English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
benefice U درامد کلیسایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
beneficed U دارای درامد کلیسایی
to i. anyone to a benefice U درامد کلیسایی رابرای کسی برقرارکردن
Other Matches
disposable personal income U درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
gini coefficient U شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
parochial school U اموزشگاه کلیسایی
canon law U قانون کلیسایی
synods U شورای کلیسایی
synod U شورای کلیسایی
functional distribution of income U توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
ecumenism U وحدت گرایی کلیسایی
sanctioning U فتوای کلیسایی سوگند
sanctioned U فتوای کلیسایی سوگند
synodical U مربوط به شورای کلیسایی
sanctions U فتوای کلیسایی سوگند
sanction U فتوای کلیسایی سوگند
synodic U مربوط به شورای کلیسایی
basilica U [کلیسایی با ساختمان مربع شکل]
churches U کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
church U کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
fortified church U [کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
archdiocese U ناحیهء کلیسایی زیر نفوذاسقف اعظم
acapella U اواز دسته جمعی بسبک کلیسایی
canonic U مومن باصول کلیسایی سیستم منطقی
parochialism U امور مربوط بناحیه یابخش کلیسایی
regressive income tax U مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
Hallenkirche U [کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
hall-church U [کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
ambulatory church U [کلیسایی که حرم و نمازخانه آن با رواق جدا شده است.]
prebendal U محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
prebend U محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
lady chapel U کلیسا یا محراب کلیسایی که به مریم باکره تخصیص داده شده
High Church U فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
mediant U یکی ازالحان سرود کلیسایی که حدفاصل بین اهنگ طبیعی صداواوج صدا است
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
earnings U درامد
hatched U درامد
hatches U درامد
hatch U درامد
means U درامد
it wasprologue to the nextmove U درامد
total revenue U درامد کل
total income U درامد کل
prelusion U درامد
emolument U درامد
comings in U درامد
makings U درامد
gainings U درامد
admissions U درامد
admission U درامد
proceeds U درامد
remunerative U پر درامد
earning U درامد
income U درامد
returns U درامد
returning U درامد
revenue U درامد
emoluments U درامد
return U درامد
returned U درامد
mean income U درامد متوسط
median income U درامد متوسط
it weighed kilogrammes U سه کیلوگرم درامد
median income U درامد میانی
money income U درامد پولی
net revenue U درامد خالص
net income U درامد خالص
national income U درامد ملی
municipal revenue U درامد شهرداری
income tax U مالیات بر درامد
it scaled kilograms U ده کیلوگرم درامد
it proved false U دروغ درامد
imputed income U درامد ضمنی
imperial decree U درامد نامشروع
immoral earning U درامد نامشروع
illicit earning U درامد نامشروع
gross income U درامد ناخالص
imputed income U درامد انتسابی
income analysis U تحلیل درامد
marginal revenue U درامد نهائی
marginal income U درامد نهائی
incremental revenue U درامد نهائی
income per capita U درامد سرانه
income leakage U کسر درامد
income leakage U نشت درامد
income determination U تعیین درامد
income consumption curve U منحنی درامد
income and expenditure U درامد و هزینه
nominal income U درامد اسمی
notional income U درامد فرضی
aura U پیش درامد
auras U پیش درامد
overture U پیش درامد
temporary income U درامد موقتی
tax revenue U درامد مالیاتی
overtures U پیش درامد
supplementary income U درامد تکمیلی
stream of income U جریان درامد
total revenue curve U منحنی درامد کل
total revenue function U تابع درامد کل
meaner U منابع درامد
meanest U منابع درامد
unremunerative careers U مشاغل کم درامد
unearned revenue U درامد باداورده
unearned revenue U درامد نامکتسب
transitory income U درامد انتقالی
transfer income U درامد انتقالی
sinfonia U پیش درامد
revenue sources U منابع درامد
personal income U درامد شخصی
permanent income U درامد دائمی
per capita income U درامد سرانه
ordinary income U درامد عادی
notional income U درامد خیالی
personal income U درامد سرانه
present income U درامد جاری
revenue sharing U سهیم در درامد
revenue function U تابع درامد
relative income U درامد نسبی
real income U درامد واقعی
psychic income U درامد بی دردسر
to bring a return U درامد دادن
present income U درامد حال
mean U منابع درامد
Inland Revenue U درامد داخلی
broken down U ازپای درامد
broken-down U ازپای درامد
preludes U پیش درامد
prelude U پیش درامد
current income U درامد جاری
deduction from income U کسور درامد
internal revenue U درامد داخلی
income taxes U مالیات بر درامد
average revenue U درامد متوسط
attachment of earnings U توقیف درامد
annual income U درامد سالانه
annual earnings U درامد سالانه
actual income U درامد واقعی
deferred credits U درامد پس افتاده
earns U درامد داشتن
earned U درامد داشتن
prologues U پیش درامد
means U توانائی درامد
economic income U درامد اقتصادی
disposable income U درامد دریافتی
prologue U پیش درامد
flow of income U گردش درامد
distribution of income U توزیع درامد
earnings per share U درامد هر سهم
fixed income U درامد ثابت
income distribution U توزیع درامد
flow of income U جریان درامد
earn U درامد داشتن
common low U سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
supertax U مالیات بر درامد اضافی
redistribution of income U توزیع دوباره درامد
personal distribution U توزیع درامد فردی
proportional income tax U مالیات بر درامد تناسبی
progressive income tax U مالیات بر درامد تصاعدی
revenue U درامد سود سهام
budgeted U حساب درامد وخرج
real national income U درامد ملی واقعی
average revenue product U درامد متوسط محصول
surtax U مالیات بر درامد اضافی
windfall income U درامد باد اورده
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
budgets U حساب درامد وخرج
theory of income determination U نظریه تعیین درامد
theory of income distribution U نظریه توزیع درامد
budget U حساب درامد وخرج
depleting U تقلیل درامد ملی
depletes U تقلیل درامد ملی
depleted U تقلیل درامد ملی
deplete U تقلیل درامد ملی
unearned income U درامد باد اورده
taxable income U درامد مشمول مالیات
wage income U درامد بشکل دستمزد
uneven distribution of income U توزیع نابرابر درامد
single tax U مالیات بر درامد انفرادی
size distribution of income U توزیع درامد مقداری
unearned income U درامد ازمبنایی جز کار
gross national income U درامد ناخالص ملی
unequal distribution of income U توزیع نابرابر درامد
depletion U تقلیل درامد ملی
nonmonetary income U درامد غیر پولی
marginal revenue function U تابع درامد نهائی
income effect U تناسب خرید با درامد
national money income U درامد ملی پولی
income multiplier U ضریب فزاینده درامد
national income analysis U تحلیل درامد ملی
margin revenue U سهم درامد از فروش
disposable income U درامد قابل تصرف
circular flow of income U گردش دورانی درامد
deferred income U پیش دریافت درامد
circular flow of income U جریان دوری درامد
individual income tax U مالیات بر درامد شخصی
corporation income tax U مالیات بر درامد شرکتها
personal income tax U مالیات بر درامد شخصی
current income U درامد یک سال مالی
marginal revenue product U درامد محصول نهائی
marginal utility of income U مطلوبیت نهائی درامد
national net income U درامد خالص ملی
negative income tax U مالیات بر درامد منفی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com