Total search result: 201 (18 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
cross elasticity of demand U |
درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از : |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
demand elasticity U |
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا |
 |
 |
say's law U |
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد |
 |
 |
law of demand U |
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود |
 |
 |
joint product offer U |
فروش یک کالا همراه با کالای دیگر |
 |
 |
income elasticity of demand U |
تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E |
 |
 |
particular lien U |
حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا |
 |
 |
kinked demand curve U |
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند . |
 |
 |
current standard cost U |
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است |
 |
 |
cob web theorem U |
ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است . |
 |
 |
bear U |
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد |
 |
 |
bears U |
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد |
 |
 |
percentage U |
نسبت یا درصد |
 |
 |
percentages U |
نسبت یا درصد |
 |
 |
giffen good U |
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است |
 |
 |
demands U |
تقاضای خرید کالا |
 |
 |
demanded U |
تقاضای خرید کالا |
 |
 |
demand U |
تقاضای خرید کالا |
 |
 |
leverage U |
نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین |
 |
 |
marginal demand price U |
قیمت تقاضای نهائی |
 |
 |
rpo U |
تقاضای مظنه قیمت |
 |
 |
income effect U |
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها |
 |
 |
exclusion principle U |
درانصورت کالا یک کالای غیر عمومی |
 |
 |
arc elasticity of demand U |
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود : |
 |
 |
shipment U |
ارسال کالا باکشتی کالای ارسالی با کشتی |
 |
 |
shipments U |
ارسال کالا باکشتی کالای ارسالی با کشتی |
 |
 |
inverts U |
قلب عبارت معکوس کردن نسبت |
 |
 |
inverting U |
قلب عبارت معکوس کردن نسبت |
 |
 |
invert U |
قلب عبارت معکوس کردن نسبت |
 |
 |
gradient U |
درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا |
 |
 |
gradients U |
درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا |
 |
 |
inventory fraction U |
نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات |
 |
 |
c & f U |
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است |
 |
 |
transitions U |
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر |
 |
 |
transition U |
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر |
 |
 |
nationallism U |
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود |
 |
 |
in other words <adv.> U |
به عبارت دیگر |
 |
 |
to wit <adv.> U |
به عبارت دیگر |
 |
 |
namely <adv.> U |
به عبارت دیگر |
 |
 |
in fact U |
به عبارت دیگر |
 |
 |
videlicet U |
به عبارت دیگر |
 |
 |
appeal play U |
تقاضای بازیگر برای اعلام رای داور نسبت به خطای حریف |
 |
 |
launch U |
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار |
 |
 |
launched U |
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار |
 |
 |
launching U |
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار |
 |
 |
launches U |
جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار |
 |
 |
i.e U |
مخفف به عبارت دیگر |
 |
 |
metaphraze U |
به عبارت دیگر در آوردن |
 |
 |
cost of sales U |
قیمت تمام شده کالای فروش رفته |
 |
 |
gold export point U |
قیمت کالای خارجی با ارزخریداری شده خودداری میکند |
 |
 |
price tag U |
برچسب قیمت کالا |
 |
 |
total revenue U |
قیمت کل فروش یک کالا |
 |
 |
catalogue price U |
قیمت کالا درکاتالوگ |
 |
 |
batch costing U |
تعیین قیمت سفارش کالا |
 |
 |
basing point pricing U |
قیمت تمام شده کالا |
 |
 |
buyer's over U |
حالتی در بازار که پس ازفروش تمام کالا هنور کالای مربوطه مورد نقاضا میباشد |
 |
 |
advalorem U |
به نسبت قیمت |
 |
 |
price ratio U |
نسبت قیمت |
 |
 |
functional shift U |
تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری |
 |
 |
markup U |
تفاوت بین هزینه و قیمت کالا |
 |
 |
cost and frieght U |
قیمت کالا به اضافه کرایه حمل |
 |
 |
c i f U |
قیمت کالا به اضافه هزینه بیمه و |
 |
 |
landed terms U |
قیمت کالا به شرط تخلیه درمقصد |
 |
 |
at the full landed cost price U |
قیمت تمام شده کالا در مقصد |
 |
 |
what is the p of this article U |
قیمت این کالا چند است |
 |
 |
ad valorem duty U |
حقوق گمرکی براساس قیمت کالا |
 |
 |
ad valorem duty U |
حقوق گمرکی به نسبت ارزش کالا |
 |
 |
complete substitution U |
وقتی یک کالاجای کالای دیگر را بگیرد |
 |
 |
preferentialism U |
اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها |
 |
 |
price line pricing U |
قیمت گذاری ثابت برای یک گروه کالا |
 |
 |
mark-downs U |
قیمت کالا را به منظور فروش پایین اوردن |
 |
 |
mark-down U |
قیمت کالا را به منظور فروش پایین اوردن |
 |
 |
proportionality U |
نسبت بین دو کالا از نظر حجم و مقدار |
 |
 |
tie in sales U |
فروش یک کلا به شرط خریدن یک کالای دیگر |
 |
 |
conversion U |
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای |
 |
 |
conversions U |
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای |
 |
 |
price support U |
تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا |
