]
patronises U نگهداری کردن مشتری شدن
carry over <idiom> U برای بعد نگهداری کردن
patronised U نگهداری کردن مشتری شدن
patronizes U نگهداری کردن مشتری شدن
patronized U نگهداری کردن مشتری شدن
patronize U نگهداری کردن مشتری شدن
to have custody of U نگهداری یا امانت داری کردن از
to safeguard [against] U نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
keep in trust U به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
lay up <idiom> U ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
cryptocustodian U مسئول نگهداری یا کار کردن یا انهدام وسایل رمز
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
wards U نگهداری کردن توجه کردن
minds U نگهداری کردن رسیدگی کردن به
ward U نگهداری کردن توجه کردن
minding U نگهداری کردن رسیدگی کردن به
mind U نگهداری کردن رسیدگی کردن به
protect U نیکداشت کردن نگهداری کردن
protects U نیکداشت کردن نگهداری کردن
protecting U نیکداشت کردن نگهداری کردن
personify U رل دیگری بازی کردن
subtraction U کم کردن یک عدد از دیگری
personifies U رل دیگری بازی کردن
personifying U رل دیگری بازی کردن
personified U رل دیگری بازی کردن
transubstantiate U بجسم دیگری تبدیل کردن
rephrase U به طرز دیگری بیان کردن
rephrased U به طرز دیگری بیان کردن
reword U باواژههای دیگری بیان کردن
impersonation U نقش دیگری رابازی کردن
rephrases U به طرز دیگری بیان کردن
to t. U بحقوق دیگری تجاوز کردن
to transubstantiate U به جسم دیگری تبدیل کردن
interrupts U حرف دیگری را قطع کردن
rephrasing U به طرز دیگری بیان کردن
interrupting U حرف دیگری را قطع کردن
interrupt U حرف دیگری را قطع کردن
passing off U به اسم دیگری معامله کردن
to turn round U برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
to exchange something [for something] U مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
to exchange something [for something] U معاوضه کردن [چیزی را با چیز دیگری]
converted U معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
to play off U از سر خود وا کردن و بجان دیگری انداختن
convert U معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converting U معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converts U معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
empower U صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers U صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered U صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering U صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
streaming tape drive U دستگاهی که یک کارتریج نوارپیوسته را نگهداری کردن واساسا" به عنوان پشتیبان گردانندههای دیسک سخت بکار می رود
pirates U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
to shift off responsibility U مسئولیت را ازخودسلب کردن وبدوش دیگری گذاردن
shunted U ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
pirating U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirated U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
shunt U ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
personation U خود را به جای دیگری معرفی کردن یا جا زدن
shunts U ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
pirate U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
to provide interpretation [for somebody] [from/into a language] U ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to interpret [for somebody] [from/into a language] U ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to act as interpreter [for somebody] [from/into a language] U ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
post U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
emulates U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
reproduced U کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
reproduce U کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
reproducing U کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
transcribing U کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribes U کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
emulating U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
reproduces U کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
transcribed U کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
posted U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
emulate U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
cannibalizes U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
media U کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
posts U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
stiffening U اهار یا چیز دیگری که برای سفت کردن چیزها بکارمیبرند
post- U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
cannibalizing U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalized U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalising U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
transcribe U کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
to second somebody U ماموریت کسی را به جای دیگری منتقل کردن [اصطلاح رسمی]
emulated U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
cannibalised U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalises U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
to p off an awkward situation U حواس خود را از کیفیت بدی منحرف و به چیز دیگری متوجه کردن
deflector U صفحه تیغه یا وسیله دیگری برای منحرف کردن یک جریان یا حرکت
to jump-start someone's car U کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
chains U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
chain U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
countersignature U امضای پس ازامضای دیگری تصدیق امضای دیگری
licenses U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licence U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
label U 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labeling U 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labelled U 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labels U 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
replication U 1-قطعه یدکی درسیستم درصورت بروزخطا یا خرابی . 2-کپی کردن دکورد یا داده درمحل دیگری
wills U اختیار
willed U اختیار
control U اختیار
controlling U اختیار
mandate U اختیار
mandated U اختیار
mandates U اختیار
tests U اختیار
mandating U اختیار
freedom of the will U اختیار
incoercible U بی اختیار
clearance U اختیار
unconscious U بی اختیار
controls U اختیار
will U اختیار
warranted U اختیار
options U اختیار
warrant U اختیار
warranting U اختیار
option U اختیار
test U اختیار
warrants U اختیار
tested U اختیار
involuntarily U بی اختیار
spontaneous U بی اختیار
involuntary U بی اختیار
vetoed U حق و اختیار
authorization U اختیار
authorisations U اختیار
veto U حق و اختیار
spontaneous generation U بی اختیار
voluntariness U اختیار
vetoes U حق و اختیار
at the d. of U به اختیار
free will U اختیار
liberty U اختیار
liberties U اختیار
attribution U اختیار
credential U اختیار
unconsciously U بی اختیار
authority U اختیار
vetoing U حق و اختیار
warrant of attorney U اختیار نامه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com