Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 222 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
emolument
U
درامد
emoluments
U
درامد
return
U
درامد
returned
U
درامد
returning
U
درامد
returns
U
درامد
earning
U
درامد
revenue
U
درامد
income
U
درامد
proceeds
U
درامد
admission
U
درامد
admissions
U
درامد
hatch
U
درامد
hatched
U
درامد
hatches
U
درامد
means
U
درامد
earnings
U
درامد
comings in
U
درامد
gainings
U
درامد
it wasprologue to the nextmove
U
درامد
makings
U
درامد
prelusion
U
درامد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
disposable personal income
U
درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
gini coefficient
U
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
functional distribution of income
U
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
regressive income tax
U
مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
total income
U
درامد کل
total revenue
U
درامد کل
remunerative
U
پر درامد
earnings per share
U
درامد هر سهم
flow of income
U
گردش درامد
distribution of income
U
توزیع درامد
income distribution
U
توزیع درامد
per capita income
U
درامد سرانه
flow of income
U
جریان درامد
fixed income
U
درامد ثابت
notional income
U
درامد فرضی
ordinary income
U
درامد عادی
notional income
U
درامد خیالی
municipal revenue
U
درامد شهرداری
disposable income
U
درامد دریافتی
real income
U
درامد واقعی
psychic income
U
درامد بی دردسر
current income
U
درامد جاری
present income
U
درامد حال
present income
U
درامد جاری
deduction from income
U
کسور درامد
deferred credits
U
درامد پس افتاده
total revenue curve
U
منحنی درامد کل
personal income
U
درامد سرانه
personal income
U
درامد شخصی
permanent income
U
درامد دائمی
economic income
U
درامد اقتصادی
money income
U
درامد پولی
median income
U
درامد میانی
income determination
U
تعیین درامد
it weighed kilogrammes
U
سه کیلوگرم درامد
it scaled kilograms
U
ده کیلوگرم درامد
it proved false
U
دروغ درامد
net revenue
U
درامد خالص
income leakage
U
نشت درامد
income leakage
U
کسر درامد
net income
U
درامد خالص
income per capita
U
درامد سرانه
incremental revenue
U
درامد نهائی
marginal income
U
درامد نهائی
income consumption curve
U
منحنی درامد
median income
U
درامد متوسط
mean income
U
درامد متوسط
gross income
U
درامد ناخالص
national income
U
درامد ملی
nominal income
U
درامد اسمی
illicit earning
U
درامد نامشروع
immoral earning
U
درامد نامشروع
imperial decree
U
درامد نامشروع
imputed income
U
درامد ضمنی
imputed income
U
درامد انتسابی
income analysis
U
تحلیل درامد
income and expenditure
U
درامد و هزینه
marginal revenue
U
درامد نهائی
income taxes
U
مالیات بر درامد
earns
U
درامد داشتن
unearned revenue
U
درامد نامکتسب
income tax
U
مالیات بر درامد
means
U
توانائی درامد
transitory income
U
درامد انتقالی
transfer income
U
درامد انتقالی
total revenue function
U
تابع درامد کل
to bring a return
U
درامد دادن
unremunerative careers
U
مشاغل کم درامد
earned
U
درامد داشتن
earn
U
درامد داشتن
unearned revenue
U
درامد باداورده
broken down
U
ازپای درامد
broken-down
U
ازپای درامد
mean
U
منابع درامد
prologue
U
پیش درامد
prologues
U
پیش درامد
prelude
U
پیش درامد
preludes
U
پیش درامد
Inland Revenue
U
درامد داخلی
average revenue
U
درامد متوسط
auras
U
پیش درامد
sinfonia
U
پیش درامد
benefice
U
درامد کلیسایی
aura
U
پیش درامد
revenue sources
U
منابع درامد
meanest
U
منابع درامد
revenue sharing
U
سهیم در درامد
revenue function
U
تابع درامد
meaner
U
منابع درامد
relative income
U
درامد نسبی
overture
U
پیش درامد
stream of income
U
جریان درامد
overtures
U
پیش درامد
internal revenue
U
درامد داخلی
temporary income
U
درامد موقتی
actual income
U
درامد واقعی
tax revenue
U
درامد مالیاتی
annual earnings
U
درامد سالانه
supplementary income
U
درامد تکمیلی
annual income
U
درامد سالانه
attachment of earnings
U
توقیف درامد
national net income
U
درامد خالص ملی
negative income tax
U
مالیات بر درامد منفی
national income analysis
U
تحلیل درامد ملی
windfall income
U
درامد باد اورده
wage income
U
درامد بشکل دستمزد
national money income
U
درامد ملی پولی
national income determination
U
تعیین درامد ملی
net national income
U
درامد خالص ملی
personal distribution
U
توزیع درامد فردی