 |
 |
f.o.b U |
قیمت کالا بدون احتساب مخارج حمل و بیمه |
 |
 |
design change U |
تغییر شکل کالا |
 |
 |
cost absoption U |
هزینهای که در قیمت تولید کالا منظورنمیشود و از مشتری دریافت نمیگردد |
 |
 |
rig the market U |
با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن |
 |
 |
demand factors U |
پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه |
 |
 |
mark up price inflation U |
تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه |
 |
 |
gross national product U |
تولیدناویژه قیمت تولید یک کالا دربازار خاص فرف یک سال مالی |
 |
 |
bears U |
تا شاید در مدت اجل بتواند همان کالا را به قیمت ارزانتر بخرد |
 |
 |
bear U |
تا شاید در مدت اجل بتواند همان کالا را به قیمت ارزانتر بخرد |
 |
 |
formulism U |
رعایت کامل فرمول یا قاعده فرمول دوستی |
 |
 |
last in , first out U |
اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده |
 |
 |
arc elasticity of demand U |
= Eنسبت فوق نسبت مقدار تقاضابه قیمت کالاست |
 |
 |
demonetization U |
تنزل ارزش پول نسبت به قیمت قانونی خود |
 |
 |
shifted U |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
 |
 |
shifts U |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
 |
 |
shift U |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
 |
 |
boolean algebra U |
قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست |
 |
 |
algebra U |
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند |
 |
 |
cartel U |
توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار |
 |
 |
cartels U |
توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار |
 |
 |
demand factors U |
جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر |
 |
 |
short run U |
زمان موقت مدتی که در طی ان مقدارتولید یک کالا را نمیتوان تغییر داد |
 |
 |
neoclassical theory of value U |
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید |
 |
 |
cost of goods purchased U |
قیمت تمام شده کالای خریداری شده |
 |
 |
stenotopic U |
دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط |
 |
 |
open policy U |
بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود |
 |
 |
caveator U |
کسیکه درضمن تقاضای ثبت اختراع تقاضامیکند به تقاضای دیگران تر |
 |
 |
blood chit U |
تقاضای مساعدت و اهدای خون بازوبند تقاضای کمک ازمردم |
 |
 |
theory of effective demand determination U |
نظریه تقاضای موثر اصطلاح کینز برای تقاضای کل |
 |
 |
quantize U |
با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن |
 |
 |
variable U |
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود |
 |
 |
nonlinear U |
مدار الکترونیکی که خروجی آن نسبت به ورودی خط ی تغییر نمیکند |
 |
 |
it is insusceptible of change U |
اماده برای تغییر نسبت استعداد دگرگونی ندارد |
 |
 |
variables U |
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود |
 |
 |
formulization U |
فرمول بندی فرمول سازی |
 |
 |
dumping U |
فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی |
 |
 |
hysteresis U |
تاخیر تغییر دانسیته شارمغناطیسی نسبت به شدت میدان مغناطیسی |
 |
 |
imperfect competition U |
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد |
 |
 |
advalorem tax U |
مالیات بر مبنای ارزش مالیات براساس قیمت کالا |
 |
 |
reference junction U |
اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود |
 |
 |
transitions U |
تغییر وضعیت از نوعی به نوع دیگر |
 |
 |
transition U |
تغییر وضعیت از نوعی به نوع دیگر |
 |
 |
inseparable cost U |
حالتی که چند نوع کالا در یک واحدتولیدی ساخته شود و هزینه و مخارج هر یک نسبت به کل مخارج اختیارا" تعیین گردد |
 |
 |
Life is ten percent what happens to you and ninety percent how you respond to it. U |
ده درصد از زندگی، اتفاقاتی است که برایتان می افتد و نود درصد باقی مانده زندگی واکنش شما به این اتفاقات است. |
 |
 |
new deal <idiom> U |
تغییر کامل ،شروع تازه ،شانس دیگر |
 |
 |
fisher equation U |
یعنی حجم پول درگردش درسرعت گردش پول برابراست با متوسط قیمت کالا درمقدار تولید کالارابطه فیشر |
 |
 |
estate in remainder U |
ملک معلق عبارت از ان است که شناسایی قانونی یک ملک منوط و موکول به تعیین تکلیف ملک دیگر باشد |
 |
 |
formula U |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
 |
 |
formulae U |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
 |
 |
formulas U |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
 |
 |
ad valorem U |
به نسبت ارزش کالا براساس ارزش |
 |
 |
currency depreciation race U |
تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود |
 |
 |
photoresist U |
روش تبدیل تصاویر فتوگرافیک پس از تغییر فضاهای مقاوم نسبت به نور. در مسافت PCB به کار می رود |
 |
 |
incremental backup U |
تابع پشتیبان که فقط فایل هایی را ذخیره میکند که نسبت به ذخیهر قبلی تغییر کرده اند |
 |
 |
loops U |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
 |
 |
looped U |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
 |
 |
loop U |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
 |
 |
cabotage U |
کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل |
 |
 |
labeled cargo U |
کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است |
 |
 |
parataxis U |
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر |
 |
 |
modification U |
دستوراتی در حلقه که دستورات دیگر یا داده درون برنامه را تغییر میدهد |
 |
 |
