Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
coded character
U
دخشه رمزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
authentication code
U
سیستم نشانی رمزی معرفهای رمزی
codress
U
نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
cipher
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
which transponder
U
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
optical character recognition
U
تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری
asterisk
U
دخشه
character generator
U
دخشه زا
blank character
U
دخشه
special character
U
دخشه
characters
U
دخشه
asterisks
U
دخشه
character
U
دخشه
character recognition
U
دخشه شناسی
character reader
U
دخشه خوان
character per second
U
دخشه در ثانیه
character density
U
تراکم دخشه ها
character based program
U
برنامه دخشه
blank character
U
دخشه فاصله
backspace character
U
دخشه پسبرد
character per inch
U
دخشه در اینچ
characters per second
U
دخشه بر ثانیه
check character
U
دخشه مقابلهای
swash
U
دخشه متون
rub out character
U
دخشه پاک کن
optical character
U
دخشه نوری
numeric character
U
دخشه عددی
magnetic character
U
دخشه مغناطیسی
graphic character
U
دخشه نگارهای
gap character
U
دخشه شکاف پر کن
forbidden character
U
دخشه ممنوعه
floating charactep
U
دخشه شناور
control character
U
دخشه کنترلی
control character
U
دخشه کنترل
compose sequence
U
دخشه ساختگی
escape charaoter
U
دخشه گریز
null character
U
دخشه پوچ
characters
U
دخشه کاراکتر
special character
U
دخشه ویژه
character
U
دخشه کاراکتر
sign character
U
دخشه علامت نما
oversrike
U
چاپ مضاعف دخشه
optical character reader
U
دخشه خوان نوری
line feed character
U
دخشه تعویض پذیر
functional character
U
دخشه وفیفه بندی
new line character
U
دخشه تعویض سطر
illigal character
U
دخشه غیر مجاز
separating character
U
دخشه جدا ساز
accuracy control character
U
دخشه یا کاراکتر کنترل دقت
cpi
U
Inch Per Character دخشه در اینچ
to kern a letter
U
فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
ocr
U
Recognition OpticalCharacter تشخیص نوری دخشه
automatic kerning
U
کاهش
[و تنظیم ]
خودکار فاصله دخشه ها
[فناوری چاپ]
autokerning
U
کاهش
[و تنظیم ]
خودکار فاصله دخشه ها
[فناوری چاپ]
backstairs
U
رمزی
allegorical
U
رمزی
in petto
U
رمزی
symbolic
U
رمزی
runic
U
رمزی
monogrammatic
U
رمزی
enigmatical
U
رمزی
cryptic
U
رمزی
emblematical
U
رمزی
symbolically
U
رمزی
coded
U
رمزی
furtive
U
رمزی
encoded
U
رمزی
mystics
U
رمزی
mystic
U
رمزی
figurative
U
رمزی
allusive
U
رمزی
allegoric
U
رمزی
occult
U
رمزی
emblematic
U
رمزی
cryptically
U
رمزی
to kern
U
کاهش دادن
[و تنظیم کردن ]
فاصله دخشه ها
[فناوری چاپ]
code word
U
کلمات رمزی
code words
U
کلمات رمزی
formulae
U
قاعده رمزی
puzzle lock
U
قفل رمزی
cryptograph
U
نوشته رمزی
cryptogram
U
نوشته رمزی
figurative
U
رمزی کنایهای
mystic participation
U
اشتراک رمزی
symbolic
U
رمزی اشاری
watchword
U
کلمه رمزی
formal logic
U
منطق رمزی
mystic sense
U
معنی رمزی
cryptocorrespondence
U
مکاتبات رمزی
encode
U
رمزی کردن
occult
U
سری رمزی
code
U
رمزی کردن
symbolic logic
U
منطق رمزی
mystify
U
رمزی کردن
formulas
U
قاعده رمزی
mystified
U
رمزی کردن
mystifies
U
رمزی کردن
mystifying
U
رمزی کردن
formula
U
قاعده رمزی
codification
U
رمزی کردن
encoded
U
رمزی شده
watchwords
U
کلمه رمزی
encodes
U
رمزی کردن
symbolically
U
رمزی اشاری
esoteric
U
رمزی درونی
undercover
U
رمزی جاسوس
phase encoded
U
رمزی شده با فاز
semiotic
U
مکتب علائم رمزی
semeiotic
U
مکتب علائم رمزی
mystically
U
بطور رمزی یا استعماری
cypher
U
حروف یامهر رمزی
cryptocommunication
U
ارتباط ومخابرات رمزی
cryptosecurity
U
حفافت مکاتبات رمزی
cryptanalysis
U
کشف نوشته رمزی
coded decimal
U
رقم دهدهی رمزی
token
U
معجزه علامت رمزی
tokens
U
معجزه علامت رمزی
to crack a code
U
رمزی
[گاوصندوق یا رایانه]
را شکندن
symbolization
U
استعمال علائم ونشانهای رمزی
cryptorelated informations
U
اطلاعات مربوط به مکاتبات رمزی
cryptanalyze
U
نوشته رمزی را کشف کردن
token
U
کلمه رمزی علامت مشخصه
tokens
U
کلمه رمزی علامت مشخصه
numerology
U
مبحث معانی رمزی اعداد
sigil
U
علامت نجومی علائم رمزی
cipher
U
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
cyphers
U
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
symbology
U
مبحث مطالعه علائم ونشانههای رمزی
symbolism
U
نمایش بوسیله علائم مکتب رمزی
pressmark
U
حروف رمزی مشخصه کتب کتابخانه
formulation
U
دستور سازی تبدیل به قاعده رمزی
ciphers
U
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
open code
U
سیستم رمزی که به صورت کشف مخابره میشود
monitored
U
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitor
U
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitors
U
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
demodulate
U
از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
typographies
U
فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
typography
U
فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
repeating key
روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
signals
U
علامتهای رمزی قراردادی بین اعضای تیم برای مانورهای معین
kerning
U
کاهش دادن فضای خالی میان دو حرف معین کاهش فاصله دخشه ها
magnetic ink character recognition
U
تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
character set
U
دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
spelling group
U
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
codress procedure
U
روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
cryptoparts
U
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
wand
U
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wands
U
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
codify
U
رمزی کردن تدوین کردن
codifies
U
رمزی کردن تدوین کردن
codifying
U
رمزی کردن تدوین کردن
spelling table
U
جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com