Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 16 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
earned
U
تحصیل کردن
earned
U
کسب معاش کردن
earned
U
بدست اوردن
earned
U
دخل کردن
earned
U
درامد داشتن
earned
U
شبکه پژوهشی اکادمیک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
well-earned
U
آنچهبهشایستگیبهفردیتعلقگرفتهباشد
hardly earned money
U
پول سخت بدست امده
earned run
U
کسب امتیاز پیش از سوزاندن سومین نفر
earned rate
U
نرخ تصاعدی نزولی
earned income
U
درامدحاصله از کار
earned income
U
درامدکسب شده
earned income
U
درامد تحصیل شده
earned run average
U
میانگین امتیاز کسب شده
Never spend money before you have earned it.
هرگز قبل از پول درآوردن، پول خرج نکنید.
A penny saved is a penny earned..
<proverb>
U
یک شاهى پس اندار یک شاهى در آمد است .
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com