free on boand U |
تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی |
 |
 |
geometrical percentage U |
درصد هندسی که عبارتست ازخارج قسمت سطح مقطع فولاد به سطح مقطع بتن دریک قطعه بتن مسلح ضرب درصد |
 |
 |
cost center U |
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست |
 |
 |
bearing U |
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما |
 |
 |
varistor U |
مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند |
 |
 |
advalorem duty U |
حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت |
 |
 |
unfriendly act |
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند |
 |
 |
non return to zero U |
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد |
 |
 |
slutsky theorem U |
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است |
 |
 |
variable ratio U |
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند |
 |
 |
azimuth U |
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر |
 |
 |
reserve price U |
قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.] |
 |
 |
knot ratio U |
نسبت تعداد گره [این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.] |
 |
 |
search and replace U |
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند |
 |
 |
arrest of judgment U |
سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود |
 |
 |
change of edge U |
تغییر حرکت از یک لبه تیغه به لبه دیگر بدون چرخیدن بدن |
 |
 |
modify U |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
 |
 |
modifying U |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
 |
 |
modifies U |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
 |
 |
supporting goods U |
موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد |
 |
 |
transire U |
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا |
 |
 |
gray code U |
سیستم کدگذاری که نمایش دودویی اعداد ورودی فق با یک بیت از یک عدد به عدد دیگر در زمان تغییر میکند |
 |
 |
transforms U |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
 |
 |
alternates U |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
 |
 |
alternated U |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
 |
 |
transforming U |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
 |
 |
end around U |
تغییر حرکت بازیگر از گوش به گوش دیگر |
 |
 |
transform U |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
 |
 |
alternate U |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
 |
 |
brand switching U |
تغییر مصرف از یک نام به نام تجارتی دیگر |
 |
 |
transformed U |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
 |
 |
department store U |
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد |
 |
 |
department stores U |
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد |
 |
 |
shift key U |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
 |
 |
shift keys U |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
 |
 |
barter with someone U |
با کسی دادوستد کالا با کالا کردن |
 |
 |
transhipment U |
انتقال کالا از یک وسیله نقلیه به وسیله نقلیه دیگر |
 |
 |
square design U |
طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.] |
 |
 |
chain U |
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد |
 |
 |
chains U |
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد |
 |
 |
pareto criterion U |
ضابطه پاراتو بر اساس این معیار که دراقتصاد رفاه بکار برده میشودان تغییر و وضعیتی نسبت به قبل بهتر خواهد بود که بتوان حداقل وضعیت یک فرد رابهبود بخشید بدون اینکه به دیگران صدمهای وارد اید |
 |
 |
cost plus pricing U |
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده |
 |
 |
ohm's law U |
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد |
 |
 |
lift fan U |
توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود |
 |
 |
unbundled software U |
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست |
 |
 |
conversion U |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
 |
 |
conversions U |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
 |
 |
crossover U |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
 |
 |
shelf life U |
مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها |
 |
 |
to barter [to trade by barter] U |
دادوستد کالا با کالا کردن |
 |
 |
liftjet U |
توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود |
 |
 |
cash on delivery U |
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا |
 |
 |
underprice U |
قیمت پایین تراز قیمت بازار |
 |
 |
attributable U |
قابل نسبت دادن نسبت دادنی |
 |
 |
prorata U |
برحسب نسبت معین بهمان نسبت |
 |
 |
freightliner U |
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight |
 |
 |
throughput capacity U |
فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا |
 |
 |
plug compatible U |
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال |
 |
 |
value added U |
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است |
 |
 |
stock watering U |
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود |
 |
 |
paasche price index U |
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری |
 |
 |
list price U |
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند |
 |
 |
last price U |
اخرین قیمت حداقل قیمت |
 |