English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
semi interquartile range U دامنه نیمه چارکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wave trough U نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
lithosol U خاک کم عمق دامنه کوه ودشت که مرکب از سنگریزه وسنگهای نیمه خاک شده میباشد
overlap U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
quartile deviation U انحراف چارکی
coefficient of quartile deviation U ضریب انحراف چارکی
subalpine U ساکن دامنه کوهستان الپ مربوط به دامنه کوه
seahorses U رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap U چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorse U رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
cmos U روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos U ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
imbricate U نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semipublic U نیمه عمومی نیمه دولتی
splice U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous U نیمه درخشان نیمه مجلل
semi naufragium U نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life U نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy U اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june U از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
tails U دامنه
tail U دامنه
ranges U دامنه
ranged U دامنه
tailed U دامنه
amplitude U دامنه
mountainside U دامنه
mountainsides U دامنه
hillside دامنه
hillsides U دامنه
magnitude U دامنه
talus U دامنه
skirt U دامنه
skirted U دامنه
skirts U دامنه
foot دامنه
brae U دامنه
slopes U دامنه
sloped U دامنه
scope U دامنه
range U دامنه
slope U دامنه
f.of mountain U دامنه کوه
maximum amplitude U دامنه حداکثر
pulse amplitude U دامنه تپش
one tailed test U ازمون یک دامنه
double amplitude U دامنه دوبل
frequency response U خم دامنه- بسامد
hillsides U دامنه کوه
response amplitude U دامنه پاسخ
impluse amplitude U دامنه ایمپولز
feet U پایین دامنه
hillside U دامنه کوه
interval confidence U دامنه اطمینان
hill side دامنه تپه
restriction of range U محدودیت دامنه
range of stress U دامنه تنش
amplitude of oscillation U دامنه نوسان
amplitude of vibration U دامنه ارتعاش
audibility range U دامنه شنودپذیری
audio frequency U دامنه شنودپذیری
vibration amplitude U دامنه ارتعاش
class interval U دامنه طبقه
range format U قالب دامنه
colluvial U دامنه کوهی
combe U دامنه تپه
range expression U عبارت دامنه
amplitude U دامنه بزرگی
criteria range U دامنه ملاک
midrange U میان دامنه
discriminating range U دامنه افتراق
range name U نام دامنه
range of motion U دامنه حرکت
amplitude modulation U مدولاسیون دامنه
am U مدولاسیون دامنه
tolerance U دامنه تغییرات
scope U دامنه رسیدگی
talus U دامنه تالیوز
total amplitude of oscillation U دامنه کل نوسان
talus U دامنه سنگلاخی
talus meterial U واریزه دامنه
tooth flank U دامنه دندانه
tropic range U دامنه استوایی
two tailed test U ازمون دو دامنه
ranges U دامنه تغییرات
wave amplitude U دامنه موج
ranged U دامنه تغییرات
tolerances U دامنه تغییرات
flanking U دامنه جناح
range U دامنه [ریاضی]
flank U دامنه جناح
range U دامنه تغییرات
flanked U دامنه جناح
purview U دامنه شمول قانون
tidal range U دامنه جذر و مد دریایی
modular range U دامنه تغییرات مدول
lift U بالارو دامنه بالابری
double apron fence U سیم خاردار دو دامنه
interquartile range U دامنه میان چالاکی
domain of definition U دامنه تعریف [ریاضی]
lifts U بالارو دامنه بالابری
skirting armor U زره دامنه تانک
lifting U بالارو دامنه بالابری
domain of a function U دامنه یک تابع [ریاضی]
lifted U بالارو دامنه بالابری
foothill تپه دامنه کوه
cylinder skirt U حاشیه یا دامنه سیلندر
impluse amplitude U دامنه ضربه جریان
magnitude of alternating current U دامنه جریان متناوب
The matter assumed significant proportions. U دامنه کار با لاگرفت
sidehill U واقع در کنار تپه دامنه
ridge U پشته تپههای دامنه کوه
neap range U دامنه نوسان جزر و مدضعیف
skirt U دامنه کوه حومه شهر
skirted U دامنه کوه حومه شهر
ridges U پشته تپههای دامنه کوه
foot hill تپه ای که در دامنه کوهی باشد.
skirts U دامنه کوه حومه شهر
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
daily range of soil temperature U دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
foehn U باد خشک وگرم دامنه کوه
coves U خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
damping factor U نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
cove U خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
infrasound U صدایی با توان و دامنه بسیارو فرکانس بسیار کم
fumarole U شکاف دامنه اتش فشان که از ان دود وبخارمتصاعد است
stepping U قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
step U قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
hook's law U تغییر شکل یک جسم الاستیک در دامنه الاستیسیته با تنش وارده متناسب است
omni axial nozzle U نازل موتور راکت که میتوانددر دامنه تعیین شده درراستاهای مختلف تنظیم شود
half deck U نیمه پل
division line U خط نیمه
stiffish U نیمه شق
in noon of night U در نیمه شب
moiety U نیمه
semis U نیمه
semi U نیمه
part way U نیمه
mid- U نیمه
mid U نیمه
midnight U نیمه شب
freeware U نرم افزاری که در دامنه عمومی قرار دارد و هر کسی بدون پرداخت میتواند از آن استفاده کند
semicinductor U نیمه هادی
semicinductor U نیمه رسانا
subacute U نیمه حاد
solid state U نیمه هادی
semi skilled U نیمه ماهر
semireligious U نیمه مذهبی
semicivilized U نیمه متمدن
semirigid U نیمه سخت
second half U نیمه دوم
semiactive U نیمه فعال
semiautomatic U نیمه خودکار
semiaquatic U نیمه ابزی
semipro U نیمه حرفهای
semipublic U نیمه همگانی
subfossil U نیمه سنگواره
subarid U نیمه خشک
semiprivate U نیمه خصوصی
subadult U نیمه بالغ
semiarid U نیمه خشک
semi conductor U نیمه هادی
aileron U نیمه سنتوری
aileron U نیمه لچکی
semisynthetic U نیمه مصنوعی
semisynthetic U نیمه ترکیبی
semiterrestrial U نیمه خاکی
semitranslucent U نیمه کدر
semitranslucent U نیمه شفاف
semitransparent U نیمه شفاف
shaly clay U رس نیمه بلوری
partially sighted U نیمه بینا
partially hearing U نیمه شنوا
partial fixing U نیمه گیرداری
semitropic U نیمه گرمسیری
quasi private U نیمه خصوصی
quasi public U نیمه دولتی
preconscious U نیمه هشیار
dwarf wall U دیوار نیمه
half-bat U آجر نیمه
half-column U نیمه ستون
semiarboreal U نیمه درختی
semiskilled U نیمه ماهر
quasi convex U نیمه محدب
quasi concave U نیمه مقعر
quasi commercial U نیمه بازرگانی
semisolid U نیمه جامد
quasi public U نیمه عمومی
semi trailer U نیمه یدک
semilate U نیمه دیررس
semifluid U نیمه ابکی
semifixed U نیمه ثابت
semi-conscious U نیمه هشیار
half-timbered U نیمه چوبی
sub-tropical U نیمه حاره
semiliquid U نیمه مایع
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com