supertax
U
مالیات بر درامد اضافی
size distribution of income
U
توزیع درامد مقداری
single tax
U
مالیات بر درامد انفرادی
progressive income tax
U
مالیات بر درامد تصاعدی
proportional income tax
U
مالیات بر درامد تناسبی
relative income hypothesis
U
فرضیه درامد نسبی
redistribution of income
U
توزیع دوباره درامد
taxable income
U
درامد مشمول مالیات
theory of income distribution
U
نظریه توزیع درامد
uneven distribution of income
U
توزیع نابرابر درامد
theory of income determination
U
نظریه تعیین درامد
unequal distribution of income
U
توزیع نابرابر درامد
net tax revenue
U
خالص درامد مالیاتی
unearned income
U
درامد ازمبنایی جز کار
non tax revenue
U
درامد غیر مالیاتی
nonmonetary income
U
درامد غیر پولی
unearned income
U
درامد باد اورده
real national income
U
درامد ملی واقعی
business income
U
درامد خالص تجارتی
budgeted
U
حساب درامد وخرج
budget
U
حساب درامد وخرج
dissaving
U
مصرف بیش از درامد
earned income
U
درامد تحصیل شده
depleting
U
تقلیل درامد ملی
depletes
U
تقلیل درامد ملی
earning asset
U
دارائی ایجادکننده درامد
disposable income
U
درامد قابل تصرف
budgets
U
حساب درامد وخرج
deferred income
U
پیش دریافت درامد
bunched income
U
درامد خدمات شخصی
beneficed
U
دارای درامد کلیسایی
circular flow of income
U
جریان دوری درامد
corporation income tax
U
مالیات بر درامد شرکتها
marginal revenue function
U
تابع درامد نهائی
current income
U
درامد یک سال مالی
surtax
U
مالیات بر درامد اضافی
average revenue product
U
درامد متوسط محصول
depleted
U
تقلیل درامد ملی
factor earnings
U
درامد عوامل تولید
individual income tax
U
مالیات بر درامد شخصی
personal income tax
U
مالیات بر درامد شخصی
circular flow of income
U
گردش دورانی درامد
margin revenue
U
سهم درامد از فروش
marginal revenue curve
U
منحنی درامد نهائی
marginal revenue product
U
درامد محصول نهائی
marginal utility of income
U
مطلوبیت نهائی درامد
income multiplier
U
ضریب فزاینده درامد
revenue
U
درامد سود سهام
his income
U
هر چه درامد داردخرج میکند
deplete
U
تقلیل درامد ملی
gross national income
U
درامد ناخالص ملی
income effect
U
تناسب خرید با درامد
depletion
U
تقلیل درامد ملی
debt income ratio
U
نسبت قروض به درامد ملی
below the line
U
درامد یا هزینه غیر مترقبه
size distribution of income
U
توزیع درامد برحسب مقدار
cost saving
U
درامد حاصل از تقلیل هزینه
autonomous investment
U
سرمایه مستقل از درامد ملی
to out run the constable
U
بیش از درامد خرج کردن
pocketbook
U
درامد کتابچه یا دفتر بغلی
pocketbooks
U
درامد کتابچه یا دفتر بغلی
gravy trains
U
منبع درامد بدون زحمت
age earnings profile
U
برنامه درامد در دوران زندگی
rental income
U
درامد ناشی از اجاره بها
gravy train
U
منبع درامد بدون زحمت
disposable income
U
درامد شخصی پس از مالیات و بیمه
personal disposable income
U
درامد قابل تصرف شخصی
overseas income
U
درامد از کشور یا کشورهای خارجی
property income
U
درامد ناشی از املاک ومستغلات
income forgone
U
درامد صرف نظر شده
property income tax
U
مالیات بر درامد ناشی ازمستغلات
real national income
U
درامد ملی به قیمت ثابت
yielded
U
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
to make both ends meet
U
در حدود درامد خود خرج کردن
live up to one's income
U
به اندازه درامد خود خرج کردن
yield
U
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
rentlen
U
دارنده درامد سالیانه یاسالواره همیشگی
to i. anyone to a benefice
U
درامد کلیسایی رابرای کسی برقرارکردن
capitalized value
U
درامد حاصله از سرمایه گذاری در یک سال
permanent income hypothesis
U
فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
cost effectiveness
U
سودمندبودن بیشتربودن درامد در مقایسه باهزینه ها
yields
U
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
leakage
U
مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
engel's law
U
قانون عدم تطابق درامد با مقدار هزینه
demand factors
U
عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
leakages
U
مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
to i. any one into abenefice
U
کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن
ap.saved is a p gained
U
یک دینار پس انداز در حکم یک دنیا درامد است
independent in come
U
درامد مرتب که شخص را ازکارکردن برای زندگانی بی نیازمیسازد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com